eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
535 دنبال‌کننده
736 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔰ساندویچ کتابی بخورید! 💢آیا می‌دانستید مغز ما پس از ۲۰ دقیقه مطالعه تکراری، خاموش می‌شود؟ بهترین راه برای جلوگیری از خستگی، روش «ساندویچ کتابی» است. یعنی همیشه دو یا سه کتاب با ژانرهای کاملاً متفاوت را با هم شروع کنید. مثلاً یک رمان پلیسی، یک کتاب روانشناسی، و یک مجموعه شعر. وقتی از یکی خسته شدید، سراغ دیگری بروید؛ انگار که بین دسر، غذای اصلی و نوشیدنی جابه‌جا می‌شوید!🌱 💠این کار نه تنها خستگی را از بین می‌برد، بلکه باعث می‌شود مغزتان ارتباطات تازه‌ای بین مفاهیم مختلف پیدا کند. مثلاً ممکن است ناگهان بین یک بیت شعر و یک نظریه روانشناسی ارتباطی شگفت‌انگیز ببینید! با این روش، همیشه حس تازگی دارید و تعداد کتاب‌های نیمه‌تمام‌تان به صفر می‌رسد. چند کتاب با رنگ‌های مختلف را کنار هم بگذارید و شروع کنید به ساندویچ‌چینی!🌼 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ حقیقت علم حاصل کار کلیسا این بود که انسان، راه پیشرفت را جدا از دین دانست و ایمان را در برابر دین قرار داد. کلیسا ریشه‌های خداباوری و دین‌دوستی را خشکاند و علم تجربی را بر تصمیم‌گیری‌ها و سبک زندگی حاکم کرد. تکنولوژیِ برآمده از رنسانس، افسار امور را به دست گرفت و به‌مرور، مبنای غربی را به خوراکی فکری برای طرفداران و دلبستگانِ مد تبدیل ساخت. کتاب مقدسی که کلیسا بر اساس آن با علم به‌شدت مقابله می‌کرد، علم و معرفت را برخلاف فرمان خدا می‌دانست و این نگرش را با داستان آدم و حوا توجیه می‌نمود. پیام کلیسا این بود: یا دین، یا علم! پس طبیعی است که انسانِ علم‌جویی که رفاه را از طریق کشف علمی آسان‌تر به دست می‌آورد، قیدوبندهای دینی را رها کند. اما می‌شود به‌گونه‌ای دیگر علم‌جویی را تفسیر نمود. انسانیت، امری اکتسابی است و دوران رشد معنوی انسان، همان مرحلهٔ صعود از عالم حیوانیت به عالم انسانیت است. انسانی که تنها به آسودگی و روزمرگی خویش نمی‌اندیشد و افق نگاهش گسترده‌تر است، اگر بخواهد به مرحلهٔ شکوفایی استعدادهایش برسد، دین می‌تواند او را به مقام خلیفهٔ الهی برساند. استعدادِ انسانیت، اگر در وجود آدمی به ظهور نرسد، دین را به معنای واقعی نمی‌پذیرد. گذشتن از ایمانِ ابتدایی و دستیابی به ایمانی عمیق‌تر که همان توحید است، انسان را به آرامشِ برآمده از خودشناسی و خداشناسی می‌رساند. انسانی که خود را بشناسد، درمی‌یابد که چه پتانسیل و استعدادهای بزرگی دارد و می‌داند که برای ادامهٔ مسیر، باید در چارچوب دین گام بردارد. اگر چشمانمان را ببندیم و به روزمرگی عادت کنیم، در همان سطحِ ذلت باقی می‌مانیم؛ اما آنچه در افقِ انسانیت پدیدار است، ما را به اوج می‌رساند. خاطره کردفیلابی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ نامش چه باشد؟ قلب مارکار داشت از جا کنده می‌شد. وارتوش دردش گرفته بود و باید او را به بیمارستان می‌رساند. با مهمان‌ها شب خوبی را گذرانده بودند. پدر وارتوش می‌گفت: «کارو اسم برازنده‌ایه برای نوه عزیزم.» اما مادر وارتوش نظر دیگری داشت. ـ نه‌خیر! اسمش باید زوریک باشه، به یاد شهید ارمنی، زوریک مرادیان. مارکار از اینکه آخرین شب خوش آن‌ها بوده باشد و خانواده‌اش از هم پاشیده باشد، وحشت کرده و قلبش فشرده شد. هم نگران وارتوش بود و هم بچه. بلند شد و تا بوفه رفت. قهوه خواست؛ اما آب‌جوش نبود. از رفت‌وآمد مردم ملاقات‌کننده لحظه‌ای کم نمی‌شد. بیشترشان به‌خاطر ایام محرم مشکی پوشیده بودند. وارد آسانسور شد. دو تا پرستار زن با هم صحبت می‌کردند: «بچه منگل به دنیا اومده... دست و پاش معیوبه...» عقب‌عقب رفت و به دیوار تکیه داد. دکمهٔ یقه‌اش را باز کرد. لب‌هایش که خشک شده بودند، با زبان تر کرد؛ اما باید خودش را به آنجا می‌رساند؛ آنجایی که وارتوش بود. تندتر قدم برداشت؛ اما هرچه می‌رفت، نمی‌رسید. صدای طبل و سنج می‌آمد. نگاهش روی نقش حاشیهٔ پرچم‌ها سُرید. صدای سنج نزدیک شد. باد می‌وزید. پیش رویش پرده موج برداشت. نام ابوالفضل روی آن درخشید. بالاخره فرزندش به دنیا می‌آمد. وارتوش دیگر از تنهایی گله نمی‌کرد. چقدر نصیحتش کرد: «وارتوشم، از این فکر بیرون بیا! قسمت ما چیز دیگه‌ایه...» وارتوش یعنی فهمیده؟ او نمی‌توانست تحمل کند. تصوری از یک بچه معلول نداشت. صدای کوبش طبل نزدیک شد؛ تا جایی که همهٔ گوشش را پر کرد. بغضش ترکید. صورتش از اشک خیس شد. ناشناسی از میان کوبش طبل صدایش زد: «مارکار آدمیان، جناب مارکار! مادر و بچه هر دو سالم‌اند. اینم پسر کاکل‌زری شما، عباس آدمیان...» خیس عرق شده بود. گردنش روی صندلی کج شده بود و هذیان می‌گفت. پرستار او را صدا زد. ـ آقا، آقا! پاشو! بچه‌ات به دنیا اومده. برو ببینش. علیرضا عبدی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎
جمع‌بندی کتاب همه چیز فرو می‌پاشد .mp3
زمان: حجم: 5.1M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ جمع‌بندی کتاب همه چیز فرو می‌پاشد ✨ 🔹منتقد و گوینده: خاطره کردفیلابی 🔺گاهی یک روایت بیگانه پایه‌های یک جامعه را فرو می‌پاشد... ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
933.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🌱کتاب نخل و نارنج🌱 اثر وحید یامین‌پور «پله سوم از فصل شریان مقاومت» 🗓مهلت مطالعه: از ۲ شهریور تا ۱۲ شهریور ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ نخل و نارنج مردم! بدانید که دو چیز انسان را در مسیر انسانیت سریع به منزل می‌رساند؛ یکی قرآن خواندن در نیمه شب و دیگری گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع). گریه بر مولایمان حسین، معجزه می‌کند. به خدا معجزه می‌کند مردم! قسمتی که با هم مطالعه کردیم از کتاب نخل و نارنج از وحید یامین‌پور بود. کتاب «نخل و نارنج» نوشته‌ی وحید یامین‌پور، یکی از آثار جالب و متفاوت در حوزه ادبیات داستانی و مجموعه‌ داستان‌های کوتاه است که با فضایی خاص، خواننده را به دنیایی از احساسات، خاطرات و گاهی واقعیت‌های تلخ و شیرین انسانی می‌برد. از ویژگی‌های این کتاب: ۱. درون‌مایه و موضوع این کتاب عمدتاً بر محوریت خاطره، نوستالژی و پیوند میان انسان و محیط می‌چرخد. استفاده از نمادهایی مثل «نخل» (که اغلب یادآور ریشه‌های عمیق، پایداری و گاه فرهنگ‌های خاص است) و «نارنج» (که نماد لطافت، عطر خوش و خاطرات دوران کودکی است)، نشان‌دهنده تلاش نویسنده برای بازنمایی تضادها و همزیستیِ زیبایی‌ها و سختی‌های زندگی است. ۲. سبک نگارش یامین‌پور در این اثر از زبانی شاعرانه و در عین حال ساده استفاده کرده است. او توانایی خاصی در توصیف جزئیات محیطی دارد؛ به‌طوری که خواننده می‌تواند بوها، رنگ‌ها و حس‌وحالِ فضا را در میان کلمات لمس کند. سبک او ترکیبی از روایت‌های ملموس و لایه‌های درونیِ شخصیت‌هاست. ۳. ویژگی‌های اصلی کتاب خاطره‌محوری: داستان‌ها اغلب از دریچه نگاه به گذشته و بازخوانی رویدادهای زندگی عبور می‌کنند. نمادگرایی: نویسنده با استفاده از عناصر طبیعت، مفاهیم عمیق‌تری مثل ریشه‌دار بودن، گذار زمان و تغییرات انسانی را منتقل می‌کند. لحن صمیمانه: کتاب با لحنی که گویی نویسنده در حال بازگو کردن حکایت‌های شخصی یا روایت‌های شنیده‌شده است، خواننده را با خود همراه می‌کند. برای دریافت این کتاب می‌توانید به تارنمای انتشارات جمکران سر بزنید. علی‌اکبر معصومی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله