━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
جشن و جنگ
هر شب میبینمشان؛ پسران نوجوانی را که دور میز فوتبالدستی در موکب جمع میشوند و برای هم کری میخوانند. سرِ گلزدن، آن هم با توپ کوچک و دستههای سبزرنگ فوتبالدستی که بیش از صد و هشتاد شب است در این میدان، وسیلهی سرگرمیشان شده، فریاد «گل، گل» فضای کوچک موکب را میلرزاند.
آنها تا پاسی از شب درگیر بازیاند و پدر و مادرشان نزدیک موکب، پرچم میگردانند و گاهی نیمنگاهی به فرزندشان که غرق بازی است و عرق از پشت گوش و گردنش میچکد، میاندازند و لبخند میزنند.
مدل موهای پسرها شبیه هم است؛ انگار همگی یک جا آرایشگاه رفتهاند، پیش آرایشگر مستقر در غرفهی بغلی!
با خودم فکر میکنم این بچهها حدود بیست شب دیگر فرصت دارند میدانداری کنند و تا نیمهشب در میدان بمانند و با همدلی کنار هم بازی کنند. وقتی قرار است اول مهر به مدرسه بروند، دیگر نمیتوانند تا دیروقت در میدان بمانند.
از بچهها در مورد احساسشان به بازگشایی مدارس میپرسم؛ بعضیها خوشحالاند و بعضی معتقدند اصلاً مدارس باز نخواهد شد. یکی میگوید: «مدارس امسال هم آنلاین است.» دیگری میگوید: «این صد و هشتاد و دو شبی که تو میدان بودیم، نصفش تو مدارس بود؛ ولی ما اومدیم، بازم میآییم.» میگویم: «اگر بیایید میدان و شب دیر بخوابید، صبح دیر بیدار میشوید.» پسری که میثم صدایش میزنند، جواب میدهد: «ما در حالت عادی هم تا دوازده شب بیداریم، نگران خواب ما نباشید.»
امیرعلی، پسر موطلایی و ریزنقشی که دستهی فوتبالدستی را با هر دو دستش گرفته، پرانرژی میگوید: «چه مدرسه باز باشه، چه بسته، ما هر شب در میدانیم. اینجا برای ما حکم پشت لانچر رو داره؛ مگه میشه پشت لانچر خالی بمونه؟!»
از کلام امیرعلی انرژی میگیرم. پرچم ایران را با قدرت بیشتری در آسمان میچرخانم، جوری که انگار میخواهم ابرها را جابهجا کنم. من هم در میدانم، پای لانچر، پرچمگردان.
صدای موسیقی همراه با شعر زیبای «ماه فرو ماند از جمال محمد» از میکروفون جایگاه پخش میشود. صدای ترقهبازی در گوشم میپیچد.
امشب جشن است؛ جشن و جنگ همزمان. شب تولد پیامبر و امام صادق، با حضور همیشگی مردم و پخش شیرینی و شربت در میان جمعیت، شور و حال دیگری دارد. پایداری حضور این مردم در صد و هشتاد و دومین شب میدانداری، نشان میدهد که پیروزی بسیار نزدیک است.
نصرُ من الله و فتحٌ قریب، قریب، قریب...
شهربانو میرزائی✍
۸ شهریور ۱۴۰۵
#روایتکده
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ همانوشت بار دیگر توئیت آفرید😌 اینبار پروفسور پشه فتوایی صادر کرد و ابن ری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🔰جلسه پرسش و پاسخ
با نویسنده کتاب «چای خوشعطر پیرمرد»📚
✍«سید سعید هاشمی»
📅جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
⏰ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰
🌐لینک اسکایروم:
https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136367/l/fa
#هماخوان
#فصل_شریان_مقاومت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
زنگ انتظار🛎
#تصویرسازی
#آموزشکده
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
تصویرسازی
آن چیز که در تصویرسازی مهم است، مهارت خلق تصویر پویا است. تصویرسازی پویا که مقابل تصویرسازی ایستا قرار دارد، همان توصیفاتی است که همزمان با روند پیشبرنده داستان شکل میگیرد اما تصویرسازی ایستا در توقف زمان به توصیفات میپردازد. و آن چیز که داستان را زنده میکند به کار بردن تصویر پویا است. این دو تصویر را با هم مقایسه کنید:
🌱نوع ایستا: به قطرههای باران که پایین میآمدند، نگاه میکرد. یاد خاطرهای افتاد که هیچگاه نتوانسته بود آن را از ذهن پاک کند.
🌱نوع پویا: نگاهش روی شیشه بخارگرفته گره خورد. با نوک انگشت روی بخار یک خط کشید. قطره آب از همان خط سرازیر شد و خط را شکست.
و حال برای خلق داستان باید از نگو، نشان بده به عبارتی دیگر تصویرسازی موثر بهره برد.
خاطره کردفیلابی ✍
#آموزشکده
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
زنگ انتظار🛎
#ستاره_وحشی
#داستانکده
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
ستاره وحشی
صدای خنده و همهمهی مهمانها دورم میپیچید و دستها، یکییکی، برای تبریک به سویم دراز میشدند. انگشترم زیر نور چراغها میدرخشید و من، میان آن همه شادی، سرم را بالا گرفتم. آسمان از پشتِ حریر تور، پر از ستاره بود. تورم را با دو دست بالا بردم و باد، لبههای سپیدش را میان من و آسمان به رقص درمیآورد؛ ستارهها از پشت آن، انگار دانههای نوری بودند که بر پارچه دوخته شده باشند. اما میان آن همه نور، ستارهای از همه پرنورتر بود؛ لحظهبهلحظه نزدیکتر میشد، انگار راهش را از دلِ آسمان تا من پیدا کرده باشد. لبخند زدم و دستم را به سویش دراز کردم. با خودم فکر کردم شاید امشب، آسمان هم خواسته برای عروسیام هدیهای بفرستد؛ اما ترکشهای آن ستاره وحشی به کودک سرخوش هم رحم نکرد.
ریحانه امیریزاده ✍
#داستانکده
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
زنگ انتظار🛎
#انجمن_شاعران_مرده
#نقدکده
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
📍ایستگاه پنجم
مدیر مدرسه 📚
📌جمعه: تا پایان بخش چهارم
📌شنبه: تا پایان بخش نهم
📌یکشنبه: تا پایان بخش سیزدهم
📌دوشنبه: تا پایان کتاب
#هماخوان
#فصل_شریان_مقاومت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
زنگ یادآوری🛎
🔰جلسه پرسش و پاسخ
با نویسنده کتاب «چای خوشعطر پیرمرد» 📚
✍«سید سعید هاشمی»
📅جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
⏰ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰
🌐لینک اسکایروم:
https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136367/l/fa
#هماخوان
#فصل_شریان_مقاومت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
💢تا نیم ساعت دیگر جلسه آغاز میشود 💢
🌐لینک اسکایروم:
https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136367/l/fa
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━