هِيام | HEYAM
گفتنی نیست، ولی بی تو کماکان در من ،
نفسی هست ، دلی هست ، ولی جانی نیست .. !
هِيام | HEYAM
جنگ از طرف دوست ، دل آزار نباشد ..
یاری که تحمل نکند، یار نباشد ..
چنان مشتاقم ای دلبر ،
به دیدارت ڪه از دوری ..
برآید از دلم آهی ،
بسوزد هفت دریا را .. !
آهسته گوش کن به تمامِ جهانِ من،
یک من درون سینهی من بی قرارِ توست ..
- لاادری -
هِيام | HEYAM
غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی ،
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی . .