eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
220 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
رمان #پارت۲۷ #ساندیس‌خورا 《بسم الله الرحمن الرحیم》 🖤🥀 زمانی که به فرمانده حامدی گفتیم خواست همراهمان
رمان 《بسم الله الرحمن الرحیم》 🖤🥀 دانای کل روز ها می گذشتند و زمانه می خواست روی زشت و تلخش را به چهار دختر نشان دهد.قرار بود به فرمانده ریاحی کمک کنند تا شب به آنها اجازه دهد که به پشت جبهه بروند. کسی وارد چادر شد اما همه سرشان گرم کار بود.آن شخص به سمت فرمانده رفت تا به او چیزی بگوید.فرمانده تا سرش را بالا آورد و اورا دید ترسیده گفت"چرا پستت رو خالی کردی برگرد سرپستت"بچه ها کاملا آن شخص را فراموش کرده بودند شهید فرید صادقی را.درخواستش از فرمانده این بود که بامادرش تماس بگیر و گفت که شخصی سر پست او منتظر است تا برگردد.فرمانده اجازه داد.بچه ها سرگرم کار بودند اما تمام حواسشان پیش شهید. هرچه تماس می گرفت کسی تلفن را پاسخ نمی داد بچه ها نزد شهید رفتند و کمی با ایشان صحبت کردند و از ایشان پرسیدند که آیا دوست داند که شهید شوند؟شهید درپاسخ به بچه ها گفت"درست مثل حضرت قاسم مرگ برای من شیرین تر از عسل است در راه دفاع از میهن و دوست دارم دست ک پام از تنم حداشه مثل حضرت عباس و تنم به صدو ده قسمت تقسیم شود مثل حضرت علی اکبر"بچه ها باشنیدن این حرف اشک در چشمانشان جمع شد و از شهید درخواست کردند تا آنها را دعا کند و خواستند که به شهید بگویند که چگونه آسمانی می شود اما شهیدگفت"همین که بدونم شهید می شم خودش کلی منته که خدا و امام حسین سرم گذاشتند"و از چادر خارج شد. فرمانده بعد از چند ساعت روبه بچه ها گفت"حالا می رویم من باید برگردم و نمی تونم اون موقع ببرمتون پس الان می ریم. پشت سرفرمانده راه افتادن سوار ماشینی شدند و به سمت درب خروج پادگان رفتند تقریبا پانزده دقیقه طول کشید. وقتی که رسیدند در بالای یکی از برجک های دیده بانی شهید فرید صادقی قرار داشت.اما بی توجه به او ماشین رفت و کمی دور شد اما یک دفعه... به قلم 🖤🦋@Heyam66
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
برای استراحت نوش جونتون🌱✨
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه لحظه.... چشماتو ببندببین امام حسین چی بهت میگه🥲🙃❤️‍🩹🖐 🖤🦋@Heyam66
خیلی جاها عکس گرفتم و بعضیاشون قشنگ شد و بعضی‌ها هم نه ولی خودتون بگین برکتی که توی این دوتا عکس وجود داره آنقدر زیاده که میشه تا سال ها رزق و روزی مون رو ازش بگیریم🌿🥀 بنظرم بهتر شده از هرچی عکس که تا به حال گرفتم🥲 🖤🥀@Heyam66
اولین سالی که رفتم عراق بعد از پیاده روی و غیر... زمانی که داشتیم از سفر برمیگشتیم قرار شد ما یک روز اضافه در نجف بمانیم یک روز کامل جلوی ایوان طلا ی حرم بعد هم ماشین گیر نمیومد برای برگشتن به مرز وقتی یه کامیون قبول کرد مارو ببره مرز سوار شدم بی هوش شدم از خستگی کاملا یهویی یچیزی محکم خورد توی سرم و سرم خنک شد ترسیده بالا ی سرم رو نگاه کردم و متوجه شدم که از بیرون از کامیون آب پرتاب میکردن داخل تا مردم تشنه نباشن. یعنی میشه ماهم امسال خنکی ِاینارو تو اربعین حس کنیم ((: ؟ .
Mohsen Chavoshi1_12553086962.mp3
زمان: حجم: 10.6M
تکیه کوچیک 🖤 قطعه جدید محسن چاوشی به مناسبت محرم اباعبدالله برادرمون قشنگ با ضربان قلبم بازی میکنه✨