🇱🇧 هِبِه | hebeh
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟ -اون فیلم :
یهو به خودت میای میبینی چقد دلت واسش تنگ شده ..
برا بچه م دعا کنید ؛ امتحان آیین نامه داره
چون اگه قبول شه قراره یه شیرینی تپل بده🙏
🇱🇧 هِبِه | hebeh
تا زمین زمین است ُ زمان زمان ؛ ابدی ست
۳۰ ام اردیبهشت ۱۴۰۳ ، سفر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به استان آذربایجان شرقی ..
قرار بود یک سفر معمولی باشه ، ولی سفر کردند به سوی خدا ، سفری بی بازگشت . .
مگه میشه ایرانی جماعت یادش بره اون روز کذایی رو ؟؟؟
غروب بود
که شبکه خبر اعلام کرد بالگرد حامل رئیس جمهور در مه گم شده . مردم اومدن توی مساجد و حرم ها.. به خاطر تو ! به خاطر تیم ت !
مردمی که با امید و التماس شروع کردن به خوندن دعای توسل
تلویزیون دائماً ارتباط برقرار میکرد با عوامل هلال احمر ، که همه شون بی خبر بودن و زیر بارون و مه همچنان می گشتن دنبال گمشده ی ملت
میگشتن به خاطر عزیزِ دل ِ رهبرمون .
ولی انگار ما گمشده بودیم .. ما راه رو گم کرده بودیم و اونها تازه پیدا شده بودن 🫠
شب تموم شد ، سحر رسید .
بی خبری برای ما آدم ها یه موضوع فرسایشیِ ؛ هر کاری می کنیم تا طعم ش رو نکِشیم .
بعد از گذشت یه روز و یه شب
سحر ِ ۳۱ اردیبهشت ..
در حالی که دعا دعا میکردیم از این حال ُ هوا در بیایم ؛ یهو همه چیز متوقف شد .
همه سر صداها خوابید ، تپش قلب ها از کار افتاد ، همه چیز آرام شد و فقط صدای ِ اون مرد ترک بود که از بدن تکه تکه ی رئیس جمهور می پرسید : حاج آقا .. حاج آقا .. هارداسان ؟
حاج آقا هارداسان ؟
امدادگر ها دست از جستجو کشیدن
مردم کتاب دعا ها را بستند
مجری ها لباس مشکی پوشیدن
و کشور ؛ آماده ی میزبانی از عزاداران شهید خدمت شد .
و باز هم همان صدای ِ بغض آلود سید علی خامنه ای . . اللهم لا نعلم منهم الا خیراً :))))
#صرفا_دلی
#میم_ب
خدایی فازِ خودمو درک نمی کنم وقتی توی موکب بخوام بچه های کوچیکو صدا کنم میگم : پسرم/دخترم 😂
یا مثلاً ازشون میپرسم چی شده خاله
🇱🇧 هِبِه | hebeh
خدایی فازِ خودمو درک نمی کنم وقتی توی موکب بخوام بچه های کوچیکو صدا کنم میگم : پسرم/دخترم 😂 یا مثلاً
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا