هدایت شده از چرایی
خدایا فرهنگ به معنای واقعی کلمه منو مجذوب میکنه. رقصیدن. زبانها و گویشها. آوازها و رسمها. کرشمههای لعنتی پیچنده.
هدایت شده از عج؛
وقایع، رابطه خطی ندارن. چند عاملیان. فهمیدنشون به همین سادگیها هم نیست. پیچیدهان. تو نمیتونی بگی «فلانی اون کار رو کرد چون ». این پاککردن صورتمسئله و علاج مقطعیه. چون تو اساسا درک جامعی از کل واقعه نداری. موقع ساختهشدن ساز و کارهایی که به وقوع اون واقعه ختم شدن، نبودی. پیشینهش رو نمیدونی. میتونی محکوم کنی. میتونی مخالفت کنی. میتونی ابراز انزجار کنی. و میتونی نقد کنی. ولی قضاوت، نه.
هدایت شده از عج؛
ما آدمها رو، در چهارچوبهای فکری خودمون، در عقاید و افکار و ایدئولوژیهایی که باهاشون بزرگ شدیم قرار میدیم و بعد سعی میکنیم که با اطلاعات ناقصی که از واقعه داریم، دنبال یک رابطهی خطی، کوتاه و مستقیم برای چراییش بگردیم. با همین دادگاه کوتاه چنددقیقهای که توی ذهنمون برقرارمیکنیم، آدمها رو دستهبندی و برچسبگذاری میکنیم، و در جایی قرارشون میدیم که اگر خارج از اون چهارچوب باشن، دیگه به هیچ طریقی، هیچ حرف و نظر و دفاعی رو ازشون قبول نکنیم. چرا؟ چون قبلا دادگاهش رو برگزار کردیم و حکم هم صادر شده.
ذهن، همیشه دنبال کوتاهترین راه حلّه، چون انرژی کمتری مصرف میکنه. و ما چون دنبال دردسر و پیداکردن خط و ربطهای پیچیده و طولانی و پرزحمت نیستیم، خیلی راحت حکم میدیم و مسائل رو از سر خودمون باز میکنیم. و اینطوری میشه که درنهایت، فکر میکنیم که فقط ما درست میگیم. فقط چهارچوبهای ذهنی فکر ما درستاند و هر آنچیزی که خارج از این چهارچوب بعضا کوچک و بسته باشه، ناحق، خلاف واقعیت و دروغه. بدون اینکه یکبار، تلاش کنیم خارج از چهارچوب به وقایع نگاه کنیم. شاید این ماییم که داریم مسیر خلاف و باطل و دروغ رو میریم.
هدایت شده از 𝑳𝘰𝘯𝘦𝘭𝘺 𝑷𝘭𝘢𝘯𝘦𝘵
هیچوقت این یه نفر رو یادم نمیره 😭 ))