˚̩̩̥͙ 𝄞 𑣿بار ها گویم که واژه ها از دلِ من سرچشمه میگیرند و دلِ من با چشمانِ همه رنگت روشن و سرزندهست ،
گویی دریچه ای به سویِ آسمانی، کلامِ تو نیز کورسویی ز امید و لذت است.
˚̩̩̥͙ 𝄞 𑣿غمگین ترین مرگ دنیا مرگ های ست که آرام درون سینه ها اتفاق می افتد، دل ها میمیرند، بی آنکه کسی مرگ شان را بفهمد.
شاید پایان خوش این باشد که عاشق˚̩̩̥͙ 𝄞 𑣿 زندگیات شوی غذاهای مورد علاقهات را بخوری و طلوع ُ غروب خورشید را تحسین کنی کتابی را که سعی داشتی تمام کنی برداری با آهنگ های مورد علاقه آن برقصی برای خودت گل بخری ذهنت را به این برگردانی که چقدر خوشبخت هستی .
در آخرین نامه ات از من پرسیده بودی که چه سان تو را دوست دارم؟
عزیزکم ، همچون بهار که آسمان ِ کبود را دوست دارد همچون پروانه ای در دل ِ کویر یا زنبور ِ کوچکی در عمق ِ جنگل که به گل ِ سرخی دل داده است و به آن شهد شیرین اش آری ، من اینگونه تو را دوست دارم ، همچون برفی بر بلندای کوه یا چشمه ای روان در دل ِ جنگل که تراوش ِ ماهتاب را دوست دارد عزيزكم
آنگونه که خودت را دوست داری آنگونه که خودم را دوست دارم ، همانگونه دوستت دارم .