هِيام | HEYAM
یقین دارم کسی ظرفِ دعا را جا به جا کرده ،
تورا من آرزو کردم، کسی دیگر تو را دارد . .
هِيام | HEYAM
چشمهایت دفترِ شعر است و من هم ناشرم . .
صفحه صفحه پلکهایت را صحافی میکنم . .
خواندهام از چشمهایش ،
دوستم دارد ؛
ولی ،
از دلش تا میرسد بر لَب ،
مهارش میکند ..
هِيام | HEYAM
به پایت سنگ میبستم اگر میلت به ماندن بود ..
ولی حالا ک این اندازه دل سردی، خداحافظ ..