بسیار کلنجار رفت
بامرغابی ها و بعد با میخ در
هرکدام میپرسیدند چرا؟؟
ارام در گوش میگفت:
دلتنگ فاطمه ام ....💔
ناحله :)
بسیار کلنجار رفت بامرغابی ها و بعد با میخ در هرکدام میپرسیدند چرا؟؟ ارام در گوش میگفت: دلتنگ فاطمه ا
شکاف سر بهانه بود، مولای ما دلتنگ فاطمه بود: )
ناحله :)
به شب قدر رسیدیم آقای شهیدم و حال ما حالِ یتیمان کوفه است پشت در خانهی علی؛ اشکبار، آواره و یتیم.
امشب حال یتیم های کوفه رو فهمیدم.......