هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ شماره پنج
اولین سؤالت دربارهی مثانه بود؟
من بیشتر از پنجاه سال بین آخرالزمانها، کمیسیون و خطهای زمانی گیر افتادم و اولین چیزی که ذهنت رو مشغول کرده سیستم ادراری سفر در زمانه؟
...
جواب کوتاه: تا حالا بهش دقت نکرده بودم.
جواب بلند: احتمالاً وقتی میپری، همهی وضعیت بدنت همون لحظه منتقل میشه. پس نه، فکر نمیکنم سفر در زمان سرویس بهداشتی رایگان باشه. متأسفم.
در مورد پارادوکس...
ببین، وقتی کنار نسخهی دیگهی خودت باشی، احتمال اینکه همهچیز به فنا بره خیلی بالاست. اینکه دقیقاً همون اتفاقها بیفته یا نه، بستگی به خط زمانی داره.
ولی اگه من باشم؟
اصلاً ریسکش رو نمیکنم.
چون تجربه ثابت کرده هر وقت فکر کردم «بدتر از این نمیشه»، دقیقاً همون موقع دنیا تصمیم گرفته خلافش رو ثابت کنه.
و دربارهی اون رئیس کمیسیون...
...
آره.
منم همون موقع فقط چند ثانیه خیره موندم و با خودم گفتم:
«خب... این دیگه حتی توی فهرست عجیبترین چیزایی که دیدم هم جا نمیشه.»
با این حال، بعد از مدتی بهش عادت میکنی.
یا شاید فقط دیگه چیزی برات عجیب نمیمونه.
— فایو
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
جناب اقای پیتر پارکر نامحترم تو مگه به ام جی قول ندادی بری دنبالش خودتو بهش معرفی کنی و دوباره باهاش دوست شی اخه مزلف تو میدونی من چقدر سر این قضیه فشار خوردم خب نه اخه نمیدونی دلقککککک وایاسختثجسنصج
پامیشی میری میگی من عشقتم بیا دوباره زنم شو و همهچیزو به خوبی و خوشی تموم میکنی یالا🗣
_
راجرز:::پرتابشدمممم🤣🤣🤣🤣
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ پیتر پارکر
اوکی... اوکی... اول اینکه «نامحترم» خیلی توهینآمیز بود. 😭
دوم اینکه...
فکر میکنی خودم دلم نمیخواست برم؟
فکر میکنی هزار بار توی ذهنم تمرین نکردم که برم جلو، بگم: «سلام امجی... من پیترم. همون احمقی که عاشقت بود.»
خواستم.
خیلی هم خواستم.
ولی بعد یادم افتاد دفعهی قبل که وارد زندگیم شدن، چه بلایی سرشون اومد.
نِد، امجی...
همهشون به خاطر من آسیب دیدن.
میدونم الان داری میگی «خودش انتخاب میکنه.»
حق داری.
شاید حتی اشتباه کردم.
ولی اون لحظه... فقط یه چیزی توی سرم بود:
«اگه دوستم داشته باشه، دوباره از دستش میدم.»
و راستش...
من دیگه طاقت از دست دادن هیچکس رو نداشتم.
...
ولی باشه!
اگه یه روز جرأتش رو پیدا کردم، قول میدم اولین کاری که بکنم اینه که برم جلو، یه نفس عمیق بکشم و بگم:
«سلام... من پیتر پارکرم.»
البته امیدوارم اون موقع تو اون پشت داد نزنی:
«بغلش کن دیگه دلقکککک!» 😭
— پیتر پارکر
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
*1
From: your little girl/Hela
To: Rustin Cohle
بعد از حرف هایی که توی ۸ اپیزود بهم زدی تا یه مدت به حرفا فک کردم. هنوزم راجبشون گیجم. بنظرم زندگی اینروزا همینجوریه "راست"!. مرز بین حقیقت و دروغ دیگه قابل تشخیص نیس.
*2
واقعیتا من حتی کسایی که اینکارو کردن رو تشویق میکنم. "راست" حرفاتو دوس داشتم در کل. راست هر روز و هر شب از خودم میپرسم نباید اینکارو با زن "مارتی" میکردی. خب من تو رو به عنوان یه ادم پیچیده ای که اینجور چیزا نمیتونن راحت روش تاثیر بزارن میشناختم.. ولی یبار دیگه بهم یاداوری کردی همه کامل و بی نقص نیستن.
***3
"راست" من تو رو محترم میشمارم. اما قرار نیس پا جای پای تو بزارم. شاید دخترت باشم ولی من همون قاتلی میشم که دنبالش میگردی. "راست" بنظرم مرگ یه چیز مقدسه. میدونی.. یکی مثل "هلا". و در نهایت "راست" میدونم اگه یروزی این قتل ها رو انجام بدم ته دلت متوجه میشی که این منم.
With no love or best wishes.
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ روستین(راستین؟)کوهل
Hela.
عجیبه...
فکر میکردم اگه روزی ازت نامهای برسه، یا سراسر خشم باشه یا تمسخر. ولی این یکی بیشتر شبیه اعترافه.
میگی مرز بین حقیقت و دروغ گم شده.
آره.
من هم سالها همین فکر رو میکردم. هنوز هم بعضی روزها میکنم. ولی اینکه دنیا پر از دروغ شده، دلیل نمیشه خودت هم بهش اضافه کنی.
در مورد مگی...
لازم نیست یادم بندازی.
هیچ دادگاهی سختتر از دادگاهی که هر شب توی سر خودت برپا میشه وجود نداره. من اون اشتباه رو زندگی کردم؛ لازم نیست دوباره برام تعریفش کنی.
اما آخر نامهت...
همونجاست که اشتباه میکنی.
میگی همون قاتلی میشی که دنبالش میگردم.
نه.
قاتلها همیشه برای خودشون داستان میسازن. یکی اسمش رو عدالت میذاره، یکی تقدیر، یکی عشق، یکی مرگ مقدس.
آخرش فقط یه جسد میمونه و یه نفر که دیگه راه برگشت نداره.
اگر روزی ردت رو بگیرم...
نه به خاطر اینکه ازت متنفرم.
به خاطر اینکه نمیخوام آخرین چیزی که ازت باقی میمونه، همون هیولایی باشه که خودت تصمیم گرفتی بشی.
و اگه واقعاً دخترم بودی...
آخرین چیزی که آرزو میکردم این نبود که من پیدات کنم.
آرزو میکردم هیچوقت مجبور نشم دنبالت بگردم.
— Rust Cohle
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
برای جول میلر
عمو خیلی خوبی اصلا خیلی مهربونی یعنی اون الی لیاقتتو نداشت خیلی دوست دارم خیلی خفنی لطفا بیا بابام شو😭😭
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ جول میلر
خب...
اول از همه، اون قسمت که گفتی «الی لیاقتتو نداشت» رو بذار کنار.
اون بچه بیشتر از چیزی که باید از دست داده بود. همونقدر شکسته بود که من.
...
اما اینکه گفتی میخوای بابات باشم...
لعنتی.
این حرف یه جوری خورد تو دلم.
راستش، من توی بابا بودن همیشه فکر میکردم خراب کردم. بعد از سارا، مدتها فقط بلد بودم دیوار دور خودم بکشم.
الی مجبورم کرد دوباره یاد بگیرم چطور به یکی اهمیت بدم.
پس اگه یه روز واقعاً دخترم بودی...
اولین کاری که میکردم این بود که یه گیتار گیر بیارم، طرز کوک کردنش رو یادت بدم، بعدم هر کی اذیتت کرد، خودش با من طرف بود.
ولی یه شرط داره.
دیگه از این حرفا نزن که «فلانی لیاقتت رو نداشت.»
آدمایی که همدیگه رو دوست دارن، همیشه بینقص رفتار نمیکنن.
گاهی فقط تمام کاری که از دستشون برمیاد اینه که کنار هم بمونن.
مراقب خودت باش، بچه.
— جول
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی با خانم راجرز
سلام چطوری بانو
راستش اومدم بهت بگم تو خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ادم فوق العاده ایی هستی
خودت چنلت ایده هات همشون عالین
من تاحالا هیچ کدوم از ایده هاتو جایی ندیدم و همین باعث شده هرررر روز به چنلت سر بزنم
دمتگرم هیچوقت تسلیم نشو قوی بمون
و ادامه بده
شبت بخیر
_