خب بچه ها از اونجایی که یه پارت هم ندادم میدونم از دستم ناراحتید😂😭🤌🏻
ولی ببخشید😔💔
شوما؛ فدای یه تار موت حال خودت مهم تر بود عزیز
....
من؛ ویمبدبمصنبمکثدقدبمغزپسحضتبکدبوزمدبوژزتیکسزپزم😭😭🫂🎀
ذوقققققققققققققققققق
فدات😭💅
شوما؛ اشکالی نداره که پارت ندادی خوب خسته بودی ولی امروز بده💗
....
من؛ چشم الان میرم بنویسم🎀
نه نه بچها ناراحت نشید فردا انصافا، خدا وکیلی و وجدانا میخوام سه چهار تا پارت بدم😂😭
روم نمیشه دیگه پیام بدم
شوما؛ https://eitaa.com/Hanifam128/1378
از کی بپرسم خب؟
خودت بگو خوشگلی؟
....
من؛ اومم.. تعریف از خود نباشه اره😃🎀
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬112٬٬
سفارش رو دادیم و توجه من جلب شد به محیط اونجا
آهنگ ملایمی که اونجا پخش شده بود، خیلی آرامش بخش بود
هوای خنک هم که اصن نگم براتون
با تموم دادن دست تیرداد جلو صورتم به خودم اومدم
تیرداد: الو ملیکا کجایی؟!
ملیکا: چی؟ آها همینجام غرق شدم تو خنکی و آهنگ اینجا
تیرداد: بااوشه...
مونا: ولی انصافا انگشتر هاتون خیلی خیلی خوشگل شدن
ملیکا: فداتشم عزیزمممم
همینجور گرم صحبت بودیم که قاشق چنگال و بشقاب و...
اوردن
گارسون: خب نوشابه چی میل دارین؟!
ملیکا: صددرصد سِوِن آب
از زبان تیرداد؛
وای خدا من خیلی کوکا دوست دارم ولی از یه طرف هم دوست دارم چیزی که ملیکا میخوره بخورم
با خودم گفتم هرچی رَندوم گفتم
تیرداد: منم سون آب
مونا؛ من کوکا
گارسون: چشم
مونا تو روحتتتتت😒😭
مونا: ملیکا خواهر، تا غذا رو بیارن میخوام یچی بت بگم
ملیکا: بفرما
مونا: اوممم..از یه پسره خوشم میاد ولی نمیدونم اون چه حسی داره
ملیکا: مبارکهههه عشقمم
مونا: بی تر ادب دارم میگم نمیدونم اون دوسم داره یا نه
ملیکا: خب تو بیمارستان عاشق شدی یا خارج از بیمارستان؟!
مونا: داخل بیمارستان
ملیکا: ببین عشقم من از خوشحالی دستشوییم گرفت بزار برم برگردم به حسابت میرسم
مونا: باشه😂
ملیکا رفت و مونا از روی میز خم شد سمت من و گفت: آقا تیرداد من از شما خوشم اومده، باهام اوکی میشید؟!
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
ببینید واسه این یه پارت خیلی هیجان زده ام نظراتتون رو بدونم..
میگید؟!😂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!