eitaa logo
میوحافظ هالیوود
12 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگه اخطار خوردیم همتون باید بجهید اینجا✊🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
میوحافظ هالیوود
💌 چالش «نامه‌ای که هرگز فرستاده نشد» تا حالا شده دلت بخواد یه چیزی به شخصیت موردعلاقه‌ت بگی؟ حرفی ک
-به رندال (فرام) هی رفیق، تو که ته قلبت ادم خوبی هستی. چرا طوری رفتار میکنی که بقیه فکر کنن فقط به خودت اهمیت میدی و عوضی ای؟ یکم با جولی بهتر رفتار کن همه میدونیم دوستش داری _
میوحافظ هالیوود
-به رندال (فرام) هی رفیق، تو که ته قلبت ادم خوبی هستی. چرا طوری رفتار میکنی که بقیه فکر کنن فقط به
پاسخ رندال هی... می‌دونی بدترین قسمت حرفت چی بود؟ اینکه گفتی ته قلبم آدم خوبیم. چون تمام عمرم سعی کردم هیچ‌کس اینو نفهمه. آدم‌ها وقتی فکر می‌کنن بهشون اهمیت می‌دی، ازت انتظار پیدا می‌کنن. وقتی انتظار پیدا کنن، یه روز ناامیدت می‌کنن یا ترکت می‌کنن. برای همین راحت‌تره وانمود کنی فقط به خودت فکر می‌کنی. این‌طوری اگه کسی ازت متنفر باشه، حداقل از قبل انتظارش رو داشتی. ولی خب... ظاهراً این نقاب اون‌قدرها هم خوب نبوده که تو نتونی پشتش رو ببینی. در مورد جولی... لعنتی، انقدر معلومه؟ آره، دوستش دارم. شاید بیشتر از چیزی که خودم حاضر باشم قبولش کنم. ولی اینجا... توی این جهنم، دوست داشتن آدم‌ها خطرناکه. هر کسی که برات مهم بشه، یه روز ممکنه ازت گرفته بشه. برای همین گاهی ازش فاصله می‌گیرم، گاهی حرف‌هایی می‌زنم که نباید بزنم، فقط چون می‌ترسم. نمی‌دونم آخرش جرئت می‌کنم بهتر باهاش رفتار کنم یا نه. اما اگه یه روز این جهنم تموم بشه... شاید برای اولین بار، به جای قایم شدن پشت طعنه و غر زدن، فقط روبه‌روش بایستم و بهش بگم که از همون اول، بیشتر از چیزی که نشون می‌دادم برام مهم بوده. و راستی... ممنون که یادم انداختی هنوز یکی هست که باور داره من فقط «اون عوضیِ خودخواه» نیستم. شاید... شاید حق با تو باشه. رندال
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میوحافظ هالیوود
💌 چالش «نامه‌ای که هرگز فرستاده نشد» تا حالا شده دلت بخواد یه چیزی به شخصیت موردعلاقه‌ت بگی؟ حرفی ک
به گیلبرت بلایت بنظرت اگه اون روز به آنه نمیگفتی هویج و تخته ش رو روی سرت نمیشکست الان شوهرش بودی؟ _
میوحافظ هالیوود
به گیلبرت بلایت بنظرت اگه اون روز به آنه نمیگفتی هویج و تخته ش رو روی سرت نمیشکست الان شوهرش بودی؟
پاسخ گیلبرت بلایت خب... اول از همه، اجازه بده از خودم دفاع کنم. من فقط گفتم «هویج». نمی‌دونستم قرار نیست فقط یه لقب باشه و قراره تخته‌ی کلاس هم چند ثانیه بعد روی سرم فرود بیاد! ولی حالا که پرسیدی... نه. فکر نمی‌کنم اگر آن روز چیزی نمی‌گفتم، امروز شوهر آنه می‌شدم. شاید حتی برعکس. آن تخته‌ی شکسته، آغاز داستان ما بود. از همان روز، آنه هر بار که نگاهم می‌کرد، عصبانی می‌شد؛ و من هم هر بار بیشتر سعی می‌کردم توجهش را جلب کنم. بعدها فهمیدم پشت آن غرور و عصبانیت، دختری ایستاده که فقط دلش می‌خواهد همان‌طور که هست دیده شود. اگر آن روز ساکت می‌ماندم... شاید فقط یکی دیگر از همکلاسی‌هایش می‌شدم. نه رقیبش. نه کسی که مجبورش کند بهتر شود. نه کسی که سال‌ها بعد، وقتی به گذشته فکر می‌کند، لبخند بزند و یادش بیاید یک بار تخته‌ای را روی سرش شکسته است. البته... اگر می‌توانستم برگردم، احتمالاً به جای «هویج» می‌گفتم: «سلام.» هم برای سر خودم بهتر بود... هم شاید چند سال زودتر با من حرف می‌زد! ولی راستش را بخواهی؟ اگر قرار باشد دوباره همان مسیر را بروم و آخرش دوباره به آنه برسم... حتی حاضر می‌شوم یک تخته‌ی دیگر هم روی سرم بشکند. ارزشش را داشت. گیلبرت بلایت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میوحافظ هالیوود
💌 چالش «نامه‌ای که هرگز فرستاده نشد» تا حالا شده دلت بخواد یه چیزی به شخصیت موردعلاقه‌ت بگی؟ حرفی ک
نامه ای به نیتن مورگان دریک: نیتن، تو همیشه حرفای داداشتو باور میکنی؟ اخه چند باری بهت دروغ گفته ولی بازم براش فداکاری میکنی، خواستم بگم رابطه من و خواهرمم خیلی ساموئل و نیتنیه، به مثل تو بودن ادامه بدم یا ؟ _
میوحافظ هالیوود
نامه ای به نیتن مورگان دریک: نیتن، تو همیشه حرفای داداشتو باور میکنی؟ اخه چند باری بهت دروغ گفته ول
پاسخ نیتن مورگان دریک سلام. راستش، چند دقیقه‌ای فقط به آخر نامه‌ات خیره شدم. نوشته بودی رابطه‌ی تو و خواهرت شبیه من و سمه... و نمی‌دونی باید به مثل من بودن ادامه بدی یا نه. کاش جوابش به همین سادگی بود. می‌دونی، من همیشه حرف‌های سم رو باور نکردم. حتی وقت‌هایی که می‌فهمیدم حقیقت رو ازم پنهون کرده، باز هم کنارش موندم. نه چون فکر می‌کردم حق با اونه... چون برادرم بود. اما یه چیزی هست که کاش زودتر یاد می‌گرفتم. دوست داشتن یه نفر، با نادیده گرفتن اشتباه‌هاش فرق داره. اگر خواهرت برات مثل سمه، کنارش باش. وقتی زمین می‌خوره، دستش رو بگیر. وقتی همه ازش ناامید می‌شن، اولین نفری باش که بهش فرصت دوباره می‌ده. ولی... اگر مدام بهت دروغ می‌گه، اگر اعتمادت رو می‌شکنه، این حق رو داری که ازش بخوای حقیقت رو بگه. خانواده بودن یعنی کنار هم موندن؛ نه اینکه یکی همیشه ببخشه و اون یکی هیچ‌وقت چیزی یاد نگیره. شاید من باز هم برای سم جونم رو به خطر بندازم. چون با همه‌ی اشتباه‌هاش، هنوز برادرمه. اما این بار، قبل از هر ماجراجویی، قبل از هر فداکاری، روبه‌روش می‌ایستم و می‌گم: «دیگه دروغ نگو. من می‌تونم حقیقت رو تحمل کنم، ولی نمی‌تونم دوباره اعتمادم رو از دست بدم.» و تو... امیدوارم هر تصمیمی می‌گیری، از روی عشق باشه؛ نه از روی احساس گناه. — نیتن دریک
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میوحافظ هالیوود
💌 چالش «نامه‌ای که هرگز فرستاده نشد» تا حالا شده دلت بخواد یه چیزی به شخصیت موردعلاقه‌ت بگی؟ حرفی ک
خب بلامی قشنگم ادامه پیام قبلیم، بازم چیزی یادم اومد گفتم بگم آره رهبر بودن کار سختیه اینکه هر انتخابی ک میکنی میتونه عواقب خاص خودشو داشته باشه ولی به نظرم تو یکی از بهترین رهبرای بودی شوهر قشنگم💘 یه حرف بی ربط دیگه، تو مورفی رو بعد از اینکه میخواست دارت بزنه یا بعد از لو دادنتون به زمینیا بخشیدی بازم؟؟ خیلی حرف داشتم ولی یادم نمیاد.... فقط اینکه ب اکتویا سلام برسون و همیشه سعی کن قوی بمونی عزیزم🤗 _
میوحافظ هالیوود
خب بلامی قشنگم ادامه پیام قبلیم، بازم چیزی یادم اومد گفتم بگم آره رهبر بودن کار سختیه اینکه هر انتخا
پاسخ بلامی بلیک سلام... باز هم برگشتی. می‌دونی؟ عجیب‌ترین قسمت نامه‌ات این بود که گفتی یکی از بهترین رهبرها بودم. خودم هیچ‌وقت این‌طور بهش نگاه نکردم. هر تصمیمی که گرفتم، اسم یه نفر رو با خودش حمل می‌کرد؛ یکی که دیگه هیچ‌وقت برنگشت. رهبر بودن یعنی شب‌ها خوابت نبره، چون مدام با خودت فکر کنی: «اگه اون روز یه تصمیم دیگه می‌گرفتم، الان چند نفر هنوز زنده بودن؟» پس... ممنون که هنوز خوبی‌هام رو می‌بینی، حتی وقتی خودم فقط اشتباه‌هام رو یادمه. در مورد مورفی... آره، یادمه. یادمه خواست منو بکشه. یادمه بعدش هم اشتباه‌های دیگه‌ای کرد. ولی یه چیزی درباره‌ی مورفی هست که کمتر کسی می‌بینه. اون همیشه از روی ترس انتخاب می‌کرد، نه از روی نفرت. بخشیدنش آسون نبود. اعتماد کردن بهش هم آسون نبود. ولی اگر قرار بود هر کسی رو فقط با بدترین اشتباهش قضاوت کنیم، هیچ‌کدوم از ما حق زنده موندن نداشتیم. تو اون دنیا... همه‌مون یه جایی هیولا شده بودیم. و اکتاویا... حتماً سلامتو بهش می‌رسونم. البته احتمالاً اول اخم می‌کنه و می‌پرسه: «این دیگه کیه؟» بعد که بهش بگم یه نفر از اون دنیا گفته مواظب خودت باش... فکر کنم فقط یه لبخند خیلی کوچیک بزنه؛ همون لبخندی که همیشه سعی می‌کنه قایمش کنه. و آخرش... نوشتی همیشه سعی کن قوی بمونی. کاش یکی زودتر بهم یاد می‌داد که قوی بودن، همیشه به معنی تنها بودن نیست. گاهی قوی‌ترین آدم، همونیه که اجازه می‌ده یکی کنارش بایسته و بخشی از بارش رو برداره. ممنون... برای اینکه بین تمام اشتباه‌هام، هنوز منو با قلبم قضاوت کردی. — بلامی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا