عصر روز یازدهم ، کاروان میخواست حرکت کنه ... امیرقافله زینبه... گفتن :کاروانتو آماده کن ...ناقه های عریان آوردن... زینب تنها...به هربدبختی بود ، تنها دونه دونه این بچه هاروسوار کرد...بعضیاشون از شتر می افتادن... بعضیاشون بدن های برهنه رو ازبالای بلندی می دیدن ،خودشونو پرت می کردن پایین... کار زینب زیادمی شد... دوباره همه رو سوار کرد...سواربرناقه های عریان کرد... زین العابدین رو سوار کرد...حالاخودش می خواد سوار شه، یاد روز دوم می افته...هیچکسی نیست زینبو کمک کنه ...رکاب بگیره براش ، یاریش کنه ... "یامجیب المضطر...بحق المضطر...اجب المضطر ونحوالمضطرون ... امن یجیب المضطراذا دعاه ..." حالا بالاخره کاروان راه افتاد ...کاروان راه افتاد... یه وقت زینب نگاه کرد ، دید زین العابدین الان قالب تهی میکنه ...خیره خیره به این بدن پاک نگاه میکنه ...صدا زد... "یاحجة الباقین و یا ثِمال الماضین! مالی اَراک تَجودُ بِنَفسِک...؟!" ای یادگار گذشته ها ... ای امید آینده ها ... چرا داری باجون خودت بازی می کنی ؟!
توحجت خدایی ... یه وقت نگاه کرد به عمه،فرمود:عمه مگراین بدن حجت خدانیست ؟!
AUD-20220809-WA0019.mp3
3.52M
گریز روضه خانم حضرت زینب سلام الله علیها😭👇🏻
دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟!
وقتی نمانده است برایش برادری
تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت
با تو چه کرده اند در این روز آخری؟!
از صبح یکسره به همین فکر می کنم
وقت غروب می شود اینجا چه محشری
اینجا همه به فکر غنیمت گرفتن اند
از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری
اصلا کجا نوشته اند که در روز معرکه
در قتلگاه باز شود پای مادری؟!
اصلا کجا نوشته اند که هنگامه غروب
در خیمه گاه باز شود پای لشکری؟!
اصلا کجا نوشته اند که در پیش خواهری
باید جدا کنند گلوی برادری؟!
من مانده ام چطور تو را غسل می دهند
اصلا چه غسل دادنی ؟ اصلا چه پیکری؟!
در زیر سم اسب چه می کردی ای حسین؟
از تو نمانده است برایم بجز سری
از روی نیزه سایه ات افتاده بر سرم
ممنونم ای حسین که در فکر خواهری
در کوفه ، زینب از تو چه پنهان ، تمام کرد...
ای کاش رفته بود سرت جای دیگری
...التماس دعا
#روضه_ترکی
🥀روضه تنور خولی زبانحال خانم زهرا (س)🥀
محشر اولار بلبله باخسا سارالمش گوله
واریدی قان آغلیا فاطمه بو نیسگله
نازیله من بسلین باش بلشوبدور کوله
باش یارا آلنون یارا یوز یارا حنجر یارا
ای مطبخ جفاده یاتان شاه کربلا😭
آچ بیر گوزون عیادتوه گلمیشم بالا
خورشید گر کسوف ائدوب اولدوزلارون هانی ...زینب هایاندادی بختی قاره قیزلارون هانی ....
بسلدیم ای اوغول گل اوسته سنی ...
گوردوم جداده باشوی یول اوسته سنی 😭😭😭
بیلمزدیم خویلی قویار تنوریده کول اوسته سنی ....
آلموش آنان اله باشا کوللر اولوب بالا
جدین ئوپن بوغازوه کول دولوب بالا
پاک ایلرم کولی ولی رنگین سولوب آی بالا ....او سولان رنگوه گلین ئولن ننون قربان آی بالا ...
(خانم درد دل الی بالینان ...ددی بالا کیم دیوب ننون زهرا گلنده اونی دیندیرمیسن ...عالم معناده او قان دولان گوزون آچدی شهید والاسی ...
دیله گلوب ددی خوش گلموسن یارالی ننه ...چوخدان بقیعده سن دینجلموسن ننه ...بیچاره لر سراغینه گئج گلیبسن ننه ...
سنون بو گلمغون لازمه ی هدیه دور منه ،اما ننه اوغلوم ئولوب ،قارداشیم ئولوب ،بیرزادا یوخدور گمانیم ،ننه سن گلن یولارا قربان بو کسیک باشیم 😭😭😭
دئدی ننه جوان ننه ناز ننه
غملریمی بیر بیر دییم سای ننه
یوز یوزه قوی منله ننه آغلاشاق
اوغلوم ئولوب اوغولسوزام آی ننه
دئدی حسین ،اللرده ئولن دربه در اطفالوه قربان ....
چوللرده گزن طفل پریشانوه قربان
گودالیده سو تک توکولن قانیوه قربان ....
آقانین قانلی باشین آلوب قوجاقه دئدی گل قوجاقیمه آلیم گرچی دوشوب درده باشون ....دینجله بس کی بیر آز سینه ی مادرده باشون...یورولوبسان بالا چوخ اینجیوب اللرده باشون 😭😭
هامی دسین یا حسین 😭😭😭
🍂التماس دعای فرج🍂
#ترکی
4_5854808106902488233.mp3
10.12M
روضه اسارت
حجت الاسلام میرزا محمدی
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
روضه اسارت حجت الاسلام میرزا محمدی
#روضه_اسارت_ال_الله
السلام علیک یا اباعبدالله
زینب آمد سنگها را زد کنار
باغ گل را کرد پیدا زیر خار
باغ گل صفحه ای ز آیات نور
نقطه نقطه گشته از سم سطوح
دید زینب آن صحیفه دیدنیست
یک به یک آیات آن بوسیدنی ست خواست بوسد جای بوسیدن نداشت
لعل لب بر حنجر خونین گذاشت
بدن و زیر تلی از سنگ
تیر و شمشیر و نیزه شکسته ها
دفن کرده بودند
امروز از صبح تا غروب کار زینب همین بود
گفتند همه اسرا سوار شن همه بریم
کوفه
اما همه ارباب مقاتل نوشتن غروب بود از کربلا رفتن
یعنی از صبح تا غروب زینب داره این بدن و زیارت میکنه
یک نگاه کرد دید اصلاً این بدن قابل بغل کردن نیست
دست میبره زیر بدن هر نقطه ای رو که بالا میبره یه نقطه دیگه رو زمین میفته
یعنی بدن کاملاً متلاشی شده
دید یه بدنی به رو روی سینه رو خاک داغ کربلا افتاده
سر نداره
یا صاحب الزمان
عمه جان شما اینجا کاری کرد
که نوشتن حتی اسب های لشکر دشمن هم برای زینب گریه کردند
اشک هاشون می ریخت رو سم شون
اما یک عده ایستاده بودند و می خندیدند
شروع کرد با این بدن حرف زدن
آخرین زیارت زینب با ابی عبدالله همین
اربعین که برگشت تربت و زیارت کرد
چون یک سال و نیم بعد هم دیگه کربلا نیامد از داغ حسینش دق کرد و جان داد لذا میخواد حقشو ادا کنه
گفت داداش ای ز دور خردسالی یاورم
یاد داری در کنار مادرم
ماه رخسارم ز من دل می ربود
تا برد خوابم نگاهم بر تو بود
یاد داری شامگاهی با حسن
راه پیمودید دوشادوش من
غافل از خواهرنگردیدی دمی
تا نباشد گرد من نامحرمی
داداش یادته من و تو و بابام علی و داداشم حسن
وقتی منو میخواستید ببرید حرم پیغمبر چجوری می بردید
بابام علی جلو می رفت شما دو طرف من حلقه می زدید
به قنبر میگفت قمبربرو چراغهای حرم و پیغمبرکم کن
شبانه منو میبردید
یه روز داداشم حسن پرسید بابا
چرا ما زیارت میریم روز میریم
خواهرم شب میره با این تشریفات میره
فرمود حسن جان
همه این کارها برای این مبادا نامحرمی قد و قامت زینب و ببینه
گفت داداش غافل از خواهر نگردیدی دمی
تا نباشد گرد من نامحرمی
حال بین نامحرمان گرد منند
خنده بر زخم درونم می زنند
حسین
نیست عباس و علی اکبرت
مانده تنها بین دشمن خواهرت
حالا میخواد سوار بشه
انشالله گریه هامون با گریه های شامگاهی مهدی زهرا عجین بشه
سنان بن انس میگه عمر سعد منو مامور کرد
سربازا تو بردار دور این زن و بچه حلقه بزن
حالا خانم میخواد اهل بیت و سوار کنه یک نگاه به من کرد یک نگاه به عمر سعد
فرمود شما حیا نمی کنید ما بچههای پیغمبریم
نگاه کردن نداره
با این تشر زینبی
من سربازامو جدا کردم
رفتم عقب تر ایستادم
اما خودم داشتم می دیدم واقعا رو
دونه دونه همه رو سوار کرد
نوبت رسید به زین العابدین
زیر بغل امام زمان شو گرفت
حضرت فرمودند عمه جان
من وظیفمه تو را سوار کنم
امام سجاد زانو زد
یا صاحب الزمان
سنان میگه من داشتم میدیدم
تا زینب پا گذاشت رو زانوی زین العابدین امام سجاد نتونس تحمل کنه
پاهاش لرزید چنان با صورت به زمین خورد
حسین
4_5841396886837135723.mp3
834.1K
❣﷽❣
🎆#زمزمه_امام_حسین_ع
🌑#اسارت
🎆#کوچ از قتلگاه
🌑#روضه_حضرت_زینب_س
سپردمت بخدا و به ریگهای بیابان
سپردمت به نسیم و به خارهای
سپردمت به غبار و به نیزه های شکسته
در آن شلوغی گودال
در آن حرارت سوزان
(زبان حال بی بی زینبه)
به باد گفتم اگر شد مرتبت کند
به خاک گفتم اگر شد گل مرا توبپوشان
به آب گفتم اگر شد برس به آتش خیمه
بجای بوسه ی من برگلوی آن سه عطشان
به آفتاب سپردم که پیروهن به تنش نیست
تن عزیز خدارا به روی خاک مسوزان
حسین ...
گفت داداش
🏴یا جلورو سنگباران سرت طفلان نبینند
🏴یاعقب رو تاکه سیلی خوردن طفلان نبینی
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
1529034129417.mp3
5.9M
بریده حنجر خداحافظ
#میثم مطیعی
#واحد
#اسارت
#کوچ از قتلگاه
🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🔳 #آقای_مطیعی
🔳 #واحد #اسارت #کوچ از قتلگاه
بریده حنجر خداحافظ
عزیز بی سر خدا حافظ
علی اکبر خدا حافظ
علی اصغر خدا حافظ
تو را می سپارم به آغوش صحرا
فتاده ز نی سایه ات بر سرما
من و گریه ها همسفر در بیابان
تو مویه های پر از سوز زهرا
مانده، خاکستری از خیمه ها
مانده، از قتلگه داغی با ما
افتد، بر روی ما چشم اعدا
🔳(حسین خدا حافظ یابن الزهراء)
ببین از امشب برادر جان
شروع کرب و بلای من
ملائک را خیره خواهد کرد
شکوه صبر و رضای من
فتد آتش خطبه هایم پس از این
به شام سیه روی این قوم بی دین
به لحن کلامم شود زنده حیدر
به سعی مدامم شود زنده آئین
بردم، بعد از تو صحرا به صحرا با خود
پیغام کرب و بلا را
زینب، فدای تو یا بن الزهراء
🔳(حسین خدا حافظ یابن الزهراء)
(آقای محمد مهدی سیار)
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
فراخوان
تعامل هنر در هیات
هنر "پرده خوانی" نه تنها با آئینهای شیعی متصل است بلکه با موسیقی کهن ایرانی نیز در تعامل است لذا
در جهت تحول در ارائه محتوای آئین های حماسی کشور به نوجوانان و جوانان
از مبلغین واساتید وستایشگران و
علاقمندان به این حوزه، دعوت میشود
در دوره آموزش پرده خوانی مجازی و امتیاز خد نصاب بصورت حضورو دوره تربیت مربی شرکت نمایند.وپایان دوره آموزشی حضوری به بزرگواران که موفق می شوند ارائه می شود
جهت ثبت نام و شرکت در دوره به ایدی
پیام دهید✍🏻✍🏻✍🏻
https://eitaa.com/madehintaha
توضیحات👇👇
🔹دوره مختص بانوان میباشد .
🔸14 محرم یک جلسه مجازی برگزار میشود و آزمون گرفته میشود و کسانیکه قبول شوند یک دوره حضوری دو روزه احتمال قوی در اصفهان و احتمالات بعدی قم یا تهران برگزار خواهد شد.
📜 #متن
🚦زمان و نحوه دفن شهدای کربلا
استاد دکتر محمد حسین #رجبی_دوانی
🔹ویژه ماه #محرم
🚦#سوال : زمان و نحوه دفن پیکر شهدای کربلا و مشخص کردن قبور مطهر آنها چگونه بوده است؟
📍 #پاسخ : طبق نقلهای صحیح، پس از شهادت یاران امام حسین علیهالسلام و نهایتاً وجود مقدس حضرت سیدالشهدا علیهالسلام، این جنایتکاران شروع کردند به بریدن سرهای مطهر شهیدان.
📍عمرسعد لعنهالله سر مقدس امام حسین علیهالسلام را به خولی داد که همراه با #حمید_بن_مسلم_ازدی که وقایعنگار لشکرخود بود، به سرعت به کوفه نزد عبیدالله ببرند و خبر پیروزی خود و شکست و شهادت امام حسین علیهالسلام را به اطلاع او برسانند.
📍اما چون دیر وقت بود و به شب رسیدند، این جنایتکاران پس از غارت خیمههای عزاداران و مصیبتزدگان امام حسین علیهالسلام شب را به صبح رساندند و صبح روز یازدهم تا ظهر به غسل دادن و دفن کشتههای منحوس خود پرداختند و بعدازظهر روز یازدهم در حالی که پیکر مقدس شهیدان را دفن نشده روی زمین رها کردند، عمرسعد لعنهالله دستور داد که آماده حرکت بشوند و به سوی کوفه بازگردند.
📍وقتی که لشکر عمرسعد لعنهالله همراه با اسیران آل الله منطقه را ترک کردند و از کربلا دور شدند، قبیله بنیاسد که در غاضریه در نزدیکی کربلا زندگی میکردند و از حادثه خبر داشتند، عصر روز یازدهم خود را به کربلا رساندند و امر تدفین پیکر مقدس شهدا را بر عهده گرفتند. منابع تاریخی که عمدتاً اهل تسنن هستند به این صورت آورده اند. یعنی قبیله بنی اسد در عصر روز یازدهم آمدند و پیکر مقدس شهدا را دفن کردند.
📍اما در منابع شیعی و عمدتاً در احادیث ما اینگونه آمده است که چون بر مبنای اعتقاد شیعه امام معصوم را جز امام معصوم نماز نمیخواند و دفن نمیکند، امام سجاد علیهالسلام که در اسارت به سوی کوفه برده میشدند با قدرت امامت و به اذن الهی از همان اسارت به کربلا باز گردانده شد و امام سجاد علیهالسلام است که بنیاسد را راهنمایی دفن شهدا میکند. چون سر شهدا همه بریده شده بود و پیکرهای آنها قابل شناسایی نبود و این مهم فقط از امام معصوم برمیآمد.
📍لذا امام سجاد علیهالسلام پیکر مقدس پدر خود را شناسایی کردند و خود این پیکر مقدس را دفن فرمودند سپس پیکر مطهر برادر خویش حضرت علی اکبر علیهالسلام را هم شناسایی کردند و آن پیکر مطهر را در مقابل پدر دفن کردند. بعد امام سجاد علیهالسلام به بنیاسد دستور دادند که در پایینتر از پای امام علیهالسلام یک قبر بزرگی حفر شود و پیکر مطهر همه شهدا را در این قبر جمعی دفن کنند، جز وجود مقدس حضرت عباس علیهالسلام که در کنار شریعه به خاک افتاده بود و در همانجا پیکر مقدسش دفن شد.
📍برخی نقلها حاکی از آن است که حر هم که با فاصلهای از منطقه درگیری به شهادت رسیده بود را هم در آنجا دفن کردند. برخی از نقل ها البته نه در نقلهای معتبر اصلی، حاکی از این است که چون قبیله بنی اسد از خویشاوندان حبیببنمظاهر بودند پیکر او را هم شناسایی کردند و وی را جداگانه در کنار امام حسین علیهالسلام دفن کردند که امروز هم ضریحی منسوب به حبیب بن مظاهر در نزدیکی قبر مطهر سیدالشهدا علیهالسلام وجود دارد...