eitaa logo
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
76 دنبال‌کننده
143 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«حضورِ او، نه در خیال است و نه در یاد؛ که سایه‌سارِ سکوت است و کفایتِ بیداد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَردا 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬125٬٬ غذا رو ریختم تو ظرف و روی میز ناهار خوری وسایل رو آماده کردم همیشه برام سوال بود برام که تیرداد توی خونه ای که خودش تنها زندگی میکنه چرا میز چهار نفره گرفته بود؟ ملیکا: تیرداد بیا شام حاضره تیرداد: اومدم داشتم با دستام ور میرفتم تا تیرداد بیاد، که نگاهم به انگشترم خورد ملیکا: ممنونم ازت خدا (آروم) خیلی خوشحالم که داریم به هم میرسیم تیرداد: خب ببینیم خانوم مون چه کرده ملیکا: بفرما.. قاشق اولی رو که خورد شروع کرد به تعریف کردن یه نیم ساعتی گذشت تا کامل غذا رو خوردیم ملیکا: ولی تیرداد ما تو رستوران به پیتزای کامل خوردیم، چجوری اشتها داشتی؟😂🤦🏻‍♀️ تیرداد: واسه غذا های شما همیشه اشتها داریم ملیکا: تیرداااددد مامانم الان دق میکنههههه بهش نگفتم اومدم کجاااااا😭😭 تیرداد: نگفتی واقعااااا؟؟! برو گوشیت رو ببین چقدر میس افتاده سریع دوییدم سمت گوشیم ملیکا: اوهَ! بلههه ۱۳ تماس بی پاسخ از مامانم ۵ تماس بی پاسخ از بابام!! گوشیم رو بی صدا بود تیرداد: خسته نباشی، آخرین تماس چه ساعتی بوده؟! ملیکا: پنج دقیقه پیش تیرداد: خب زنگ بزن بهشون، بیدارن ملیکا: باشه هیچی من زنگ زدم و بعد اینکه کلی فحش و غر از مامانم شنیدم به کنار!! بابام از دو کیلومتر مامانم داد و بیداد میکرد، مامانمم از اینور صدا یه نفر دیگه هم میومد ولی نتونستم تشخیص بدم چون رو بلندگو بود تیرداد تشخیص داد و از شدت تعجب ابروهاش پرید هوا هنوز مامانم داشت غر میزد که با چشم و ابرو از تیرداد پرسیدم چی شده گفت: تیرداد: اون صدای مهران هست، خدا بخیر کنه (آروم) شوک بم وارد شد و با داد از مامان پرسیدم مهران اونجاعه؟! مامان: ن‍..ه نه م..م‍.ا نگفتیم بیاد! (دستپاچه شدن) ملیکا؛ چیکار داره اون مردتیکه اینجا؟! مامان: چون فهمید تو گم شدی دیوونه شد اومد اینجا ملیکا: گ‍.وه خورده ردش کن بره ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
خدمت شما💘
شوما؛ https://eitaa.com/Hanifam128/1586 ارععع .... من؛ براتون گذاشتم
شوما؛ https://eitaa.com/Hanifam128/1587 مهران آشغاللل😍🩴 .... من؛ 😂🎀
شوما؛ با افتخاار ر.یدم سر مهرانن🥹🥹 .... من؛ مهران بی لیاقت، ر.یدم تو اون قیافت..😂
شوما؛ مهران تو دیوانه ای تو احمقی😍🩴🎀🙂🐵💔💃 .... من؛ 😂👀
شوما؛ اخیییی .... من؛ 🤍
شوما؛ نه شیر دارم نه پستون ریدم توی تابستون حالم خیلی خرابه گرما برام عذابه هرچی کولر میگیرم اصا فایده نداره ...‌. من: حالا خوبه تو کولر میگیری،کولر ما سوت بلبلی میزنه اصن نمیشه روشن کرد😂💔
شوما؛ سیسی ۱۰۰ بشی خوشحال میشی🥹 .... من؛ معلومه که خوشحال میشممم🥹💃🏻
شوما؛ https://eitaa.com/Hanifam128/1594 همچنین🤣🤣🩴 .... من؛ 😂
شوما؛ یه سوال اینکه گفته مهران دیوونه شد که ملیکا گم شده خب لابد دوسش داره😍 .... من؛ لابد که نه واقعا دوسش داره😐 نخوندی داستانو از اول؟! مهران برادر شوهرِ خواهرِ ملیکاعه وقتی ملیکا در شرف آشنایی با تیرداد بود مهران دوسش داشت و کلی بلا سرش اورد
شوما؛ استرس دارم بیخودی نمدونم چرا چمه؟؟ دلم میخواد برم مشهد گریه کنم😭 ..... من: الهی فداتشم بیا بغلمم🫂🫂