eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
534 دنبال‌کننده
739 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
‌━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ نقد تخصصی کتاب «چای خوش‌عطر پیرمرد». اثر سید سعید هاشمی تاریخ در قالب داستان مهم‌ترین نقطه قوت اثر، تبدیل تاریخ به تجربه روایی است. نویسنده به جای آنکه مستقیماً بگوید مدرس شجاع، ساده‌زیست و ظلم‌ستیز بوده، این ویژگی‌ها را در موقعیت‌های داستانی نشان می‌دهد. حدود ۴۵ تا ۵۰ روایت کوتاه، برش‌هایی از زندگی فردی و سیاسی او را کنار هم قرار می‌دهند و تصویری چندوجهی از شخصیت مدرس ارائه می‌کنند. این شیوه از منظر ادبیات نوجوان اهمیت دارد؛ زیرا نوجوان با کنش و انتخاب شخصیت ارتباط بیشتری برقرار می‌کند تا با توصیف مستقیم و اطلاعات تاریخی. شخصیت‌پردازی؛ از قهرمان تاریخی تا انسان قابل لمس یکی از موفقیت‌های کتاب، تلاش برای خارج کردن مدرس از قالب یک «چهره رسمی تاریخی» است. مدرس در روایت‌ها تنها یک سیاستمدار یا روحانی مبارز نیست؛ بلکه انسانی است که ساده‌زیستی، صراحت، شجاعت، استقلال رأی و ایستادگی در برابر ظلم، در رفتار او دیده می‌شود. منابع معرفی کتاب نیز بر همین وجوه اخلاقی، معنوی و سیاسی تأکید کرده‌اند. از این منظر، کتاب ظرفیت بالایی برای ادبیات تربیتی غیرمستقیم دارد؛ زیرا به جای ارائه فهرستی از فضایل اخلاقی، مخاطب را با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌کند که شخصیت مدرس در آنها انتخاب می‌کند و همین انتخاب‌ها حامل پیام تربیتی‌اند. عنوان؛ یک انتخاب هوشمندانه عنوان «چای خوش‌عطر پیرمرد» نیز از منظر روایت‌شناسی قابل توجه است. «چای» عنصری ساده، روزمره و آشناست و «عطر» می‌تواند استعاره‌ای از اثری باشد که یک انسان پس از خود بر جای می‌گذارد. عنوان، از همین طریق، فاصله میان مخاطب نوجوان و یک شخصیت تاریخی را کاهش می‌دهد و مدرس را از یک نام در کتاب تاریخ به انسانی ملموس تبدیل می‌کند. محدودیت اصلی؛ پراکندگی روایت‌ها با وجود این نقاط قوت، مهم‌ترین ضعف اثر، نبود یک خط روایی منسجم برای دنبال کردن زندگی مدرس است. خواننده با مجموعه‌ای از برش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی مواجه می‌شود، اما الزاماً مسیر کامل زندگی و تحول سیاسی او را دنبال نمی‌کند. یکی از نقدهای منتشرشده از سوی خوانندگان نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره می‌کند و کتاب را بیشتر مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه اخلاقی می‌داند تا زندگی‌نامه‌ای جامع؛ همچنین اشاره می‌کند که برخی شخصیت‌های سیاسی در روایت‌های پایانی بدون معرفی قبلی وارد داستان می‌شوند و همین موضوع می‌تواند برای مخاطب ناآشنا با تاریخ، ابهام ایجاد کند. بنابراین می‌توان گفت کتاب برای آشنایی اولیه و عاطفی با مدرسموفق‌تر است تا برای شناخت جامع تاریخی و سیاسی او. مسئله مهم؛ مرز تاریخ و داستان از منظر نقد دانشگاهی، یکی دیگر از موضوعات قابل تأمل، نسبت میان واقعیت تاریخی و بازآفرینی ادبی است. هنگامی که وقایع تاریخی در قالب داستان بازسازی می‌شوند، لازم است مخاطب بداند کدام بخش مستند و کدام بخش حاصل بازآفرینی نویسنده است. این مسئله در ادبیات نوجوان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است مخاطب داستان را عین واقعیت تاریخی تلقی کند. ازاین‌رو، اثر می‌توانست با ارائه توضیح یا منابع تکمیلی، پیوند خود را با تاریخ مستند تقویت کند. ارزش تربیتی کتاب «چای خوش‌عطر پیرمرد» را می‌توان اثری با ظرفیت تربیتی قابل توجه دانست. مفاهیمی مانند شجاعت اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، ساده‌زیستی، استقلال رأی و ایستادگی در برابر ظلم در بطن روایت‌ها حضور دارند. معرفی کتاب در منابع کتابخانه‌ای نیز بر همین ویژگی‌ها و بر تصویر مدرس به‌عنوان شخصیتی تأکید می‌کند که در برابر ظلم سر فرود نیاورد و تا پای جان بر آرمان‌های خود ایستاد. در نتیجه، کتاب می‌تواند در مدرسه نه فقط برای درس تاریخ، بلکه برای گفت‌وگو درباره انتخاب اخلاقی، مسئولیت اجتماعی و شجاعت در تصمیم‌گیری نیز مورد استفاده قرار گیرد. منابع 1. هاشمی، سیدسعید. (۱۳۹۸). چای خوش‌عطر پیرمرد: داستان‌هایی از زندگی شهید سیدحسن مدرس. تهران: انتشارات عهد مانا. 2. کتابخانه عمومی شهید علی علمی. (۱۳۹۹). معرفی کتاب «چای خوش‌عطر پیرمرد». 3. Goodreads. (2023). چای خوش عطر پیرمرد سعید هاشمی؛ داستان‌هایی از زندگی شهید سید حسن مدرس. زینب مرادی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ جشن و جنگ هر شب می‌بینمشان؛ پسران نوجوانی را که دور میز فوتبال‌دستی در موکب جمع می‌شوند و برای هم کری می‌خوانند. سرِ گل‌زدن، آن هم با توپ کوچک و دسته‌های سبزرنگ فوتبال‌دستی که بیش از صد و هشتاد شب است در این میدان، وسیله‌ی سرگرمی‌شان شده، فریاد «گل، گل» فضای کوچک موکب را می‌لرزاند. آن‌ها تا پاسی از شب درگیر بازی‌اند و پدر و مادرشان نزدیک موکب، پرچم می‌گردانند و گاهی نیم‌نگاهی به فرزندشان که غرق بازی است و عرق از پشت گوش و گردنش می‌چکد، می‌اندازند و لبخند می‌زنند. مدل موهای پسرها شبیه هم است؛ انگار همگی یک جا آرایشگاه رفته‌اند، پیش آرایشگر مستقر در غرفه‌ی بغلی! با خودم فکر می‌کنم این بچه‌ها حدود بیست شب دیگر فرصت دارند میدان‌داری کنند و تا نیمه‌شب در میدان بمانند و با همدلی کنار هم بازی کنند. وقتی قرار است اول مهر به مدرسه بروند، دیگر نمی‌توانند تا دیروقت در میدان بمانند. از بچه‌ها در مورد احساسشان به بازگشایی مدارس می‌پرسم؛ بعضی‌ها خوشحال‌اند و بعضی معتقدند اصلاً مدارس باز نخواهد شد. یکی می‌گوید: «مدارس امسال هم آنلاین است.» دیگری می‌گوید: «این صد و هشتاد و دو شبی که تو میدان بودیم، نصفش تو مدارس بود؛ ولی ما اومدیم، بازم می‌آییم.» می‌گویم: «اگر بیایید میدان و شب دیر بخوابید، صبح دیر بیدار می‌شوید.» پسری که میثم صدایش می‌زنند، جواب می‌دهد: «ما در حالت عادی هم تا دوازده شب بیداریم، نگران خواب ما نباشید.» امیرعلی، پسر موطلایی و ریزنقشی که دسته‌ی فوتبال‌دستی را با هر دو دستش گرفته، پرانرژی می‌گوید: «چه مدرسه باز باشه، چه بسته، ما هر شب در میدانیم. اینجا برای ما حکم پشت لانچر رو داره؛ مگه می‌شه پشت لانچر خالی بمونه؟!» از کلام امیرعلی انرژی می‌گیرم. پرچم ایران را با قدرت بیشتری در آسمان می‌چرخانم، جوری که انگار می‌خواهم ابرها را جابه‌جا کنم. من هم در میدانم، پای لانچر، پرچم‌گردان. صدای موسیقی همراه با شعر زیبای «ماه فرو ماند از جمال محمد» از میکروفون جایگاه پخش می‌شود. صدای ترقه‌بازی در گوشم می‌پیچد. امشب جشن است؛ جشن و جنگ هم‌زمان. شب تولد پیامبر و امام صادق، با حضور همیشگی مردم و پخش شیرینی و شربت در میان جمعیت، شور و حال دیگری دارد. پایداری حضور این مردم در صد و هشتاد و دومین شب میدان‌داری، نشان می‌دهد که پیروزی بسیار نزدیک است. نصرُ من الله و فتحٌ قریب، قریب، قریب... شهربانو میرزائی✍ ۸ شهریور ۱۴۰۵ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ همانوشت بار دیگر توئیت آفرید😌 این‌بار پروفسور پشه فتوایی صادر کرد و ابن ریحان درونی پاسخش داد... حال خواهیم دید که صلابت رنگ نخواهد باخت😉 نویسندگان: خاطره کردفیلابی فاطمه حسنی ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔰جلسه پرسش و پاسخ با نویسنده کتاب «چای خوش‌عطر پیرمرد»📚 ✍«سید سعید هاشمی» 📅جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ ⏰ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ 🌐لینک اسکای‌روم: https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136367/l/fa ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تصویرسازی آن چیز که در تصویرسازی مهم است، مهارت خلق تصویر پویا است. تصویرسازی پویا که مقابل تصویرسازی ایستا قرار دارد، همان توصیفاتی است که همزمان با روند پیش‌برنده داستان شکل می‌گیرد اما تصویرسازی ایستا در توقف زمان به توصیفات می‌پردازد. و آن چیز که داستان را زنده می‌کند به کار بردن تصویر پویا است. این دو تصویر را با هم مقایسه کنید: 🌱نوع ایستا: به قطره‌های باران که پایین می‌آمدند، نگاه می‌کرد. یاد خاطره‌ای افتاد که هیچ‌گاه نتوانسته بود آن را از ذهن پاک کند. 🌱نوع پویا: نگاهش روی شیشه بخارگرفته گره خورد. با نوک انگشت روی بخار یک خط کشید. قطره‌ آب از همان خط سرازیر شد و خط را شکست. و حال برای خلق داستان باید از نگو، نشان بده به عبارتی دیگر تصویرسازی موثر بهره برد. خاطره کردفیلابی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ ستاره وحشی صدای خنده و همهمه‌ی مهمان‌ها دورم می‌پیچید و دست‌ها، یکی‌یکی، برای تبریک به سویم دراز می‌شدند. انگشترم زیر نور چراغ‌ها می‌درخشید و من، میان آن همه شادی، سرم را بالا گرفتم. آسمان از پشتِ حریر تور، پر از ستاره بود. تورم را با دو دست بالا بردم و باد، لبه‌های سپیدش را میان من و آسمان به رقص درمی‌آورد؛ ستاره‌ها از پشت آن، انگار دانه‌های نوری بودند که بر پارچه دوخته شده باشند. اما میان آن همه نور، ستاره‌ای از همه پرنورتر بود؛ لحظه‌به‌لحظه نزدیک‌تر می‌شد، انگار راهش را از دلِ آسمان تا من پیدا کرده باشد. لبخند زدم و دستم را به سویش دراز کردم. با خودم فکر کردم شاید امشب، آسمان هم خواسته برای عروسی‌ام هدیه‌ای بفرستد؛ اما ترکش‌های آن ستاره وحشی به کودک سرخوش هم رحم نکرد. ریحانه امیری‌زاده ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار🛎