شوما؛ با افتخاار ر.یدم سر مهرانن🥹🥹
....
من؛ مهران بی لیاقت، ر.یدم تو اون قیافت..😂
شوما؛ نه شیر دارم نه پستون
ریدم توی تابستون
حالم خیلی خرابه
گرما برام عذابه
هرچی کولر میگیرم اصا فایده نداره
....
من: حالا خوبه تو کولر میگیری،کولر ما سوت بلبلی میزنه اصن نمیشه روشن کرد😂💔
شوما؛ یه سوال اینکه گفته مهران دیوونه شد که ملیکا گم شده خب لابد دوسش داره😍
....
من؛ لابد که نه واقعا دوسش داره😐
نخوندی داستانو از اول؟!
مهران برادر شوهرِ خواهرِ ملیکاعه
وقتی ملیکا در شرف آشنایی با تیرداد بود مهران دوسش داشت و کلی بلا سرش اورد
شوما؛ استرس دارم بیخودی
نمدونم چرا
چمه؟؟
دلم میخواد برم مشهد گریه کنم😭
.....
من: الهی فداتشم بیا بغلمم🫂🫂