ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود...
آن دل که با خود داشتم با دل ستانم میرود...
در رفتن جان از بدن،گویند هر نوعی سخن
منخود بهچشم خویشتن،دیدمکه جانممیرود... 🙃💔
دمرفتن،زهرا ۜ بہعلے﴿؏﴾گفت:
علےجاندلمبراۍقرآنخوندنتتنگشده
برامیاسـیـنبخون..
حضرتعلے﴿؏﴾شروعکردبهخوندنیاسـیـن..
خببالاخرهاماممعصومبود
میدونستیاسینکهتمومبشهمآدرهمپرمیکشه..💔
همونجوربابغضیاسینمیخوند
بهآخرشکهنزدیكمیشد
دوبارهازاولشروعبهخوندنمیکرد..
زهرا ۜ گفت:
علےجانبسہدیگہ،چقدرازاولمیخونے؟
علے﴿؏﴾گفت:
خودتمیدونےطاقتشوندارم
حداقلبزاربیشترببینمت..💔
در کتابش نوشته بود:
هر کسی شب جمعه
دلش هوای کربلا کند؛
هنگامی که مادر سادات،
به حرم سیدالشهداعلیهالسلام
مشرف میشوند؛
جای خالی جاماندگان را نگاه میکند،
و با اسم از ایشان یاد میکند.
_علامهشیخجعفرشوشتری.
والا نمیدونم بخوابم یا پاشم کارامو بکنم از بس زیادن...
خدایا خودت هلپ مییی😂😭
🇮🇷🖤 𝑯𝑶𝑵𝑨𝑰𝑵|حُنَین
کلماتت را بلند کن نه صدایت را ، این باران است که گل میرویاند نه رعد و برق.
اقا مث اینکه اشتباهی رخ داده 😂💔
با تشکر از ممبران عزیز 🤣❤️🩹