خب عرضم به حضورتون که امروز تا جایی که چشمانم و مغزم همراهی کنه تا سحر بیدار میمونیم.
حسـنا🌷
ولی رمان خوندن توی شب..🥹☁️
اینم تموم شدو از بین این صفحه های خالی کاغذیش اشکام موندن.
شهیدی که حتی اسمشم نشنیده بودم حالا من بخشی از زندگیشو خوندم.
واقعا داعشی ها خیلی وحشین.
وای از اون روزی که تو رمان ها روز دفن پیکر شهیده.
همسراشون غم سنگینی دارن ولی اون محکمی و ارامشی که دارن قابل وصف نیست.
ولی این منم که با خوندن اون صحنه ها تک به تک اشک میریزم ، شوک بعد از اتفاقاتش، همه اینا حس و حالی بهت دست میده که واقعا ادم نمیدونه چطور توصیف کنه...❤️🩹🛐
فردا تولدته که ...
چرا امشب دارم باور میکنم که دیگه نیستی؟
چرا انقدر دلم برات تنگ شده ؟
مگه چند بار دیده بودمت از نزدیک؟
حسـنا🌷
فردا تولدته که ... چرا امشب دارم باور میکنم که دیگه نیستی؟ چرا انقدر دلم برات تنگ شده ؟ مگه چند بار
دلا دیدی که حاجی زاده هم رفت ...
فردا تولدته سردار ، ی عیدی نمیدی؟