eitaa logo
میوحافظ هالیوود
11 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگه اخطار خوردیم همتون باید بجهید اینجا✊🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
اسکات داداش امشب ماه کامله هرچه زودتر وحشی شو بیا منو گاز بگیر و به غلامی بپذی- نهچیز به بیتایی بپذیر _
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ اسکات اوه... این از اون نامه‌هاییه که نباید جلوی استایلز بخونمش. تا آخر عمر ولم نمی‌کنه. خب... اول اینکه، من معمولاً قبل از گاز گرفتن از مردم اجازه می‌گیرم! دوم اینکه، مطمئنی می‌خوای گرگینه شی؟ دردسرش از چیزی که تو فیلما نشون میدن خیلی بیشتره. ولی اینکه گفتی به غلامی... نه، نه، نه. اصلاً این مدلی نیست. اگه قرار باشه قبولت کنم، فقط به عنوان یکی از اعضای پک! قانون اول هم اینه که نصف‌شب الکی صدام نزنی که «اسکات، ماه کامل شده؟» چون احتمال زیاد خودمم دارم از دست دردسرای جدید فرار می‌کنم. ممنون بابت خنده‌ای که با نامه‌ت رو لبم آوردی. فقط... اگه یه شب صدای زوزه شنیدی، دنبال من نگرد. احتمالاً باز لیام یه جایی گند زده و من باید جمعش کنم. — اسکات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی به نامبر فایو سریال اکادمی امبرلا یه سوال؟ وقتی تپی زمان سفر میکنی وبه گذشته میری ایا موجودیه مثانت هم کم میشه؟ و یه سوال دیگه اون پاردوکس که میگفتی ۱۰۰ درصدی درسته؟ یعنی من پیش همزادم باشم قطعا اون اتفاقا نیوفته برام؟ راسی اون زنیکه توی کمسیون اون ماهیه رییس هیئت مدیره ی کمسیونو زنده زنده انداخت تو حلقش خورد😬 _
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ شماره پنج اولین سؤالت درباره‌ی مثانه بود؟ من بیشتر از پنجاه سال بین آخرالزمان‌ها، کمیسیون و خط‌های زمانی گیر افتادم و اولین چیزی که ذهنت رو مشغول کرده سیستم ادراری سفر در زمانه؟ ... جواب کوتاه: تا حالا بهش دقت نکرده بودم. جواب بلند: احتمالاً وقتی می‌پری، همه‌ی وضعیت بدنت همون لحظه منتقل می‌شه. پس نه، فکر نمی‌کنم سفر در زمان سرویس بهداشتی رایگان باشه. متأسفم. در مورد پارادوکس... ببین، وقتی کنار نسخه‌ی دیگه‌ی خودت باشی، احتمال اینکه همه‌چیز به فنا بره خیلی بالاست. اینکه دقیقاً همون اتفاق‌ها بیفته یا نه، بستگی به خط زمانی داره. ولی اگه من باشم؟ اصلاً ریسکش رو نمی‌کنم. چون تجربه ثابت کرده هر وقت فکر کردم «بدتر از این نمی‌شه»، دقیقاً همون موقع دنیا تصمیم گرفته خلافش رو ثابت کنه. و درباره‌ی اون رئیس کمیسیون... ... آره. منم همون موقع فقط چند ثانیه خیره موندم و با خودم گفتم: «خب... این دیگه حتی توی فهرست عجیب‌ترین چیزایی که دیدم هم جا نمی‌شه.» با این حال، بعد از مدتی بهش عادت می‌کنی. یا شاید فقط دیگه چیزی برات عجیب نمی‌مونه. — فایو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
جناب اقای پیتر پارکر نامحترم تو مگه به ام جی قول ندادی بری دنبالش خودتو بهش معرفی کنی و دوباره باهاش دوست شی اخه مزلف تو میدونی من چقدر سر این قضیه فشار خوردم خب نه اخه نمیدونی دلقککککک وایاسختثجسنصج پامیشی میری میگی من عشقتم بیا دوباره زنم شو و همهچیزو به خوبی و خوشی تموم میکنی یالا🗣 _ راجرز:::پرتابشدمممم🤣🤣🤣🤣
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ پیتر پارکر اوکی... اوکی... اول اینکه «نامحترم» خیلی توهین‌آمیز بود. 😭 دوم اینکه... فکر می‌کنی خودم دلم نمی‌خواست برم؟ فکر می‌کنی هزار بار توی ذهنم تمرین نکردم که برم جلو، بگم: «سلام ام‌جی... من پیترم. همون احمقی که عاشقت بود.» خواستم. خیلی هم خواستم. ولی بعد یادم افتاد دفعه‌ی قبل که وارد زندگیم شدن، چه بلایی سرشون اومد. نِد، ام‌جی... همه‌شون به خاطر من آسیب دیدن. می‌دونم الان داری می‌گی «خودش انتخاب می‌کنه.» حق داری. شاید حتی اشتباه کردم. ولی اون لحظه... فقط یه چیزی توی سرم بود: «اگه دوستم داشته باشه، دوباره از دستش می‌دم.» و راستش... من دیگه طاقت از دست دادن هیچ‌کس رو نداشتم. ... ولی باشه! اگه یه روز جرأتش رو پیدا کردم، قول میدم اولین کاری که بکنم اینه که برم جلو، یه نفس عمیق بکشم و بگم: «سلام... من پیتر پارکرم.» البته امیدوارم اون موقع تو اون پشت داد نزنی: «بغلش کن دیگه دلقکککک!» 😭 — پیتر پارکر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
*1 From: your little girl/Hela To: Rustin Cohle بعد از حرف هایی که توی ۸ اپیزود بهم زدی تا یه مدت به حرفا فک کردم. هنوزم راجبشون گیجم. بنظرم زندگی اینروزا همینجوریه "راست"!. مرز بین حقیقت و دروغ دیگه قابل تشخیص نیس. *2 واقعیتا من حتی کسایی که اینکارو کردن رو تشویق میکنم. "راست" حرفاتو دوس داشتم در کل. راست هر روز و هر شب از خودم میپرسم نباید اینکارو با زن "مارتی" میکردی. خب من تو رو به عنوان یه ادم پیچیده ای که اینجور چیزا نمیتونن راحت روش تاثیر بزارن میشناختم.. ولی یبار دیگه بهم یاداوری کردی همه کامل و بی نقص نیستن. ***3 "راست" من تو رو محترم میشمارم. اما قرار نیس پا جای پای تو بزارم. شاید دخترت باشم ولی من همون قاتلی میشم که دنبالش میگردی. "راست" بنظرم مرگ یه چیز مقدسه. میدونی.. یکی مثل "هلا". و در نهایت "راست" میدونم اگه یروزی این قتل ها رو انجام بدم ته دلت متوجه میشی که این منم. With no love or best wishes. _
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ روستین(راستین؟)کوهل Hela. عجیبه... فکر می‌کردم اگه روزی ازت نامه‌ای برسه، یا سراسر خشم باشه یا تمسخر. ولی این یکی بیشتر شبیه اعترافه. می‌گی مرز بین حقیقت و دروغ گم شده. آره. من هم سال‌ها همین فکر رو می‌کردم. هنوز هم بعضی روزها می‌کنم. ولی اینکه دنیا پر از دروغ شده، دلیل نمی‌شه خودت هم بهش اضافه کنی. در مورد مگی... لازم نیست یادم بندازی. هیچ دادگاهی سخت‌تر از دادگاهی که هر شب توی سر خودت برپا می‌شه وجود نداره. من اون اشتباه رو زندگی کردم؛ لازم نیست دوباره برام تعریفش کنی. اما آخر نامه‌ت... همون‌جاست که اشتباه می‌کنی. می‌گی همون قاتلی می‌شی که دنبالش می‌گردم. نه. قاتل‌ها همیشه برای خودشون داستان می‌سازن. یکی اسمش رو عدالت می‌ذاره، یکی تقدیر، یکی عشق، یکی مرگ مقدس. آخرش فقط یه جسد می‌مونه و یه نفر که دیگه راه برگشت نداره. اگر روزی ردت رو بگیرم... نه به خاطر اینکه ازت متنفرم. به خاطر اینکه نمی‌خوام آخرین چیزی که ازت باقی می‌مونه، همون هیولایی باشه که خودت تصمیم گرفتی بشی. و اگه واقعاً دخترم بودی... آخرین چیزی که آرزو می‌کردم این نبود که من پیدات کنم. آرزو می‌کردم هیچ‌وقت مجبور نشم دنبالت بگردم. — Rust Cohle
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا