eitaa logo
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
76 دنبال‌کننده
143 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«حضورِ او، نه در خیال است و نه در یاد؛ که سایه‌سارِ سکوت است و کفایتِ بیداد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
بازم میدم منتظر باشید✨
سیسیا نظراتتون رو بگید تا ارسال کنم🤍
شوما؛ عالییی زینب جون بهترین رمان دنیا همینه😭🩷 ..... من؛ فدااااااااااااااتتتتتتتتتتتت😭🎀💘
عزیزام امیدوارم بیدار باشید و از دستم عصبانی نباشید چون می‌خوام پارت بدم😂😭
شوما؛ زینب خیلیییییی خوبییییییی عاشقتممم خودت که ماه رمانت عالییی چجوری انقدر خوبی تو دختر؟؟😭💫🛐 .... من؛ عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر ذوووووووووووووققققققققققققق جیییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغ غشششششششششششششش 😭🛐💞💘✨ فداتشممممممممم
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَردا 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬128٬٬ ملیکا: حقته یزید، از صبح تا حالا دوبار ترسوندی منووو تیرداد: ببخشیییددد که قراره پولمو آب بزنیییی! ملیکا: منت سر من می‌زاری دلقککک؟؟؟! تیرداد: نه عشقم شوخی کردم من که هرچی دارم مال توعه مخصوصاً یه چیزی ملیکا: چی؟! تیرداد: قلبم💘 ملیکا: فداتشم💕 [نویسنده؛ عوووققق] تیرداد: خب پاشو حاضر شو بریم لباس بگیریم ملیکا: با.. گوشی تیرداد زنگ خورد تیرداد: بله؟! خانومِ پرستار: سلام آقا تیرداد ممنون میشم بیاید بیمارستان مریض اورژانسی داریم تیرداد: نمی‌دونم، بهتون پیام میدم اگه اوکی شد خانومِ پرستار: باشه چشم تلفن رو قطع کرد و گفت: ملیکا جونمم ناراحت نمیشی لباس عروس که میخوای بخری نباشم؟؟! ملیکا: چطور؟! تیرداد: باید برم بیمارستان ملیکا: ای بابا تیرداد: خب اگه دوست داری میتونیم یه کاری بکنیم امروز لباس بله برون بخریم فردا پس فردا عروسی اوکیع؟! ملیکا: نمیدونم، ایده خوبیه،بزا از آتنا بپرسم تیرداد: شوهر خودتو ول کردی میری سراغ خواهر شوهر؟!😂😐🗿 ملیکا: اره داااشش مشکل داری؟!! تیرداد: نه نه عزیزم من غلط بکنم😬 ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
شوما؛ میشه قربون ذوقت برممممم؟؟؟😭💘 ذوقتم قشنگهههه تو فقط همیشه همینجوری باش باشه؟😭✨️🫂 .... من؛ خدانکنههههه خدااااااااااااااااااااا گریهههههههههه😭😭😭✨
اوکیع پارت ها؟! یا بازم بدم؟!
شوما؛ بازم بده .... من؛ اوکیه (امشب میتونید ازم تیغ بزنید😂)
شوما؛ فقط اونجا نویسنده:عووق😂😂 .... من؛ والا😂💔
شوما؛ نیاز به یه ادمی مث تیرداد برای ارامش روانم🥹 .... من؛ من دارم سریال ترکی میبینم که امروز تموم شد مدیونی فک کنی افسردگی گرفتم🗿 حالا به کنار ولی من به اون ماهر نیاز دارم می‌دونی چرا؟ چون جانفزا (زنش) هرچقدر خرج میکرد از گل نازک تر نمی‌گفت بش ولی اخلاقش هم خیلی خوبه