حاشیههای یک کتاب باز
https://eitaa.com/112100264/1120 ایدهتون جرقه یه ایده رو به ذهنم آورد که اگه اجازه بدید شاید دورهمی
راستی، در مورد این مهمونی... من دارم کارهای گردگیری رو انجام میدم. استکانها نو خریداری شدن و از اونجایی که مهمونی بدون کیک نمیشه، بهترین سرآشپز هم استخدام شده 😁
فقط نمیدونم فصل مناسبی برای مهمونی هست یا نه... لطفاً اگه هست، اطلاع بدید؛ چون ظاهراً بعضی از مهمونها هنوز از دعوت شدنشون خبر ندارن:)
با تشکر از شما 🌿
✍🏻دوستدارتان، پروانه مرداب(پیامهای ذخیره شده)
گتسبی بزرگ
این کتاب آنقدر معروف است که شاید نیازی به معرفی نداشته باشد، اما میخواهم از تجربه شخصی خودم در خواندنش بگویم.
تا رسیدن به فصل آخر، مدام از خودم میپرسیدم که چرا این کتاب اینقدر بزرگش کردهاند و چه ویژگی خاصی در آن وجود دارد. اما با خواندن فصل پایانی، همه چیز تغییر کرد و ضربهای محکم به من وارد شد. انتظار نداشتم داستان این شکل به پایان برسد. پایانبندی کتاب باعث شد که شوکه شوم، از آن لذت ببرم و همزمان حس غم را تجربه کنم.
#حاشیههاییککتابباز
حاشیههای یک کتاب باز
امیدوارم که از تقدیمیها لذت ببرید ✨ و باید بگم اکانتتون و کانالهاتون فوقالعاده زیبا هستند و این ن
نمیدونم چطور باید ازتون تشکر کنم؛ از تکتک پیامهاتون، از ذوقتون و از اینکه وقت گذاشتید و بهم گفتید چه حسی داشتید.
برای هر کدومتون سعی کردم چیزی بسازم که فقط یه متن قشنگ نباشه؛ چیزی باشه که وقتی میخونیدش، حس کنید برای خود شما نوشته شده. اینکه میبینم این حس رو گرفتید، برای من از هر تعریفی ارزشمندتره.
و شما... که با اون صدای محشرت از تقدیمی تعریف کردی، نمیدونی شنیدن حرفت چقدر خوشحالم کرد🤍
ممنونم که اینقدر قشنگ استقبال کردید و ممنونم که خوبید:)