eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
220 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
یا نیستید؟
توی پیوی بهم میگین؟ @M تمام _1388
ولی با این توفان برقامون رفت
اگه کسی تو خیابون بود الان دیگه تو آسمون بود
هدایت شده از -احوالات یه نفر '!
عیدی میدم. از دست حضرت معصومه سلام الله علیها. خودمم آخرش به چند نفر هدیه مالی میدم. این پیام فور کنید تا هر کی میخواد از حضرت معصومه سلام الله علیها عیدی بگیره دست خالی نمونه. منم تا فردا تگتون و میزارم تو چنل. ارسال تگ: @emmmmad
تازه گله هم میکردید که چرا یه مدت طولانی نزاشتم
معذرت میخوام من توی مشهد داشتم پارت هارو آماده میکردم😁✨
رمان راجب یک اکیپ دخترانه که در سیر زمان سفر می کنند و به دوران جنگ برمی‌گردند و چندی در آنجا زندگی می‌کنند قصه از آنجایی شروع شد که رفتیم گلزار... به قلم ✨🌱@Heyam66
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
رمان #ساندیس‌خورا راجب یک اکیپ دخترانه که در سیر زمان سفر می کنند و به دوران جنگ برمی‌گردند و چندی
《بسم الله الرحمن الرحیم》 🌿✨ "بچه ها این سرباز همون شهید فرید صادقی بود که راجبش تو گلزار تحقیق کردیم!" یک کم فکر کردم آره هستی درست میگفت واقعا خودش بود و ما دقت نکرده بودیم. حسنی با تعجبی وصف نشدنی گفت"واقعا شما شهید فرید صادقی هستین؟ ولی زنده این که" چشمانش به اندازه‌ی توپ پینگ پونگ بزرگ شده بود و خنده دار.تک خنده ای کردم و گفتم"خب باهوش ما اومدیم به یه زمان دیگه اگر یادت باشه ۱۱ بهمن ۱۳۶۵ شهید می‌شدن ولی هنوز ۱۱ بهمن نیست که" بعد رو به شهید صادقی پرسید"ببخشید الان چندمه؟"شهید صادقی که از حرف های ما چیزی دست گیرش نشده بود گفت"امروز۷بهمنه و خب سال۱۳۶۵ چرا انقدر براتون عجیبه؟" کمی فکر کردم که چگونه برایش توضیح دهم.ناگهان فاطمه معصومه دهانش را باز کرد تا توضیح دهد،اما هستی با آرنج به پهلویش کوبید تا ساکتش کند رو به حسنی کردم اما اوهم ساکت بود پس خودم دست به کار شدم ، درست و مفصل توضیح دادم"ما اهل قم هستیم و در سال۱۴۰۳ زندگی میکردیم یک روز به گلزار شهدا میریم و ازشدت خستگی خوابمون میبره اما وقتی بیدار میشیم اینجاییم و انگار تو زمان سفر کردیم" برایم عجیب نبود که حرف هایم را باور نکند زیرا خودم نیز باور نکرده ام که در زمان سفر کردم البته ما چهار نفر.شهید صادقی باز پرسید"شما من رو از کجا میشناسید؟من که تاحالا ندیدمتون"چپ چپ نگاهش کردم رسما می گفت شما دروغ میگویید که از آینده آمده اید.گفتم"ماکه هرچی بگیم باور نمیکنید ولی شما در تاریخ ۱۱بهمن۱۳۶۵شهید میشید"شهید صادقی با تعجب گفت"واقعا منم شهید میشم؟" شادی از چهره اش می بارید خواستم پاسخش را بدهم اما کسی شهید صادقی را صدا کرد و اوهم مجبور به رفتن شد. راستش چیزی نمیتوانست بگوید ما چهار دختر مجهول بودیم که از ناکجا یافت شده بودیم و هنوز مارا باور نداشتند... ✨🌱@Heyam66