[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
مادرم بارِ شیشه داشت..🙂
ولی زنِ پا به ماه کتک زدن نداشت!
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
قبر خاکیِ فاطمه از ضریح تو معلومه
اِشْفَعي لَنا ؛ سیدتی حضرت معصومه
ای یار سوخته، نیزهٔ داغ بدتره یا مسمار سوخته؟
مقتل شده، حرف از در و دیوار سوخته...
فکر نکنید ادایی شدم.
اما خیلی برام جالب بود.مامانم قید اون لیوان بزرگارو زده و الان توی استکان کمر باریک چایی میخوره .باذکر یا فاطمة الزهرا.
یه روز که عموم اینا اومدن خونمون زنعموم یه حرف جالبی زد.
گفت که:
ما میایم اینجا یادی از گذشته هامون بکنیم و یادمون نره چی بودیم و چی شدیم.
آره خلاصه بعدشم عموم دو،سه ساعت از فواید استکان کمر باریک گفت.