این پارت های جدید خدمت شما..✨
شنوای نظراتتون هستم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬135٬٬
آتنا: بگو، من مشکلی ندارم
داشتم شماره تیرداد رو میگرفتم که یه صدای آشنایی اومد
چقد..
چقد صداشون..
شبیه تینا و صبا بود!
با هین کشیدن پارمیس و آتنا سرمو از گوشی درآوردم و به اطراف نگاه کردم
ینی چی؟
اونا آزاد شدن؟!
ولی دستبندی که دستشون بود نشون دهنده آزادی نبود
چ..
چرا صورتشون قرمز بود؟!
کتک بود یا گریه؟!
صبا: ملیکا ما غلط کردیم ما رو ببخش😭
تینا: صبا راست میگه ملیکااا😭
کم کم داشتم عصبانی میشدم
ملیکا: اینجا چه خبرهههه؟؟!!! (با داد)
یه خانومی با مقنعه سبز یشمی و چادر مشکی و یه چیزی روی مقنعهش که به احتمال زیاد اسمش بود اومد داخل
خانوم پلیس: سلام، ملیکا شاه کرمی کیه؟!
ملیکا: سلام، منم
خانوم پلیس: این دونفر که تینا و صبا هستن تا چهار روز دیگه قراره اعدام بشن، اومدن رضایت بگیرن
ملیکا: اعدام؟؟!
خانوم پلیس: بله
صبا: ملیکا تو رو امام حسین رضایت بده😭
ملیکا: چرا دقیقا؟! الان با چه عذاب وجدانی زنده اید؟!
خبر دارید از ماهلین؟؟!
تینا اشک هاشو پاک کرد و گفت؛
تینا: نه مگه چی شده؟!
ملیکا: 😏 چیشدع؟! ملیکا خیلی وقته زیر خاکه
صبا:..
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
عالییییی زینبیه خودمییی پر قدرت ادامه بده😭💘
.
فداتشم🎀
ناشناس که کویره من ذوقم کور شد
مممرررررررررسسسسسسسسییییییییییی ززززیییینننییی ججججوووننننمممممممم
پارت بدههههههههه
.
خواهش میکنم
نه اصن دیگه پارت نمیدم
هم کلی لف داشتیم هم ناشناس کویر بود
خخخیییلللییییی ععععااالللللیییی نننوووشششتی بازهم بنویس ترو خدااااااا
.
فداتشم
نه عشقم سه پارت دادم
قهر نکننن عب نداره چند روز دیگه بده ولی فقط بدهه
بهترین رمان دنیا رمان زینب جونمممم🥲💗
.
فردا پس فردا میدم ولی امروز دادم
قربونت🤍
سلاملکم ظهرتون بخیر
نظراتتون رو راجب پارت های دیروز بدین تا پارت بدم✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!