هِيام | HEYAM
هنگام تماشایت ، از بس که تو زیبایی ،
با هُول و ولا خواندم ، لا حَولَ وَلا را . .
چشمهایش قهوه ای بود و به حق فهمیدهام ،
قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد آور تر است . .
تا بداند که شبِ ما به چه سان میگذرد ؛
غمِ عشقش دِه و
عشقش دِه و
بسیارش دِه !
هِيام | HEYAM
پرچم صلح بیارید که من تسلیم ام ..
پیشِ این ارتشِ بی رحم، ولی یک نفره ..
من تو را آنطور دوست داشتم که،
آرزو میکردم یکی مرا اینگونه دوست داشته باشد ..
- محمود درویش -