4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟
-اون فیلم :
🇱🇧 هِبِه | hebeh
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟ -اون فیلم :
شست و خورده ای روزه که هنوز برات گریه میکنم .
یادش بخیر .
پارسال همچین موقعی کربلا بودم
یادم نرفته هیچ صحنه ای رو!
یادته وقتی از سرازیری رد شدم ُ وارد حریمت شدم ، اومدم زیر قبه
از دربی که به سمت مقام حضرت علی اکبر بود. صبر کردم ، صبر کردم تا دقیقا دستم برسه به ضریح .
بین اون همه عرب و من ؛ دختر ِ ظریفی که بین زن های عرب گم بود 😂 (حقیقتاً له شدم)
.
.
حالا نزدیک بودم ، تپش قلبم بالا بود .. پا بلند کردم . دستمو دراز کردم تا قفل کنم به ضریح .. رسیدم..رسیدم!
وای.. ینی علی اکب...
ینی بالا بلند ِ بابا اینجاست ؟
یعنی امام حسین ِ من اینجاست ؟
ینی رفیقِ شفیقم الان اینجا آروم گرفته ؟
با وقاحت تمام چشمامو ریز میکنم ُداخل ضریح رو نگاه می کنم ، داخل روی یه سنگ بزرگ نوشته : السلام علیک یا سید الشهداء 🥺
امامی که خدا روش قسم خورده اینجاس؟
من ؟
کربلا ؟
خوابه دیگه ؟؟
همین طور تو شوک بودم که یهو با صدای ِ حَرِّک یا زائره به خودم اومدم..
نمی ذاشتن وایسم🥺 رو به رویت ایستادم و مودبانه عقب عقب رفتم .. داشتم نگاهت میکردم که یهو چشمم خورد به بالای ضریح " حسین منی و انا من حسین " :)))
عه!
این همون نوشته ایه که تو فضای مجازی بود!همونی که میگن عربی نوشته ولی فارسی می خونن🥲 باورم نمیشد..
اومدم بیرون . توی شبستان دنبال جا بودم ، دنبال یه کنج فقط برا منو امام حسین..
رسیدم یه جای خوب ! کیفمو گذاشتم کنارم
نقابِ قوی بودنمو در آوردم ُ شروع کردم / .
بسم الله . .
چادرمو کشیدم رو صورتم ُ چشمامو بستم و سرمو تکیه دادم به دیوار .
نمی دونم چند ساعت و چطوریگذشت اما زیادی زوووود گذشت..
صحبت کردم باهات راجع به همه چیز *
کلی هم گریه کردم ، تو ام بغلم کردی..
حالا حالم بهتره ؛ چشمامو باز میکنم و زل میزنم به گندِ قشنگی که به زور از بینِ شیشه ها و لوستر های بزرگ معلومه :]
میخوام نگات کنم ؛ انقدری نگات کنم که وقتی برگشتم تهران ، ذخیره داشته باشم ازت🙂 .
+ بهت وابسته شدم ؛ تراپیست ها هیچ وقت مریض شونو رها نمی کنند ، تو ام این کارو نکن دورت بگردم باشه ؟ : )
#صرفا_دلی
#میم_ب
توی تجمع باشی ، یهو حسین طاهری بخونه : میزنه قلبم.. داره میاد دوباره باز بویِ محرم / .
اونجاس که با تمام وجودت بویِ محرم رو حس میکنی 🥺
🇱🇧 هِبِه | hebeh
توی تجمع باشی ، یهو حسین طاهری بخونه : میزنه قلبم.. داره میاد دوباره باز بویِ محرم / . اونجاس که با
بازم دلشوره ی مشایه .. 🫠
بازم ول وله ی اینکه آیا منو قبول میکنه ؟
کاش از تقدیر خبر داشتم ...
کل زندگیم اینجوریه که دارم بغض میخورم.
بابا بسه دیگه!
خسته شدم
یا دلم تنگه برا نجف
یا کربلا
یا جمکران
یا مشهدددد
اصلا ای کاش میمردم! اینجوری دیگه فقط یک روحم.. همه جا پرواز میکردم
#مود