eitaa logo
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
1.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
2.6هزار ویدیو
131 فایل
📚دوره آموزش اساتید :مداحان مبلغان پيشرفت ، در راستای تمدن نوین اسلامی فرهنگ سازی زمینه ظهور ارائه سرفصل های اموزشی👇👇 *سبک زندگی اهلبیت (ع) *انسان شناسی *طرح اجرایی قرآن زنده است *مقتل شناسی *اصول و فنون *نواها ونغمه * فرزند آوری و فرزندپروری
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5938341952339576344.mp3
3.3M
❣﷽❣ 🍁 🍁 🎤 🍁 👌👌 🍁میون همه دلها 🍁امون از دل زینب غم کوچه و سیلی غم صورت نیلی غم یاس خزونی غم قد کمونی غم غربت حاکی غم چادر خاکی شده قاتل زینب امون از دل زینب 🍁میون همه دلها 🍁 امون از دل زینب غم فرق شکسته غم حیدر خسته غم تشت پر از خون غم صورت گلگون غم چشم علمدار غم بی کسی یار شده قاتل زینب امون از دل زینب 🍁میون همه دلها 🍁امون از دل زینب غم دست بریده غم فرق دریده غم شبه پیمبر غم غربت اکبر غم محسن دیگر غم غربت اصغر غم نیزه سواری غم ضربه و قاری غم ناقه سواری غم طعنه و دشنام غم سنگ لب بام غم و محنت و ناله غم و محنت و ناله غم مرگ سه ساله شده قاتل زینب امون از دل زینب 🍁میون همه دلها 🍁امون از دل زینب 🍁هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🍁
⚫️ روضه روز یازدهم هنگام خروج اسرا، اهل بیت قافله سالار را گفتند "بحق الله الامررتم بنا علی مصرع الحسین" بخدای که این اسیران را از قتلگاه عبور دهید، چون چشم طاهرات بر اجسام بی سر شهیدان افتاد بسی بگریسته بر سر و روی زدند و نوحه و زاری آغاز کردند. از آن میانه عقیله بنی هاشم زینب کبری به آوازی جانگداز و آهی آتشبار و دلی غمناک مویه کنان همی گفت وامحمداه، صلی علیک ملیک السما، هذا حسین مرمل بالدما، مقطع الاعضا، و بناتک سبایا و الی الله المشتکی، و الی محمد المصطفی و الی علی المرتضی و الی حمزه سیدالشهدا وا محمداه هذا حسین بالعرا تسفی علیه الصبا قتیل اولاد البغایا، یا حزناه یا کرباه، الیوم مات جدی رسول الله، یا اصحاب محمداه هولا ذریه المصطفی یساقون سوق السبایا . . . 📚منبع: مقتل قمقام زخار و صمصام بتار اثر شاهزاده حاج فرهاد میرزا معتمد الدوله صفحه ۵۴۷
❤️روضه یازدهم محرم❤️ بسوی شام وکوفه دل شکسته می برند ببین که زینب تو را غریب وخسته می برند همان وجود نازنین خدای صبر در زمین تمام رکن قامتش زهم گسسته می برند زیارت تو آمدم سرت نبود یا حسین مرا برای دیدن سر شکسته می برند تمام زن وبچه ها رو سوار به مرکب کرد زینب اما کسی نبود زینب کمک کنه، غصه هایش بیشتر شد این خواهر داغ دیده🌼امروز با ناله هات زینب ویاری کن🌼 یادش اومد اون روزی که وارد کربلا شد دور ناقش وگرفتند، عباس زانویش را خم کرد،علی اکبر زیر بغل عمه رو گرفت عون جعفر اومدن قاسم اومددست عمه رو گرفت با چه عزت وجلالی عقیله ی بنی هاشم وپیاده کردند حالا کسی رو نداره،غریب وتنهاست،جا داشت نگاه کنه به علقمه صدا بزنه برادر بیا کمکم کن،عباسم ببین زینب غریب و بی کس مونده. برادر جان تواینجا باش آرام خدا حافظ که من رفتم سوی شام تو بااین نوخطان نو رسیده من واین مادران داغدیده فراق واین ره دور ودرازم برادر با یتیمانت چه سازم حسین آرام جانم،حسین روح وروانم، حسین سالار زینب حسین قرآن زینب،حسینم وای حسینم..... 🍁صل الله علیک یا اباعبدالله🍁 🍂التماس دعا🍂
عصر روز یازدهم ، کاروان میخواست حرکت کنه ... امیرقافله زینبه... گفتن :کاروانتو آماده کن ...ناقه های عریان آوردن... زینب تنها...به هربدبختی بود ، تنها دونه دونه این بچه هاروسوار کرد...بعضیاشون از شتر می افتادن... بعضیاشون بدن های برهنه رو ازبالای بلندی می دیدن ،خودشونو پرت می کردن پایین... کار زینب زیادمی شد... دوباره همه رو سوار کرد...سواربرناقه های عریان کرد... زین العابدین رو سوار کرد...حالاخودش می خواد سوار شه، یاد روز دوم می افته...هیچکسی نیست زینبو کمک کنه ...رکاب بگیره براش ، یاریش کنه ... "یامجیب المضطر...بحق المضطر...اجب المضطر ونحوالمضطرون ... امن یجیب المضطراذا دعاه ..." حالا بالاخره کاروان راه افتاد ...کاروان راه افتاد...  یه وقت زینب نگاه کرد ، دید زین العابدین الان قالب تهی میکنه ...خیره خیره به این بدن پاک نگاه میکنه ...صدا زد... "یاحجة الباقین و یا ثِمال الماضین! مالی اَراک تَجودُ بِنَفسِک...؟!"  ای یادگار گذشته ها ... ای امید آینده ها ... چرا داری باجون خودت بازی می کنی ؟! توحجت خدایی ... یه وقت نگاه کرد به عمه،فرمود:عمه مگراین بدن حجت خدانیست ؟!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
AUD-20220809-WA0019.mp3
3.52M
گریز روضه خانم حضرت زینب سلام الله علیها😭👇🏻 دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟! وقتی نمانده است برایش برادری تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت با تو چه کرده اند در این روز آخری؟! از صبح یکسره به همین فکر می کنم  وقت غروب می شود اینجا چه محشری اینجا همه به فکر غنیمت گرفتن اند از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری اصلا کجا نوشته اند که در روز معرکه  در قتلگاه باز شود پای مادری؟! اصلا کجا نوشته اند که هنگامه غروب در خیمه گاه باز شود پای لشکری؟! اصلا کجا نوشته اند که در پیش خواهری باید جدا کنند گلوی برادری؟! من مانده ام چطور تو را غسل می دهند اصلا چه غسل دادنی ؟ اصلا چه پیکری؟! در زیر سم اسب چه می کردی ای حسین؟ از تو نمانده است برایم بجز سری از روی نیزه سایه ات افتاده بر سرم  ممنونم ای حسین که در فکر خواهری در کوفه ، زینب از تو چه پنهان ، تمام کرد... ای کاش رفته بود سرت جای دیگری ...التماس دعا
🥀روضه تنور خولی زبانحال خانم زهرا (س)🥀 محشر اولار بلبله باخسا سارالمش گوله واریدی قان آغلیا فاطمه بو نیسگله نازیله من بسلین باش بلشوبدور کوله باش یارا آلنون یارا یوز یارا حنجر یارا ای مطبخ جفاده یاتان شاه کربلا😭 آچ بیر گوزون عیادتوه گلمیشم بالا خورشید گر کسوف ائدوب اولدوزلارون هانی ...زینب هایاندادی بختی قاره قیزلارون هانی .... بسلدیم ای اوغول گل اوسته سنی ... گوردوم جداده باشوی یول اوسته سنی 😭😭😭 بیلمزدیم خویلی قویار تنوریده کول اوسته سنی .... آلموش آنان اله باشا کوللر اولوب بالا جدین ئوپن بوغازوه کول دولوب بالا پاک ایلرم کولی ولی رنگین سولوب آی بالا ....او سولان رنگوه گلین ئولن ننون قربان آی بالا ... (خانم درد دل الی بالینان ...ددی بالا کیم دیوب ننون زهرا گلنده اونی دیندیرمیسن ...عالم معناده او قان دولان گوزون آچدی شهید والاسی ... دیله گلوب ددی خوش گلموسن یارالی ننه ...چوخدان بقیعده سن دینجلموسن ننه ...بیچاره لر سراغینه گئج گلیبسن ننه ... سنون بو گلمغون لازمه ی هدیه دور منه ،اما ننه اوغلوم ئولوب ،قارداشیم ئولوب ،بیرزادا یوخدور گمانیم ،ننه سن گلن یولارا قربان بو کسیک باشیم 😭😭😭 دئدی ننه جوان ننه ناز ننه غملریمی بیر بیر دییم سای ننه یوز یوزه قوی منله ننه آغلاشاق اوغلوم ئولوب اوغولسوزام آی ننه دئدی حسین ،اللرده ئولن دربه در اطفالوه قربان .... چوللرده گزن طفل پریشانوه قربان گودالیده سو تک توکولن قانیوه قربان .... آقانین قانلی باشین آلوب قوجاقه دئدی گل قوجاقیمه آلیم گرچی دوشوب درده باشون ....دینجله بس کی بیر آز سینه ی مادرده باشون...یورولوبسان بالا چوخ اینجیوب اللرده باشون 😭😭 هامی دسین یا حسین 😭😭😭 🍂التماس دعای فرج🍂
4_5854808106902488233.mp3
10.12M
روضه اسارت حجت الاسلام میرزا محمدی
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
روضه اسارت حجت الاسلام میرزا محمدی
السلام علیک یا اباعبدالله زینب آمد سنگها را زد کنار باغ گل را کرد پیدا زیر خار باغ گل صفحه ای ز آیات نور نقطه نقطه گشته از سم سطوح دید زینب آن صحیفه دیدنیست یک به یک آیات آن بوسیدنی ست خواست بوسد جای بوسیدن نداشت لعل لب بر حنجر خونین گذاشت بدن و زیر تلی از سنگ تیر و شمشیر و نیزه شکسته ها دفن کرده بودند امروز از صبح تا غروب کار زینب همین بود گفتند همه اسرا سوار شن همه بریم کوفه اما همه ارباب مقاتل نوشتن غروب بود از کربلا رفتن یعنی از صبح تا غروب زینب داره این بدن و زیارت میکنه یک نگاه کرد دید اصلاً این بدن قابل بغل کردن نیست دست میبره زیر بدن هر نقطه ای رو که بالا میبره یه نقطه دیگه رو زمین میفته یعنی بدن کاملاً متلاشی شده دید یه بدنی به رو روی سینه رو خاک داغ کربلا افتاده سر نداره یا صاحب الزمان عمه جان شما اینجا کاری کرد که نوشتن حتی اسب های لشکر دشمن هم برای زینب گریه کردند اشک هاشون می ریخت رو سم شون اما یک عده ایستاده بودند و می خندیدند شروع کرد با این بدن حرف زدن آخرین زیارت زینب با ابی عبدالله همین اربعین که برگشت تربت و زیارت کرد چون یک سال و نیم بعد هم دیگه کربلا نیامد از داغ حسینش دق کرد و جان داد لذا میخواد حقشو ادا کنه گفت داداش ای ز دور خردسالی یاورم یاد داری در کنار مادرم ماه رخسارم ز من دل می ربود تا برد خوابم نگاهم بر تو بود یاد داری شامگاهی با حسن راه پیمودید دوشادوش من غافل از خواهرنگردیدی دمی تا نباشد گرد من نامحرمی داداش یادته من و تو و بابام علی و داداشم حسن وقتی منو میخواستید ببرید حرم پیغمبر چجوری می بردید بابام علی جلو می رفت شما دو طرف من حلقه می زدید به قنبر میگفت قمبربرو چراغهای حرم و پیغمبرکم کن شبانه منو میبردید یه روز داداشم حسن پرسید بابا چرا ما زیارت میریم روز میریم خواهرم شب میره با این تشریفات میره فرمود حسن جان همه این کارها برای این مبادا نامحرمی قد و قامت زینب و ببینه گفت داداش غافل از خواهر نگردیدی دمی تا نباشد گرد من نامحرمی حال بین نامحرمان گرد منند خنده بر زخم درونم می زنند حسین نیست عباس و علی اکبرت مانده تنها بین دشمن خواهرت حالا میخواد سوار بشه انشالله گریه هامون با گریه های شامگاهی مهدی زهرا عجین بشه سنان بن انس میگه عمر سعد منو مامور کرد سربازا تو بردار دور این زن و بچه حلقه بزن حالا خانم میخواد اهل بیت و سوار کنه یک نگاه به من کرد یک نگاه به عمر سعد فرمود شما حیا نمی کنید ما بچه‌های پیغمبریم نگاه کردن نداره با این تشر زینبی من سربازامو جدا کردم رفتم عقب تر ایستادم اما خودم داشتم می دیدم واقعا رو دونه دونه همه رو سوار کرد نوبت رسید به زین العابدین زیر بغل امام زمان شو گرفت حضرت فرمودند عمه جان من وظیفمه تو را سوار کنم امام سجاد زانو زد یا صاحب الزمان سنان میگه من داشتم میدیدم تا زینب پا گذاشت رو زانوی زین العابدین امام سجاد نتونس تحمل کنه پاهاش لرزید چنان با صورت به زمین خورد حسین
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5841396886837135723.mp3
834.1K
❣﷽❣ 🎆 🌑 🎆 از قتلگاه 🌑 سپردمت بخدا و به ریگهای بیابان سپردمت به نسیم و به خارهای سپردمت به غبار و به نیزه های شکسته در آن شلوغی گودال در آن حرارت سوزان (زبان حال بی بی زینبه) به باد گفتم اگر شد مرتبت کند به خاک گفتم اگر شد گل مرا تو‌بپوشان به آب گفتم اگر شد برس به آتش خیمه بجای بوسه ی من برگلوی آن سه عطشان به آفتاب سپردم که پیروهن به تنش نیست تن عزیز خدارا به روی خاک مسوزان حسین ... گفت داداش 🏴یا جلو‌رو سنگباران سرت‌ طفلان نبینند 🏴یاعقب رو تاکه سیلی خوردن طفلان نبینی 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
1529034129417.mp3
5.9M
بریده حنجر خداحافظ مطیعی از قتلگاه 🌿🌿🌿🌿🌿🌿 🔳‍ 🔳 از قتلگاه بریده حنجر خداحافظ عزیز بی سر خدا حافظ علی اکبر خدا حافظ علی اصغر خدا حافظ تو را می سپارم به آغوش صحرا فتاده ز نی سایه ات بر سرما من و گریه ها همسفر در بیابان تو مویه های پر از سوز زهرا مانده، خاکستری از خیمه ها مانده، از قتلگه داغی با ما افتد، بر روی ما چشم اعدا 🔳(حسین خدا حافظ یابن الزهراء) ببین از امشب برادر جان شروع کرب و بلای من ملائک را خیره خواهد کرد شکوه صبر و رضای من فتد آتش خطبه هایم پس از این به شام سیه روی این قوم بی دین به لحن کلامم شود زنده حیدر به سعی مدامم شود زنده آئین بردم، بعد از تو صحرا به صحرا با خود پیغام کرب و بلا را زینب، فدای تو یا بن الزهراء 🔳(حسین خدا حافظ یابن الزهراء) (آقای محمد مهدی سیار) 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈