eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
535 دنبال‌کننده
736 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌هماخوان؛ فصل شریان مقاومت گاهی مبارزه با استعمار، فقط با لشکر و تفنگ نیست؛ گاهی آروم و بی‌صدا، از لابه‌لای کتاب‌ها، مرزها، باورها و روایت‌ها عبور می‌کنه…✨ و درست در همون‌جاست که مقاومت آغاز می‌‌شه...🌱 🔖مهلت ثبت‌نام: ۳ مردادماه ۱۴۰۵ برای ثبت‌نام فرم زیر را پر کرده (فرم شامل دو صفحه می‌باشد و توضیحات و قوانین در داخل فرم ذکر شده، لطفاً آن را کامل مطالعه کنید) و در صورت نیاز به درگاه ارتباطی در بله و ایتا پیام دهید: 🖇 land.javane.org/homa درگاه ارتباطی: 🆔 @writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📍هماخوان؛ فصل شریان مقاومت 📌پوستر ثبت‌نام 📌تیزر هماخوان 📌در فصل شریان مقاومت همراه ما باشید 📌چرا شریان مقاومت؟ 📌با شریان مقاومت چه سفری آغاز می‌شود؟ 📌فصل شریان مقاومت چگونه دوره‌ای است؟ 📌اهداف این فصل تازه از هماخوان چیست؟ 📌معرفی کتاب‌های فصل شریان مقاومت 🔖مهلت ثبت‌نام: ۳ مردادماه ۱۴۰۵ برای ثبت‌نام فرم زیر را پر کرده (فرم شامل دو صفحه می‌باشد و توضیحات و قوانین در داخل فرم ذکر شده، لطفاً آن را کامل مطالعه کنید) و در صورت نیاز به درگاه ارتباطی در بله و ایتا پیام دهید: 🖇 land.javane.org/homa درگاه ارتباطی: 🆔 @writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ چرا باید به همانوشت بپیوندیم؟!🧐 📌اینجا شاید آغازی باشد برای نوقلمان و همچنین سفری برای حرفه‌ای‌نویس‌ها این مسیر رو باید از کجا آغاز کرد؟!🙄 📍از مدرسه نویسندگی همانوشت؛ جایی که شگفتی و رشد در مسیر قلم شکوفا می‌شه و بعد از گذراندن دوره تخصصی باید از ایستگاه نویسندگی متعهدانه عبور کرد🤓 و بعد از آموزش درِ باشگاه نویسندگی همانوشت به روی همه قلم‌دوست‌ها بازه 🤩 پس وقتشه ریش و قیچی رو برداری و یه سروسامونی به کلمه‌های تو ذهنت بدی ✂️ نقشه‌راه همانوشت رو خوب و بادقت نگاه کن؛ شاید که همین نقطه تو رو تبدیل به یک کنش‌گر عرصه تعلیم و تربیت بکنه😎 جهت ثبت‌نام در مدرسه نویسندگی همانوشت به آیدی زیر در بله و ایتا پیام دهید👇 @Ghalamasa ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ اقیانوس عزادار _ «امیرمهدی، بالا رو نگاه کن. اونجاست. براش دست تکون بده.» و پسرک به پهنای صورت لبخند می‌زد. به آسمان نگاه می‌کرد و با هربار دیدنش کیفور می‌شد. دروغ چرا، خودم هم از دیدنش خوش‌حال می‌شدم. نه این‌که هلی‌کوپتر یا دوربین ندیده‌باشم‌ها، نه. به این فکر می‌کردم که تصاویری از آن بالا از سیل جمعیت مراسم تشییع‌ ثبت و ضبط می‌شود که خار چشم دشمن و عزت و اقتدار ایرانمان خواهد شد. توی دلم خدا را شکر می‌کردم که به اندازه‌ی قطره‌ای از این دریای پرخروش سهم دارم. خدا را شکر می‌کردم که تردیدهایم برای آمدن به تهران را با تمام وجودم زمین زده‌ بودم. تردیدهایی که بوی ترس می‌داد. و ترسی که از محبت و احتیاط مادرانه برمی‌خاست. شاید هرمادری با بچه‌ی کم‌سن‌وسال دچار چنین تردیدی برای آمدن به مراسم تشییع رهبر شهیدمان شده‌بود. فکرش را می‌کردم که گرمای تابستان است. تاریخی‌ترین تشییع رهبر جهان اسلام است. حتماً میلیون‌ها آزاده خود را به آن می‌رساندند و قرار بود جمعیت از هرطرف سیل شود و طوفان اشک و خشم انتقام‌خواهی به راه بیفتد. کلاف شک و تردید کلافه‌ام می‌کرد. آن طرف قضیه دل به گوش جانم می‌گفت اگر نروی تا ابد از جا ماندنت حسرت می‌خوری. تا ابد بغض‌ در گلویت می‌ماند. اصلاً چطور می‌توانی در مراسمی که امام زمان هم در آن حضور دارد حاضری نزنی؟ چطور می‌توانی صاحب عزا باشی اما در عزا نباشی؟ چطور می‌توانی امیرمهدی را از این وداع محروم کنی؟ بزرگ که شد نمی‌پرسد چرا مرا نبردی؟ دلش نمی‌گیرد در تشییع امام مهربانش که روزی با محبت او را به آغوش گرفته شرکت نکرده؟ تااینکه عشق پیشی گرفت. با نیت جهاد، عزم جزم کردیم و راهی شدیم. از این‌که همتم کمر راست کرده‌ بود و پای اراده‌ام کفش پوشید و خودش را به مراسم وداع و تشییع رسانده‌ بود راضی بودم. حالا هربار تلویزیون فیلم‌های هوایی مراسم را نشان می‌دهد امیرمهدی ذوق می‌کند که آن روز آن‌جا بوده. و من تازه می‌فهمم که ما دریا نبودیم. اقیانوس بودیم. فائزه فداکار✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا