𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. روز ششم محرم سال ۶۱ هجری خبر حرکت امام حسین(ع) به کوفه باعث شد که ابن زیاد، شب و روز به فکر آماده
.
روز هفتم محرم سال ۶۱ هجری
از روز هفتم محرم، عمر سعد، عمرو بن حجاج را با ۵۰۰ سوار بر شریعه فرات مامور کرد.
آنان فرات را در محاصره خویش قرار دادند و از ۳ روز به شهادت امام حسین(ع) مانده، مانع آب برداشتن اصحاب او از رود فرات شدند.
برگرفته از کتاب دانستیهای عاشورا/ صفحه ۲۱
𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. روز هفتم محرم سال ۶۱ هجری از روز هفتم محرم، عمر سعد، عمرو بن حجاج را با ۵۰۰ سوار بر شریعه فرات ما
.
امام حسین(ع) روز عاشورا در ۶ مورد گریه کرد:
مورد اول: هنگامی که فرزند گرانمایهاش حضرت علی اکبر(ع) در برابر دیدگانش به سوی میدان حرکت کرد. حضرت در آن لحظات غمبار محاسن خویش را به دست گرفت، رو به آسمان کرد و پروردگارش را فراخواند و گریست...
مورد دوم: هنگام به میدان رفتن یادگار گرامی امام مجتبی(ع) بود که آن حضرت او را در آغوش کشید و تا سرحد بیهوشی گریه کرد...
مورد سوم: هنگامی بود که با ندای قاسم خود را به میدان و کنار جسد غرق به خون او رساند و پیکر او را پایمال شدهی سم اسبان نگریست...
مورد چهارم: هنگامی که در کنار جسد برادر قهرمانش، عباس(ع) ایستاد و با منظرهی غم انگیز، دستهای جدا شده، مشک آب پاره شده و پیکر به خون آغشتهی پرچمدارش رو به رو شد، گریه امانش نداد و به شدت گریه کرد.
مورد پنجم: هنگامی دلداری و آرامش بخشیدن به خواهر گرانقدرش زینب(س) بود که طوفانِ سوز و سیلاب اشک امانش نداد..
مورد ششم: هنگامی که به قصد میدان، میخواست از اهل بیتش جدا شود، دختر خردسال و گرانمایهاش که سخت به او مهر میورزید با فریادی دردآلود خود را به پدر رسانید و دامانش را گرفت و گفت:
آهستهتر! آهستهتر!... پدر جان! اینک شکیبا باش! تا از تماشای چهرهی ملکوتیات آخرین زاد و توشه را برگیرم، چرا که احساس میکنم اینک آخرین وداع و آخرین دیدار است و دیگر ملاقاتی در دنیا نخواهد بود...
آنگاه بر دست و پای پدر افتاد و پای پدر را بوسه باران کرد. امام حسین(ع) بی اختیار بر روی خاک نشست و دختر دردانهاش را بر دامان خود نشاند و اینجا بود که گریهای بسیار سخت و شدید به او دست داد و سیلاب اشک فرو بارید، به گونهای که با آستین پاک مینمود و زمزمه میکرد که:
(دختر دردانهام! سکینهام! بدان که پس از مرگ پدر، گریهات بس طولانی خواهد بود)
برگرفته از کتاب دانستیهای عاشورا/ صفحات ۲۸_۲۹