چنان مشتاقم ای دلبر ،
به دیدارت ڪه از دوری ..
برآید از دلم آهی ،
بسوزد هفت دریا را .. !
آهسته گوش کن به تمامِ جهانِ من،
یک من درون سینهی من بی قرارِ توست ..
- لاادری -
هِيام | HEYAM
غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی ،
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی . .
آشوب است شهرِ این دل ؛
بیا و نگاهم کن ،
نگاهِ تو قرارِ دلِ بی قرارِ من است ..
هِيام | HEYAM
و برای درمانِ دردهایِ جهان،
چرا صدایِ تو را در عطاریها نمیفروشند؟!
هزار آتش و دود و غم است و نامش «عشق»
هزار درد و دریغ و بلا و نامش «یار»
- مولانا -