eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
219 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شروط‌|تالیا
تقدیم‌به‌چنلِ @Heyam66
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این ره که تو میروی به ترکستان است😔
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱|چه چیزهایی در یک عکس ساده مخفی شده است؟! 😱 🔴اشتراک‌گذاری هر عکس در ، چه اطلاعاتی را از خودتان در معرض دید عموم قرار می‌دهید؟ 🛑ممکن است چنین اطلاعاتی در زندگی روزمره یا سفر، امنیت شما را در معرض خطر قرار دهد.
ننه ام البنین به چادرت گرفتارم...💔
کربلا؛ای‌وصالت‌چاره‌سازدرد‌بی‌درمان‌ما!
از ما که گذشت الهی هیچکس از حرم جا نمونه...
سلام من اومدم با سوپرایز
سوپرایز اولمون اینکه دو پارت از رمان ساندیس خورا رو براتون ارسال میکنم
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
سوپرایز اولمون اینکه دو پارت از رمان ساندیس خورا رو براتون ارسال میکنم
شرمنده مدیر یکم حالش ناخوشاینده نتونسته بیشتر بنویسه انشالله حالش که بهتر شد با کلی پارت برمیگرده
رمان «بسم الله الرحمن الرحمین» 🖤🥀 دانای کل صدای انفجار بسیار بلندی آمد.زمانی که ماشین دور زد متوجه شدند یکی از برجک های دیده بانی منفجر شده است.ترس در دل بچه ها ریشه دواند همگی به یک چیز می کردند و ناخواسته اشک از چشمانشان جاری شد.تا به برجک رسیدند دیدند چند نفر دور چیزی جمع شده اند. سرباز ها با دیدنشان کنار می رفتند و آنها جلو.دستشان روی قلبشان بود یکی از درد،یکی از ترس،یکی از تپش زیاد و دیگری برای جلوگیری از غش کردن.وقتی به جلو رسیدند پیکر شهیدشان را دیدند و دورش زانو زدند بدن شهید به طرز وحشتناکی تکه تکه شده بود دستان و پاهایش جدا شده بود.درست مثل زمانی که در روضه بودند چهار نفری شروع به گریه کردند.پیکر را بردند و در تابوتی که دورش پرچم ایران بود گذاشتند.دخترها در پشت سرچهار فرمانده داخل چادر رفتند و زیر زیر گریه می کردند.فرمانده حامدی شروع به خواندن مداحی کرد تا گریه شان متصل شود به اهل بیت.دختر ها در یک طرف تابوت کنار هم فرمانده شروع کرد... به قلم 🖤🦋@Heyam66