قطع امید کردی؟ صبح پاشدی به آسمون نگاه کردی؟ دم صبح طلوع افتاب رو نمیخوای ببینی؟ ماه رو دیدی؟ نمیخوای ستاره هارو ببینی ؟شب مهتاب..اون قرص کامل ماه رو دیگه نمیخوای ببینی؟ چشماتو میخوای ببندی؟ از مزهیه گیلاس میخوای بگذری؟ نگذر،من رفیقتم،میگم نگذر.
سخته. ولی باز هم قهوه، کتابها، ابرها، پلیلیستها و بارون و پاییز هستن برای لحظهای رهایی.