«هـدیٰ☫»
ازگریهازهوشرفتم .. توخوابیهخانمچادریبسیارزیبا رودیدمكپهلوشونخیلیدردمیکرد(:💔 فهمیدمحضرتز
گفتم خانم جان !
علی ! علیوچیکارکنم؟
کجاببرمش؟
گفتن توپسرتوهرجایی بردی،
به جزپیش علی،پسر من:)
علیتوببرمشهد،پیش علیِ من ..
«هـدیٰ☫»
گفتمخانمجان ! علی ! علیوچیکارکنم؟ کجاببرمش؟ گفتنتوپسرتوهرجاییبردی، بهجزپیشعلی،پسرمن:) علیتوبب
ازخواب بیدارشدم؛
فوری علیوازبیمارستان آوردم بیرون
رفتیم فرودگاه،یه پروازگرفتیم
به طرف مشهد .
«هـدیٰ☫»
ازخواببیدارشدم؛ فوریعلیوازبیمارستانآوردمبیرون رفتیمفرودگاه،یهپروازگرفتیم بهطرفمشهد .
رفتیم توصحن حرم .
بانددست پسرموعوض کردم،
گفتم نریم توحرم،همینجابمونیم
توصحن ك زائراازبوی عفونت دست
پسرم اذیت نشن ..
«هـدیٰ☫»
رفتیمتوصحنحرم . بانددستپسرموعوضکردم، گفتمنریمتوحرم،همینجابمونیم توصحنكزائراازبویعفونتدست پ
یکم بعدپسرموسپردم دست یکی
خودم رفتم زیارت وبرگشتم
یکم موندیم توصحن،گفتم علی؛
دستتوبده پانسمانشوعوض کنم .
«هـدیٰ☫»
یکمبعدپسرموسپردمدستیکی خودمرفتمزیارتوبرگشتم یکمموندیمتوصحن،گفتمعلی؛ دستتوبدهپانسمانشوعوضک
دستوداددیدم سالمه !
گفتم علی حوصله ی شوخی ندارم،
دست شکستت روبده !
یهوعلی جفت دستاشوآوردجلوم
دیدم هردوتادستش سالمه:))
«هـدیٰ☫»
دستوداددیدمسالمه ! گفتمعلیحوصلهیشوخیندارم، دستشکستتروبده ! یهوعلیجفتدستاشوآوردجلوم دیدمهر
گفتم چیشده علی؟
یعنی چی؟چجوری؟
گفت من نمیدونم همون آقاسیده دیگه:)
گفتم آقاسیده کیه؟
گفت توك رفته بودی حرم من خوابیدم
یه آقای خوشگل اومدپیشم،عمامه ش
سبزبود(:💚
«هـدیٰ☫»
گفتمچیشدهعلی؟ یعنیچی؟چجوری؟ گفتمننمیدونمهمونآقاسیدهدیگه:) گفتمآقاسیدهکیه؟ گفتتوكرفتهبود
گفت علی جان دستتوبده به من !
گفتم آخه من دستم خیلی دردمیکنه
گفت عزیزم دستتوبده بهم ..
تادستموگرفت دردم رفت:)
گفت به مامانت بگودیگه تموم شد ..
دیگه امتحانت تموم شد،قبول شدی:))!
«هـدیٰ☫»
گفتعلیجاندستتوبدهبهمن ! گفتمآخهمندستمخیلیدردمیکنه گفتعزیزمدستتوبدهبهم .. تادستموگرفت
- قبولباشہ:)!
لایقدونستیدماروهمدعاکنید ..
انشاءاللهعمریباقیباشہ
بازم درخدمتتونیم !
«هـدیٰ☫»
- قبولباشہ:)! لایقدونستیدماروهمدعاکنید .. انشاءاللهعمریباقیباشہ بازمدرخدمتتونیم !
حالِ قلبِ ماروهم خوب میکنی علیِ زهرا💔:))؟