eitaa logo
تاریخاتور
19.2هزار دنبال‌کننده
604 عکس
47 ویدیو
1 فایل
سه سوته تاریخ رو میلقمونیم... https://t.me/HS_Land https://eitaa.com/Hs_Land ارتباط با ادمین @AdminTarikhator تعرفه تبلیغات: @TablighTarikhator
مشاهده در ایتا
دانلود
تاریخ آمریکا یه جایی گره خورده به خانواده عجیب و مصیبت زده سفیر آمریکا در انگلستان در قبل از جنگ جهانی دوم !!!! به نام آقای جوزف پاتریک کندی این آقای جوزف ( همان یوسف خودمون ) چهار تا گل پسر داشت که بجز یکی ، چرخه ی روزگار بقیه شون رو چوخ داد !!! 😱 اولیشون جوزف جوان خانواده بود که وقتی در جنگ جهانی دوم برای بمباران آلمان رفت هواپیمایش رو زدند و جنازه ش هم هیچ وقت پیدا نشد ! جوزف۲۹ ساله ، نامزد یک دختر خرپول نیویورک به اسم ادیت بوویه بود ! 😱 « جان » دومین پسر به چوخ رفته خانواده ، رییس جمهور آمریکا بود که در ۴۶ سالکی در دالاس ترور شد ! بعد ترور زنش ( ژاکلین بوویه ) هم جز متهمان بود ! ژاکلین بعد کندی مقتول، با پولدار یونانی ( ارسطو اوناسیس) ازدواج کرد !!! 😱 رابرت فرانسیس کندی پسر سوم خانواده بود که دادستان کل آمریکا شد و حتی کاندید ریاست جمهوری ۱۹۶۸ ایلات متحده هم شد ولی وقتی رفت برای تبلیغات ریاست جمهوری ، در لس آنجلس ترور شد و یازده تا بچه ش رو بی پدر کرد ! 😱 پسر چهارم کندی ها معروف به تدی سناتور ، تنها پسرشان بود که از تمام حوادث جان سالم به در برد و به مرگ طبیعی مُرد ! این بنده خدا یک بار در سال۱۹۶۶ یه تصادف وحشتناک می‌کنه که اشتباها بقیه می‌میرند و خودش سالم در میره! 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
🔴 قسمت سیزدهم و هفت خوان رستم
🔹در قسمت قبل گفتیم که کیکاووس در نبرد مازندران اسیر و نابینا میشه و زال که میبینه اوضاع خیطه رستم را برای آزادی کیکاووس فراخوان میکنه و میگه این شاه بچه سوسوله و تا جانش در نرفته برو آزادش کن! زال به رستم گفت که دو راه برای رسیدن به مازندران وجود داره یک راه که کیکاووس رفته و طولانیه و راه دوم که خیلی نزدیک تره ولی بسیار خطر ناکه ! رستم که گردن کلفت روزگار بوده بار و بندیل رو می بنده و راه دوم ررو انتخاب میکنه ؛ راه نزدیک تر ولی پر خطر ! پهلوون بعد خداحافظی با ننه و بابا ، با رفیق بی کلکش (رخش ) میزنه به جاده ! 🔻خوان اول: رستم لباس رزم می پوشه و سوار بر رخش به سرعت و بدون توقف به سمت دیار مازندران حرکت میکنه و تا این که شب هنگام به یک مَرغزار ( دشت ) میرسه و تصمیم میگیره که استراحت کنه !!! رستم فاز خواب میگیره و میره تو عالم هپروت ولی رخش بیدار بود که ناگهان سر و کله یک شیر پیدا میشه ! آقا شیره که منطقه سلطنتش همون مَرغزار بوده قصد جون رستم رو میکنه که این وسط رخش با سه چهار تا ضربه مرگبار کلک شیر رو میکنه ! رستم صبح که بیدار میشه جنازه شیر رو میبینه و حسابی رخش رو نوازش میکنه و با هم میرن به مرحله بعد ! 🔻خوان دوم : رستم بعد طی مسافت طولانی به یک بیابان بی انتها میرسه و در حالی که از گشنگی و تشنگی و گرما بی طاقت شده بود و دست به آسمان از خدا تقاضای کمک کرد و ناگهان یه میش رو میبینه و با تعقیب این میش به یک برکه میرسه و حسابی به اتفاق رخش ، ابی به بدن میرسونن و بعدش یه شکاری هم پیدا میکنه و شکمش رو سیر میکنه و به تنظیمات کارخانه برمیگرده و خدا رو شکر میکنه که این مرحله رو هم به سلامتی طی میکنه ! 🔻خوان سوم : در مرحله سوم به یک دشت بزرگ میرسن و دوباره رستم میره تو فاز چُرتنگاه ! رستم که میخوابه سر و کله یک اژدها (مار بزرگ ) پیدا میشه و رخش با دیدنش شروع میکنه به جیغ و داد ! با بیدارشدن رستم اژدها مخفی میشه و به رخش میگه اینقدر داد و بیداد نکن و دوباره میخوابه ! دو سه بار این حرکت تکرار میشه و رستم قاط میزنه و حسابی رخش رو گوشمالی میده تا این که اژدها رو میبینه و با تیغ و شمشیر اژدها رو میکشه و از رخش تشکر میکنه ! 🔻خوان چهارم: رستم بعد یه مسیر طولانی به یک سفره چرب و چیلی وسط بیابون میرسه و پهن میشه تو سفره و شروع میکنه به خوردن ! از کباب بره تا آپشن های مختلف نوشیدنی ! بعد خوردن و نواختن سر و کله یک دختر زیبا با یک جام باده پیدا میشه و رستم هم میره به استقبالش و خدا رو شکر میکنه ازین همه نعمت ! اسم خدا که میاد ، دختره تبدیل به یک جادوگر زشت میشه که رستم میزنه دل و روده ش رو میریزه بیرون و این مرحله هم به خیر و خوشی تمام میشه ! 🔻خوان پنجم و ششم : در ادامه مسیر رستم و رخش به یک دشت بزرگ میرسن و رستم طبق معمول میره تو وضعیت لحاف و تشک و رخش هم مشغول بخوربخور میشه ! رستم تو خواب بود که نگهبان دشت میزنه بهش و میگه اینجا صاحب داره و اسمش " اولاده " و اینجا جای خواب و بخور بخور اسبت نیست ! رستم جوش میاره و دو تاگوش طرف رو میبُره و شوتش میکنه و اون بنده خدا هم میره بزرگترش " اولاد " رو میاره ! اولاد ( رییس منطقه ) با دار و دسته اش از راه میرسن ولی رستم میزنه همشون رو افقی میکنه ، ولی اولاد رو گونی پیچ می‌کنه و میگه این بدرد میخوره ! به اولاد که حالش جا اومد میگه آمار دیوهای مازندران رو ردکن و کروکی خونه دیوسفید و زندان کیکاووس رو هم برام بکش! ؟ رستم به اولاد گفت اگه در رکاب من باشی بهت حال میدم و پادشاهی مازندران رو به اسمت میکنم ! اولاد هم با رستم و وعده هاش حال میکنه و در اولین مرحله آمار ارژنگ دیو رو میده و رستم هم میره ارژنگ دیوی و نوچه ها ش رو پرپر میکنه !!! 🔻خوان هفتم : اولاد که دیگه رفیق جینگ رستم شده بود غار دیو سفید رو به پهلوون نشان میده و بهش میگه این دیو آخریه خیلی چاقاله و غول مرحله آخر همینه ! بعد میگه دیوها ظهرها میرن تو فاز لالا و بهترین فرصت برای کشتنشون همین موقع هست! رستم که لاتی رو شیش مرحله قبل پر کرده بود غرورش اجازه نداد که دیوی رو تو خواب بکشه و بعد ورود به غار و با یک نعره دیو سفید رو بیدار میکنه و دیوی هم تا پهلوون رو میبینه رَم می‌کنه و دوتایی میزنن به سر و کله هم تا این که در یک نبرد طولانی، رستم چهار چرخ دیو رو میفرسته هوا و با خنجر شکم دیوی رو پاره میکنه و جیگر دیو رو هم میده به اولاد و میگه محکم نگهش دار لازمش داریم ! ( خون جیگر دیو سفید تنها راه برگشت بینایی کیکاووس و سربازانش بود ) خلاصه این که رستم هفت خوان رو به سلامتی به پایان میرسونه و میره برای آزادی کیکاووس ! 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
به نام نامی حیدر نبرد آغاز میگردد علی با ذوالفقار خود به خیبر باز میگردد
چنگیزخان در نخستین یورش به ایران نتوانست بخارا را فتح کند. برای گشودن شهر، در نامه‌ای نوشت: «آن‌که با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.» مردم دو دسته شدند: عده‌ای جنگیدند، عده‌ای برای حفظ جان به دشمن پیوستند چنگیز بار دیگر نوشت: «با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.» خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازه‌ها را گشودند. اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد: «همه‌ی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند. پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟ گفت: «کسی که به خون خود خیانت می‌کند، به بیگانه وفادار نخواهد ماند»... 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
🔴خاک می‌خوریم اما خاک نمی‌دهیم ستارخان می گفت من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم، آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می خورد!!! اما در مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشک ریختم. حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم… بدون غذا. بدون لباس… از قرارگاه اومدم بیرون … چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف و بوته علف… علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن… با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش می ده و میگه لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته… اما مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت: « عیبی نداره فرزندم… خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم… اونجا بود که اشکم دراومد.» 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
🔹از دل قحطی‌های بزرگ و کوچک در ایران فرهنگ تعارف غذا به همسایه شکل گرفت. توی اروپا زمان جنگ جهانی دوم ، اروپایی ها پنجره خونه هاشون رو شش قفله میکردن همسایه نفهمه اینا غذا دارن !!! 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... https://eitaa.com/Hs_Land
🔴پای خدا درمیان است آیات عجیب یک تا هفت سوره اسرا خ جالب و عجیبه ! جایی که خدا برای بنی اسراییل کُری میخونه و میگه شما دوبار در زمین فساد و گردن کلفتی میکنید و هر دوبار « عبادا لَنا » - بندگان قوی ما ـ پاره تون می‌کنن و آخر آیه ۵ هم میگه « وعدا مفعولا » .... این وعده انجام شدنی هست ! 🔹مفسران میگن اولین حرکت رو « نبوکدنصردوم ( بخت النصر ) » شش قرن قبل ولادت مسیح زده و بعد دو حمله ملایم به اورشلیم در حمله سوم ، بنی اسراییل رو لت و پار کرد و اور شلیم رو پودر کرد ! 🔹مرحله دوم سوره اسرا در آیه هفتم خیلی خطری میشه و خبر میده که بنی اسراییل دوباره میرن رو مودِ جفتک زنی و قتل و غارت ! و این دفعه هم ، بر و بچ به نیت جِررررررر دادن بر سرشون خراب میشن !!! و « ... و لیُتبروا ما عَلوا تَتبیرا » تفسیرش میشه این که « پاره پاره تون می‌کنن ! » 🔹میگن پیمانکار این پروژه ؛ ایرانی جماعته✌️ @Hs_Land
🔴تجربه تلخ صفین به را به یاد داشته باشیم! 🔻در نبرد صفین ، بعد از دوسه ماه نبرد سنگین ، مالک اشتر به دو قدمی خیمه معاویه رسید که قرآن ها روی نیزه رفت ! اشعث کِنِدی ، سینه چاک قرآن شد و حضرت امیر تهدید به نیزه و شمشیر !!! اشترنخعی را از میدان برگرداندند و مارموز عراق ( ابوموسی اشعری) را فرستادند مذاکره !!! آخرش هم خیکی ال سفیان (معاویه ) شد همه کاره جهان اسلام!!! این ها را نوشتم که یادآوری کنم جریان حق در میدان باخت نداده ولی تا دلتان بخواهد از نفوذی و لاشخورجماعت خورده !!! صهیونیست ها استاد کامبک زدن هستند ! بهترین های روزگار جان دادند تا دقایق آخر نبرد امروز را خوب بازی کنیم ! کارناتمام مالک اشتر را نسل ما قرار است تمام کند و رمزش همان است که حضرت بوتراب فرمود : ولایحمل هذاالعلم الاالبصر و .... @Hs_Land
این کتاب « آناباسیس » که گزنفون بعد فرارش نوشت و اسکندر بعد از خواندنش خر شد و به ایران حمله کرد یادتونه ؟!!!!! ( قبلا یه پرونده براش رفتیم ) اگه یادتونه سال قبل ایلان ماسک یه توییت زده بود و گفته بود که چند روزه که داره با کتاب وَر می‌ره ! تازه فهمیدم که طرف داشته به ما کد می‌داده که برای نبرد آینده با ایران ، بیشتر روی اختلافات و وطن فروشا و نفوذی جماعت حساب کرده تا سربازان خودش!!! 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
🔴 ماجرای کتاب ایلان ماسک بعد مرگ داریوش دوم (پادشاه هخامنشیان) ، پسراش گراز بازی در میارن سر چند متر تخت پادشاهی به جان هم می افتند ! این وسط کوروش ( یکی از پسران طرف دعوا ) سیزده هزار سرباز یونانی رو به خدمت میگیره و اَتَک میزنه به داداش اردشیرش !!! آخرش هم کوروش شکست میخوره و می‌ره لای باقالیا و یونانی ها هم بی صاحب میشن! این وسط گزنفون (یکی از سربازها ) فرماندهی لشکر رو گردن میگیره و سیزده هزار یونانی رو از کوه و دشت و بیابون رد می‌کنه و تحویل بابا ننه شون میده !!! بعد این فرار موفقیت آمیز ، گزنفون خاطراتش رو در کتاب آناباسیس می‌نویسه که بعدها ، اسکندر با خواندنش وسوسه میشه و شاخ میشه برای ایران !!! 🔻حالا بعد چند هزار سال ایلان ماسک و ترامپ آمدند ادای اسکندر رو دربیارن و سگشون ( نتانیابو) رو فرستادن پاچه گیری که تا الان گند زده شدید !!! 🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم... @Hs_Land
🔹 تاریخچه اورشلیم شهری که بارها دست به دست شد !