eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
535 دنبال‌کننده
736 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تنگیِ پیراهنِ ماه بی‌تو... شب، پیراهنِ تنگی‌ست که به تن آسمان نمی‌رود. تو آن‌سوی مرزهای سکوت، در آغوش نوری؛ و ما این‌جا، در امتدادِ یادت، چون شبنمی بر گونهٔ صبح... آرام، می‌گرییم و جوانه می‌زنیم. آن‌جا که تویی، دلتنگی چه رنگی‌ست؟ سمیرا رفیعی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📢 همانوشت؛ پاتوقِ قلمِ معلمانِ هنرمند و انقلابی سلام به معلم‌های عزیزِ سراسر کشور 🌱 دنبال فضایی می‌گردی که دغدغه‌های تربیتیت رو با هنر و قلم گره بزنی؟ ✨ اینجا قرار است: ✍️ متن ادبی، داستانک، نمایشنامه، جستار، طنز و روایت بخوانی و بنویسی 🎧 کتاب صوتی (مثل «دغدغه‌های فرهنگی») گوش کنی 📚 دوره و وبینار نویسندگی ببینی 🎁 تو چالش و مسابقه شرکت کنی و جایزه بگیری 🔍 در جلسات نقد متن، نوشته‌ات را قوی کنی معلم؛ معمارِ جان و راویِ حقیقت با زدن روی لینک به جمع ما بپیوندید👇 بله: 🖇 http://ble.ir/join/HskpJev8bb ایتا: 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ گزیده نمایشنامه گره آخر دایه: رستم… رستم داری گریه می‌کنی؟ یادت رفته کی هستی؟ بالاخره نمردم و اشک رستم‌‌پهلوان رو دیدم. پدر: کدام رستم‌پهلوان، زن؟ رستم‌پهلوانت دیگه شده رستم در حمام! چرا دست‌بردارش نیستی؟ چرا؟ دایه: خیلی عوض شدی رستم… خیلی. یعنی تو همون رستمی که از آسمان خدا ستاره می‌چید و رو دانه‌های باران راه می‌رفت؟ یعنی تو همون رستمی که سراسر این خاک واسه گرفتن یه نشانی از کوهسار زیر پات گذاشتی؟ نه، تو اون رستم نیستی. عوض شدی مرد… عوض شدی. پدر: بسه دیگه… چه خبرته؟ معرکه گرفتی؟ در و همسایه رو جمع کردی که چی بشه؟ رستمت از بی‌کسی و بی‌پشتی مرده… حالیته خاور؟ رستمت بی‌‌پشته… پشتیبان ندارم… (دایه اشاره می‌کند به من) تو… تو جای خودته داری خاور… تو… (گریز می‌زند) امروز افراسیاب رو دیدم. دایه (وحشت‌زده): افراسیاب؟! پدر: ها… افراسیاب. می‌خواد بیاد قالی رو ببره… خدا کنه قالی خوب بافته شده باشه. اگه مثل دفعه‌های قبل بگه کنارش شمشیریه… چه می‌دانم… دو رج، سه رج کم داره… چرا این‌جوری بافته؟ چرا اون‌جوری نبافته؟ هر چه زودتر گره آخر فرش رو بزنید و خلاص. دایه: نه… این یکی دیگه نه… این یکی رو نمی‌ذارم بفروشی… نمی‌ذارم! پدر: چرا حالیت نیست زن؟ ما پول این فرش رو پیش‌پیش از افراسیاب گرفتیم. پیش‌خورش کردیم. دایه: اگه قالی رو بفروشی، کویار دق‌مرگ می‌شه. تو رو ارواح خاک پیر بابا، از این یکی بگذر. پدر: قسم نده زن. نمی‌توانم… طلبکارها پاشنه‌ی در رو از جا می‌کنن. قرض مردمه، باید داد. دایه: کویار این قالی رو واسه کوهسار بافته. پدر: بافته که بافته… قالی سلیمان که نبافته! دایه: آخرین اسیرها دارن می‌آن… خبرشان آمده. پدر: اسیرها آزاد شدن و خلاص… دیدی که هیچ‌کس از کوهسار خبر نداشت. از کجا معلوم دیگه اسیری مانده باشه؟ شایدم شهید شده… از این شهیدهایی که هیچ نشانی ازشان نمی‌مونه… دایه: آمدن کوهسار تنها راه نجات کویاره… خدایا خودت کمک کن. پدر: تنها راه نه زن… تنها راه نه… او باید شوهر کنه… دایه: (ناباورانه) شوهر کنه؟ مگه می‌شه؟ او شوهر داره! پدر: شوهر داره… هم… شوهر نه… نامزد… نامزدی که هفت ساله گذاشته و رفته. دایه: بالاخره‌اش که چی؟ بالاخره یه روزی پیداش می‌شه. پدر: این حرف من نیست… دکترها می‌گن… مگه به خودت هم نگفتن؟ تنها راه خوب شدنش اینه که از تنهایی دربیاد، همین… دایه: نمی‌دانم… نمی‌دانم. بهنام میرزایی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌 برنامه چهارشنبه صحنه و صدا🎙 📍صوت‌کده 🔺وقتی کلمات طنین پیدا می‌کنند. شنیدن پادکست‌ها، خوانش متون و آواهایی که گوش را به میهمانی معنا می‌برند. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
فصل چهارم؛ جریان روشنفکری بیمار .mp3
زمان: حجم: 17.7M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🎧 کتاب صوتی دغدغه‌های فرهنگی 🔴 برای شروع یک کار فرهنگی با گوش دادن این فصل از کتاب دغدغه‌های فرهنگی، قدم اول را بردار👣 🔹 فصل چهارم؛ جریان روشنفکری بیمار 🎙گویندگان: زهرا فرشیدی، خاطره کردفیلابی منتظر فصل‌های بعدی باشید 🙌 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ چالش این هفته: اگر قلمم فرصت داشت برای آخرین بار برای وطن بنویسد... 🔺در سه پاراگراف جمله را ادامه دهید و در نظرسنجی شرکت کنید 🎁جایزه چالش: مبلغ سیصد‌هزار تومان به نفر برتر مهلت ارسال متن: تا ساعت ۲۴ امشب متن‌ها رو برای ادمین کانال ارسال کنید🙏🌱 ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌 تلاطم کاوش🌪 📍 پژوهشکده 🔺پایگاهی برای جستارهای علمی و متن‌های پژوهشی در حوزه ادبیات و هنر (در شرف راه‌اندازی). ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔺چالش این هفته: «اگر قلمم فرصت داشت برای آخرین بار برای وطن بنویسد...» ⌛️پایان نظرسنجی: ساعت ۲۲ 🎁جایزه متن برتر: مبلغ سیصد هزار تومان متن‌ها بدون نام در کانال قرار داده خواهد شد و نظرسنجی بر اساس شماره متن انجام می‌شود ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ متن شماره یک اگر قلمم فرصت داشت برای آخرین بار برای وطن بنویسد، جوهرش را از عصاره‌ی جانم می‌گرفتم و بر صفحه‌ای به وسعت دردهایش می‌نوشتم از شکوهی که هیچ طوفانی نتوانست ریشه‌هایش را از خاک برکند. از دست‌های پینه‌بسته‌ای که بذر امید کاشتند و از چشم‌هایی که در تاریک‌ترین شب‌ها منتظر طلوع ماندند. کلماتم را چون لاله‌هایی سرخ بر دامان این خاک می‌کاشتم تا عطر ایستادگی‌اش در باد بپیچد. می‌نوشتم که ای مادر زخمی اما استوار؛ چروک‌های پیشانی‌ات روایت سال‌های سخت و حماسه‌های بزرگ است. در سطرهایم از کوچه‌هایی می‌گفتم که با همه‌ی خزان‌ها هنوز بوی بهار می‌دهند و از مردمی که با شانه‌های خسته، همچنان تکیه‌گاه هم مانده‌اند. تمام بغض‌هایم را به کلماتی از جنس امید بدل می‌کردم. و در آخر، قلمم را آرام بر نامت می‌گذاشتم و می‌نوشتم: «بمان و سبز شو، حتی اگر من به خزان برسم.» این آخرین حرف قلمی است که همه‌ی هستی‌اش را از خاک تو گرفته؛ خاکی که با همه‌ی رنج‌هایش، هنوز دلیل تپیدن قلب‌های عاشق است. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ متن شماره دو اگر قلمم فرصت داشت برای آخرین بار که نه، برای همیشه از حضور می‌نوشت از مردم مبعوث‌شده‌ی کف خیابان، از شکوه بی‌نظیر اراده‌ی فولادین مردمی که صد و اندی شب در خیابان‌ها با شعار میدان با تو، خیابان با ما ایستادگی کردند. از مردم خستگی‌ناپذیر ایران سرو بلند. از بعثت مردمی که چهل سال در رکاب رهبر فقید شهید شاگردی کردند و امروز هر کدام، پیر و جوان و کودک و بزرگ یک مبعوث‌شده هستند. از بزرگی ملت شهادت می‌نوشت، از ملت امام حسین. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht