eitaa logo
حاشیه‌های یک کتاب باز
89 دنبال‌کننده
215 عکس
19 ویدیو
0 فایل
هر کتاب، یک پایان دارد؛ اما هر خواننده، حاشیه‌ای تازه برای آن می‌نویسد.🌱 #حاشیه‌های‌یک‌کتاب‌باز برای سفر به دنیای کتاب‌ها، همین الان عضو شو؛) ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_riy6rx6&btn=حاشیه‌های‌یک‌کتاب‌باز
مشاهده در ایتا
دانلود
آرزو می‌کنم تو زندگیت به جایی برسی که هر شب قبل خواب از ته دل بگی: خدایااااا شکرت شبتون قشنگ...🍃
-من بی نهایت به اقیانوس شباهت دارم، هنوز به طور کامل کشف نشدم، گاهی آروم و گاهی طوفانی، گاهی پر از سکوتم و گاهی پر از حرف... ‍
قاچ کـ🍨ــتاب -وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای ندارند جز آنکه خُردت کنند، تا برایشان اندازه شوی! پس مراقب معاشرت هایت باش. کتآبــ:هنر و زندگی پیکاسو
هدایت شده از 𝑵𝒊𝒍𝒔𝒆
برای چنل زیبایِ "حاشیه های یک کتاب باز" ₊˚⊹♡ در دنیای مرموز و جنایی Sherlock 🕵🏻‍♂️ ♡₊˚⊹ 𖤐 اولین سکانستون با کدوم کاراکتره؟ با John Watson؛ درست وسط یک پرونده‌ی عجیب پیداتون می‌کنه و از همون لحظه اول حس می‌کنه شما چیزی بیشتر از چیزی که نشون می‌دید، می‌دونید. 𖤐 اولین دشمنتون کیه و چرا؟ Jim Moriarty؛ چون شما تنها کسی هستید که تونستید یکی از نقشه‌هاش رو قبل از اینکه اجرا بشه، بفهمید. حالا برای ساکت کردنتون، شخصاً وارد بازی می‌شه. ♟️ 𖤐 چه کسی قراره عاشقتون بشه؟ John Watson؛ اولش فکر می‌کنه فقط از بودن کنارتون لذت می‌بره، اما وقتی خطری تهدیدتون می‌کنه، می‌فهمه این قضیه خیلی بیشتر از یه علاقه‌ی ساده‌ست. 🤍 𖤐 چه راز بزرگی درباره‌تون وجود داره؟ شما سال‌هاست با یک هویت جعلی زندگی می‌کنید. هیچ‌کس نمی‌دونه چرا هویت واقعیتون رو پنهان کردید؛ حتی شرلوک. اما وقتی بالاخره حقیقت رو کشف می‌کنه، می‌فهمه گذشته‌ی شما مستقیماً به یکی از قدیمی‌ترین پرونده‌های حل‌نشده‌ی خودش مربوطه… 🕯️ ✦ .  ⁺   . ✦ .  ⁺   . ✦
حاشیه‌های یک کتاب باز
برای چنل زیبایِ "حاشیه های یک کتاب باز" ₊˚⊹♡ در دنیای مرموز و جنایی Sherlock 🕵🏻‍♂️ ♡₊˚⊹ 𖤐 اولین سک
من نمی‌دونم نظر شما راجع به کاراکتر‌های برلین در خانه کاغذی، موریارتی در شرلوک هلمز یا تام در دوستدار چیه؛ اما به شخصه از این آدم‌ها به‌شدت خوشم میاد. 😂 راستش من کلاً یک نقطه‌ضعف نسبتاً واضح دارم؛ آدم‌های باهوش. از اون شخصیت‌هایی که وقتی وارد داستان می‌شن، نمی‌تونی به سادگی بفهمی توی سرشون چی می‌گذره. آدم‌هایی که فقط با قدرت یا خشونت بازی نمی‌کنن، بلکه با ذهن بقیه بازی می‌کنن. شاید دقیقاً به خاطر همین شرلوک هلمز رو این‌قدر دوست دارم. شرلوک وقتی مقابل یک نفر قرار می‌گیره، انگار فقط باهاش حرف نمی‌زنه؛ شروع می‌کنه به باز کردنش. از روی لباس، رفتار، حرف زدن، نگاه کردن و هزار چیز کوچیک، چیزهایی درباره‌ات می‌گه که خودت شاید هیچ‌وقت بهشون توجه نکرده باشی. و این برای من خودش یک جور بازی روانیه. موریارتی هم از اون طرف جذابه چون دقیقاً اهل همین بازی‌هاست؛ فقط مسئله این نیست که باهوشه، مسئله اینه که می‌دونه با هوشش چطور بازی کنه. برلین هم برای من همین جذابیت عجیب رو داره؛ شخصیتی که ممکنه خیلی جاها باهاش موافق نباشی، حتی از بعضی کارهاش حرصت بگیره، اما نمی‌تونی به راحتی نادیده‌اش بگیری.( تیک‌تاک... تیک‌تاک... بمب) تام هم... خب، تام یک داستان دیگه‌ست. 😂 از اون شخصیت‌هایی که شاید اگر در دنیای واقعی ببینیش، احتمالاً چند قدم عقب‌تر بایستی و با خودت بگی «خدا رو شکر که فقط شخصیت داستانیه»، ولی وقتی روی کاغذه، دقیقاً همون چیزی می‌شه که دوست داری درباره‌ش فکر کنی و تحلیلش کنی. شاید به خاطر همینه که در دنیای واقعی به شدت برای افراد که فن‌بیان فوق‌العاده دارن و بلدن همه رو جذب خودشون بکنن خیلی احترام قائلم. افرادی که به خودت میای و می‌بینی داری همون کاری می‌کنی که اونا می‌خوان... فکر کنم چیزی که بین همه‌ی این شخصیت‌ها مشترکه و من رو جذب می‌کنه، همین ذهن پیچیده، بازی روانی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودنشونه. من عاشق شخصیت‌هایی نیستم که صرفاً خوبن یا صرفاً بد. بیشتر جذب آدم‌هایی می‌شم که نمی‌تونی خیلی راحت توی یک کلمه خلاصه‌شون کنی. شاید برای همین هم این‌قدر از پرونده باز کردن برای شخصیت‌ها خوشم میاد؛ چون همیشه یک چیزی برای کشف کردن باقی می‌مونه. حالا واقعاً کنجکاوم بدونم شما کدوم شخصیت‌ها رو دوست دارید که احتمالاً بقیه با دیدنشون بگن: «این دیگه چرا؟» 😂 پ.ن: امروز داشتم چیزی می‌خوندم و همین باعث شد سکوت رو بشکنم. فکر کنم کمتر کسی از این بخش از سلیقه‌م خبر داشته باشه، اما واقعاً آدم‌های باهوش، مخصوصاً اون‌هایی که هوش کلامی بالایی دارن، برای من خیلی جذاب و قابل احترام‌اند؛) شاید عجیب باشه، ولی همیشه برام جذابه که ببینم یک نفر چطور با کلماتش فکر می‌کنه، چطور از حرف‌هاش استفاده می‌کنه و چطور می‌تونه با چند جمله ذهن آدم رو درگیر کنه.
من به پایان خوش این قصه باور دارم!(: ‍
اعضای جدید خوش آمدید.🌱 امیدوارم در اینجا، میان کتاب‌ها، کلمات و حرف‌های دل، لحظه‌ای برای مکث پیدا کنید. ماندگار باشید.🤍
| از ادگار آلن پو چه می‌دانیم؟ ادگار آلن پو، نویسنده، شاعر و منتقد آمریکایی، یکی از چهره‌های تأثیرگذار ادبیات گوتیک و داستان‌های جنایی بود؛ نویسنده‌ای که بسیاری او را از پایه‌گذاران داستان کارآگاهی مدرن می‌دانند. اما جالب است بدانید که داستان‌های تاریک و رازآلود او فقط مجموعه‌ای از خیال‌های ترسناک نبودند. پو علاقه‌ی زیادی به ذهن انسان، مرگ، جنایت و ترس‌هایی داشت که گاهی از خود اتفاقات ترسناک‌ترند. یکی از مشهورترین شخصیت‌های او، «سی. آگوست دوپن»، کارآگاهی است که با تکیه بر مشاهده و استدلال، راز جنایت‌هایی را حل می‌کند که در نگاه اول غیرقابل‌حل به نظر می‌رسند؛ شخصیتی که بعدها الهام‌بخش بسیاری از کارآگاهان مشهور ادبی شد. آثار پو، از «قلب افشاگر» و «گربه‌ی سیاه» گرفته تا «قتل‌های خیابان مورگ» و «کلاغ»، بارها به سراغ مرز باریک میان عقل، ترس، گناه و جنون می‌روند. شاید عجیب‌ترین بخش ماجرای پو این باشد که او در زمان زندگی‌اش آن‌طور که امروز تصور می‌کنیم به شهرت و جایگاه ادبی نرسید؛ اما سال‌ها بعد، آثارش بیشتر و بیشتر خوانده شدند و تأثیرش بر ادبیات جهان آشکارتر شد. 📚 گاهی بعضی داستان‌ها قرار نیست فقط بترسانند؛ قرار است کاری کنند بعد از تمام شدنشان، مدتی به تاریک‌ترین گوشه‌های ذهن خودت فکر کنی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این جمله از دیل کارنگی تو کتاب «آیین دوست یابی» رو باید با طلا نوشت: شما هر چقدر هم ارزش دیگران را حفظ کنید، در نهایت آنها طبق لیاقت و شایستگی خودشان با شما رفتار می‌کنند...!