سندرم کاپگراس
گاهی با خودم فکر میکنم ترسناکترین چیز، مرگِ یک نفر نیست؛ بلکه تماشایِ اون کسیه که درست روبروی تو نشسته، اما دیگه اون آدمِ همیشگی نیست. انگار یه جائی توی هستهی وجودش خالی شده و یه موجودِ شبیه به اون، فقط برای فریب دادنِ چشمهای تو، اونجا نشسته. این همون لحظهی فروپاشیِ واقعیتِ کاپگراس هست وقتی ظاهر حفظ میشه، اما روح، غریبه شده