تقصیر دلم نیست که چشمانِ تو را خواست ..
این سر به هوا، مثل خودم عاشقِ دریاست .. (:
هِيام | HEYAM
بلدی تیکه کنم جا نزنی رد نشوی .. ؟
من اگر شِکوِه کنم دست گرفتن بلدی .. ؟
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست،
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست ..
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بینِ دستانی که نیست ..