[ حنیفا ]
-
قصه ِدر ؛
بعد از تو
این در دیگر خاطرات ِدر زدن های ِپیامبر را
فراموش کرده ؛
و لحظات ناخوش
شهادت شاهدخت پیامبر را
برای کودکان این خانه
تعریف میکند ... ؛
و چه تقدیری برای این در
نوشته شده است ؛
که این در سوخته
احساس گناه را از ته ِته ِ پایه هایش
حس کرده ...
و فرش ِخون های ریخته شده
از سینه و پهلوی حضرت مادر است
و فدای آتش دشمن خاندان پیمبر شده
و چه میکشند میخ های این در
روزگاری خوشبختترین جزء ِکوچک ِاین دنیای ِبزرگ بودند ؛
ولی الان ... ❤️🩹
ای کاش علی ؛
هیچوقت بر در ِ این خانه ؛
میخ نمیزد ...
ای کــاش !
وا امــاه !.
لعن الله قاتلیکِ یا فاطمه الزهرا
#قصه_مادر
#نوشته_قلبم
انا اعطیناک الکوثر.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
انا اعطیناک الکوثر ؛
آخ خجالت زده شد حیدر ! ...
[ حنیفا ]
-
و علی
آرام آرام سینه خاک را شکافت ....
سنگ ها را
یک به یک چید
و دردانه زندگیاش ؛
تنها یار روزهای غریبیاش ؛
امانت برادر و پیغمبرش ؛
جانش ؛
را
با دستانی لرزان به
دل خاک سپرد ... ! ؛
#قصه_مادر
#نوشته_قلبم
767.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوتاه ترین ولی
سنگین ترین روضه :
زهـــرا ... ؟
انــا عـــلی ... !