پیرمرد هنگام خروج از مصلی رو به ما کرد:
هوا گرمه آفتاب افتاده روی پیکر ها
نمیشود سایبان نصب کنید؟
اشک بچه ها جاری شد...
@farsitweets
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_
دیگه بعد شهادت رهبر عقایدتون رو فریاد بزنید!
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
بیستوچند سالگی من برای رفتن تو زود بود. سیوچند سالگی دوستانم برای بیتو شدن زود بود. من حالا حسودی میکنم به آنها که پنجاه و شصت سال از عمرشان را در عصر تو گذارندهاند. برای آنها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاکچاکت زیادی بچهایم. شانههای ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچگاه ندیدهایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بودهای. ما همانیم که ما را «بچههای عزیز من» خطاب میکردی. تازهتازه خوب و بد را فهمیده بودیم. تازه داشتیم میفهمیدیم که چه گراننعمتی بر سرمان است. افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه میزدیم. حرص میخوردیم از توهینها به تو؛ مینوشتیم، بحث میکردیم، دعوا میکردیم. در دنیای عیشونوشها و بیوطنیها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سالهای بیتو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید میرفتی عزیزم…
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
مثل گِل های تَرَک خورده کاشی شده ام؛
بعد تو پیر که نه من متلاشی شده ام
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل کندن از تو آسان نیست ...🥀
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوابِ مادرِ یکی از سرباز های آسایشگاهِ بمپور