حنیفا
او بود که برداشت چو کاهی در ِخیبر؛ او بود که آورد به قاموس فتی را...
قربان ِسرکوی حبیبی که به بویی؛
دیوانهی خود کرده تمام ِعقلا را...
حنیفا
قربان ِسرکوی حبیبی که به بویی؛ دیوانهی خود کرده تمام ِعقلا را...
قربان ِنگاری که او زودتر از ما؛
جبرئیل خریده است به جان درد و بلا را...
حنیفا
قربان ِنگاری که او زودتر از ما؛ جبرئیل خریده است به جان درد و بلا را...
ما بی تو چه داریم به جز روی ِسیاهی؛
ما با تو نداریم غم ِروز ِجزا را
حنیفا
ما بی تو چه داریم به جز روی ِسیاهی؛ ما با تو نداریم غم ِروز ِجزا را
از عشق ِتو عمریست که در جوش و خروشم؛
بگذار بمانم به همین حال خدا...
حنیفا
از عشق ِتو عمریست که در جوش و خروشم؛ بگذار بمانم به همین حال خدا...
سرها همه افتاد و سپرها همه افتاد
تا تیغ ِتو چرخید یمینا و یسارا...
حنیفا
سرها همه افتاد و سپرها همه افتاد تا تیغ ِتو چرخید یمینا و یسارا...
از هیبت ِنام ِتو بلرزد دل ِهستی؛
تا از کمرت باز کنی تیغ ِدوتا را...