━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
معنای بهتری سراغ دارید؟
روزی در جمع دوستانهای که گفتوگو حول محور معلمی در آن جریان داشت، عرض کردم: «اگر زندگی دشتی باشد پر از راه و بیراهه، سختی و دشواری، و پستی و بلندی، معلم کسی است که دست دانشآموز را میگیرد، به راه درست هدایتش میکند و کمکش میکند از این پستی و بلندیها بگذرد.» هرگز فکر نمیکردم روزی در فیلمی به نام «جادههای سرد» به کارگردانی مسعود جعفریجوزانی و نویسندگی سیامک تقیپور (محصول سال ۱۳۶۴)، با بازی هنرمندانهٔ استاد علی نصیریان، این مفهوم استعاری را به شکلی ملموس و مصور درک کنم. اما انگار تقدیر همیشه چند تردستی برای به هیجان آوردن ما در جیب دارد.
سوژهٔ ما در این فیلم، حسین موسوی است؛ کسی که نصیریان زندگیاش را میکند. او تقریباً در هیچ نمایی از این اثر در حال تدریس در کلاس نیست. حتی بچهها او را با لقب «آقای مدیر» صدا میزنند، اما هیچکس نمیتواند بگوید او معلم نیست. میپرسید چرا؟ هویت معلمی یعنی همین. بعد از دیدن فیلم، کسی از خود نمیپرسد که آیا او با بازی درس میدهد یا خیر؟ از کتاب درسی استفاده میکند یا جزوه میگوید تا بچهها بنویسند؟ اصلاً معلم چه پایهای است؟ همهٔ اینها به جای خود مهماند، اما معلم بودن یا نبودن را تعیین نمیکنند.
سینمای معلمانه یعنی همین؛ یعنی دعوا از تدریس خوب و خلاقانه یا خشک و خشن، برسد به مربی بودن یا نبودن؛ برسد به محرک بودن یا نبودن، فداکار بودن یا نبودن، مرجع بودن یا نبودن؛ و سوژههای فیلم از مدرسهای خوب و بد بودن، به معلم بودن برسند.
فیلم با حسین آغاز میشود. او در مراسم تدفین یکی از روستاییان مطلع میشود که پدر یکی از دانشآموزانش به بیماری سختی دچار است. این را خود اسماعیل، یعنی فرزند مرد بیمار، به او میگوید. معلم اینجا مرجع است. وقتی اتفاق ناگواری میافتد، همه سراغ معلم را میگیرند تا از مخمصه نجاتشان دهد.
پس از حرف اسماعیل، بذر فکری در ذهن حسین کاشته میشود: «باید به شهر برویم و دارو تهیه کنیم.» زمستان است و تا چشم کار میکند برف. حرف آقای مدیر برای اهالی سخت مینشیند، اما بذر این فکر از ذهن حسین به ذهن اسماعیل نیز سرایت میکند. برای صلاح و مشورت، سراغ مأمن خویش میرود. آقای موسوی، با آنکه یک پای مصنوعی دارد، بیآنکه چنین کاری در مقام یک مدرس وظیفهاش باشد، تصمیم میگیرد همراه او برود.
مفهوم استعاریِ ذهن من از ابتدای فیلم شکل گرفته بود، اما اینجا به نقطهٔ اوج میرسد؛ دشتی پوشیده از برف که باید راه را در آن پیدا کنند و به شهر برسند. آقای موسوی، قهرمان قصهٔ ما، پیشوای دانشآموز خویش است. راهنماست. سبب میشود دشواری راه آسانتر شود. به وقتش تشر میزند که نترس و به خدا توکل کن. به وقتش با پای علیل خود برای انگیزه دادن به اسماعیل مسابقه میدهد. و به وقتش، آنجا که میبیند باید روی پای خودش ایستادن را بیاموزد، نهیب میزند که مرد باش.
فیلم جایی پایان مییابد که همهچیز درست شده است و اسماعیل شادیاش را با چه کسی تقسیم میکند؟ با آموزگار و مربی خود، آقای موسوی.
از دریچهای دیگر نیز میتوان به فیلم نگاه کرد. پدر بیمار را دلِ بیمارِ برخی افراد جامعهٔ امروز در نظر بگیریم. برای درمان این دل بیمار، سراغ چه کسی باید رفت جز معلم؟ معلم باید طبیب دلها باشد.
امیررضا ساجدی✍
#جستارکده
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
چهار روز مانده که
عرش را خاک کنیم
چهار روز مانده که غم
دوباره فریاد کنیم
چهار روز مانده که کوه را
به شانه بکشیم
دنیای پس از علی
دوباره بچشیم
چهار روز مانده...
#فراقنامه
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
@Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
ما همه همدلیم و هموطنیم
بلبلِ بیقرارِ این چمنیم
انقلابی و متحد هستیم
تیرمان را به یارِ خود نزنیم
دوستدارانِ جبههی حقیم
دشمنِ باطلِ چو اهرمنیم
دیو اگر قصدِ خاکمان بکند
ما همه رستمیم و تهمتنیم
پوست از جسمِ پستِ اهرمنان
ذرّهذرّه به لطفِ حق بِکَنیم
در دل معرکه کنارِ همیم
از جدایی مباد دم بزنیم
روحمان واحد است ای یاران
گر چه در اینهمه تن و بدنیم
در رهِ بذلِ جان برای وطن
صد و اندی شب است در کفنیم
حسین اعتمادی✍
#شعرکده
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🟢روایت سلوک ماندگار
🔹شماره یک مجموعه عکسنوشت #فراقنامه
«سرمشق غیرت»
🌅تاریخچه عکس:
۱۳۹۶/۰۸/۲۹
مواظبت حضرت آقا از یک خانم در دیدار با مردمان سرپل ذهاب به دلیل ممانعت از برخورد بادیگارد
آیدی جهت ارسال فراقنامه (داستانک، روایت، شعر، پادکست، نمایشنامه):
@Writing_team_1405
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
#روایت_پوستر
شبهای موشکی همدان🍃
داستان جنگ از نگاه یک معلم
نویسنده اثر: مریم شیخی
● داستان چهارم👇
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
زمان:
حجم:
6.4M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
#روایت_صوت
🎧 چهارمین داستان از روایت مقاومت را میشنوید...
✍ نویسنده: مریم شیخی
🎙 گوینده: مائده براتی
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🟢روایت سلوک ماندگار
🔹شماره دو مجموعه عکسنوشت #فراقنامه
«روح توحید»
🌅تاریخچه عکس:
لحظه خاص قرآن خواندن رهبر شهید که جزء برنامههای فردی هر روز ایشان بود
آیدی جهت ارسال فراقنامه (داستانک، روایت، شعر، پادکست، نمایشنامه):
@Writing_team_1405
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
چالش:
بازارسال متنها و معرفی کانال
🎁جایزه چالش:
کتاب مدیر مدرسه اثر جلال آل احمد
مهلت فرایند معرفی: ۱۹ تیرماه
جایزه به فردی تعلق میگیرد که بالاترین بازارسال را داشته باشد و همچنین فرایند را برای ادمین ارسال کند👇
@Writing_team_1405
#چالشکده
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
@Homanevesht