eitaa logo
تاریخاتور
22هزار دنبال‌کننده
982 عکس
184 ویدیو
1 فایل
سه سوته تاریخ رو میلقمونیم... https://t.me/HS_Land https://eitaa.com/Hs_Land ارتباط با ادمین @AdminTarikhator تعرفه تبلیغات: @TablighTarikhator ادمین تبلیغات: @MobiTarsi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹گفته‌اند آنگاه که حُر بن یزید ریاحی از لشکریان عمرسعد کناره می‌گرفت تا به سپاه حق الحاق یابد، «مهاجر بن اوس» به او گفت: «چه می‌کنی؟ مگر می‌خواهی حمله کنی؟» ... و حُر پاسخی نگفت، اما لرزشی سخت سراپایش را گرفت. مهاجر حیرت زده پرسید: «والله در هیچ جنگی تو را اینچنین ندیده بودم و اگر از من می‌پرسیدند که شجاع‌ترین اهل کوفه کیست، تو را نام می‌بردم. اما اکنون این رعشه‌ای که در تو می‌بینم از چیست؟» ......حُر بن یزید، لرزان گفت: «والله که من نفس خویش را در میان بهشت و دوزخ مخیر می‌بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره‌ام را به آتش بسوزانند!» ... و مرکب خویش را هِی کرد و به سوی خیمه سرای حسین بن علی بال کشید. 👈حر بن یزید ریاحی تکبیره الاحرام خون بست و آخرین حجاب را نیز درید و آزاد از بندگی غیر، حُرّ وارد نماز عشق شد و این نماز، دائم است و آن که در آن وارد شود هرگز از آن فارغ نخواهد شد: اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم دائِمونَ... و خود جان خویش را گرفت. حُر آن کسی است که حق اذن جان گرفتن را به خود او می‌سپارد و این اکرم الموت است: قتل در راه خدا. و مگر آزاده کرامت مند را جز این نیز مرگی سزاوار است؟ احرار از مرگ در بستر به خدا پناه می‌برند. قدم صدق هرگز بر صراط نمی‌لرزد؛ حُر صادق بود و از آغاز نیز جز در طریق صدق نرفته بود... احرار را چه بسا که مکر لیل و نهار به دارالاماره کوفه بکشاند، اما غربال ابتلائات هیچ کس را رها نمی‌کند و.... فتح خون به قلم شهید سید مرتضی آوینی https://eitaa.com/Hs_Land
🔴 شیادی بنام
🔹اشعث بن قیس کندی ‌بعد از شهادت حضرت رسول ، مرتد‌شد و به جنگ‌ خلیفه اول رفت و وقتی در جنگ با خلیفه محاصره میشه ، قبیله ش رو‌ می پیچونه و برای خودش و خانواده ش امان نامه میگیره و از مهلکه جان سالم در می‌بره و بخاطر همین، بعدها پیش بچه محلاش معروف به آدم فروش میشه ! 🔹داستان مبهم تاریخ اینه که چطور خلیفه اول ( ابوبکر) بعد یه مدت خواهرش رو به عقد اشعث در میاره! و جالب تر این که خلیفه سوم این مرتد رو استاندار آذربایجان می‌کنه ! 🔹در زمان امیرالمومنین ، بعد جنگ جمل حضرت این خائن رو از عمارت آذربایجان برکنار می‌کنه و بهش میگه که جور و پلاسش رو جمع کنه ! اشعث با شنیدن برکناریش موجی میشه و عزم شام رو می‌کنه تا قاطی دم و دستگاه معاویه بشه ولی دور و بریاش مُخش رو میزنن و توی همون کوفه لنگر میندازه ! 🔹کثیف ترین خیانت این روباه ، درنبرد صفین بود! بعد این که سپاه حضرت امیر به فرماندهی مالک اشتر در آستانه پیروزی بود درجمع قبیله ش (کِندیان ) شروع به سخنرانی می‌کنه و حرف از صلح و اینجور مزخرفات میزنه و دست به شورش میزنن ! خبر به گوش خیکی اعظم (معاویه) میرسه بشمار سه دستور میده قرآن ها برن روی نیزه و آخر صفین شد آنچه که نباید میشد !!! برخی منابع هم از تله پاتی و ارتباط عجیب این دو جانور (معاویه و اشعث) خبر دادن ! 🔹در جریان نوشتن پیمانه نامه صفین هم سر نوشتن لقب امیرالمومنین برای حضرت امیر ، گنده باقالی بازی درآورد که جناب مالک اشتر زد تو سر این مارمولک و یه مدت جیکش درنمیامد!!! 🔹بعدصفین ، امام قصد حمله مجدد به شام رو داشتند که به دیوار گوشتی خوارج در نهروان خوردند ! اشعث خودش کلنگ تاسیس خوارج رو زد و اولین نفر هم خودش بود که به امام پیشنهاد برخورد با این جماعت رو داد ! 🔹اشعث در ادامه خیانت ها ، در قتل حضرت امیر هم دخالت داشته و به گفته برخی منابع تاریخی تا یک ماه ابن ملجم حرومی رو در خانه ش ساپورت می کرد! 🔹قابل ذکر هست که بچه های تخم حرومش هم نحس بودن تا جایی که دخترش قاتل امام مجتبی (ع) بود و پسرش ممد ، جای حجر بن عدی (یکی از یاران بزرگ حضرت امیر ) را لو داد و شریک قتل هانی و مسلم در کوفه هم بود ! پسر دیگه ش قیس هم در تیم اشراری بودند که در کربلا جنایت کردند ! 🔹کُلُهم این که خانواده خبیثی بودن و در ناکامی نبرد صفین ، پرقدرت ظاهرشدن و حتی در شهادت سه امام شراکت داشتن و بعضی ها هم میگن ژنشون یهودی بوده که به ظاهر مسلمان شده بودند!!! https://eitaa.com/Hs_Land
🔻درمنزلگاه زباله ، امام حسین(ع) كاروان را گردآورد و عهد خویش را از آنان برداشت و آنان را به اختیارخویش واگذاشت كه بروند یا بمانند . آمده است كه در اینجا مردم با شتاب از كنار او پراكنده شدند و رفتند و جز همان اصحاب عاشورایی ـ كه می شناسی ـ دیگر كسی با او نماند .  ....ای دل! تو چه می كنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار كه تو را از حسین جدا كند ! این چه اختیاری است كه برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیك بنگر تا قلاّده دنیا را برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، كه در دست شیطان است . آنان می انگارند كه این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل كه شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی كه در نفس خویش دارند می فریبد... فتح خون به قلم شهید آسیدمرتضی آوینی  https://eitaa.com/Hs_Land
🔴خون سرداران حضرت امیر حاصل بازی کثیف اشعث و اشعری 🔻وقتی سپاه عراق با خیانت اشعث و ابوموسی اشعری، بازی برده صفین را به میز مذاکره دُمة الجندل باخت ، چند ماهی نگذشته بود که محمدبن ابوبکر حاکم مصر از امام در مقابل لشگر معاویه تقاضای کمک کرد. (مصر آن روزها دروازه آفریقا بود و منبع عظیم غلات ) امام چندین بار اهالی کوفه را جمع کردند و فرموده بودند برادرتان محمد بن ابوبکر تنهاست ! مصر از دست می رود ! ولی تنها فقط سیصد نفر جمع شده بودند ! این وسط نفوذی ها از جمله اشعث به قِرقِر در آمدند که باز میخواهد جوانان را به کشتن دهد و این حرف های مرموزانه !!! و مانع از پیوستن مردم به سپاه حضرت می شدند ! حضرت امیر مجبور شدند مالک اشتر را برای کمک به مصر راهی کنند که ایشان هم در قُلزم (حوالی مصر) توسط عمروعاص مسموم شد و به شهادت رسید ! از آن طرف عمروعاص که توسط معاویه به عنوان حاکم مصر معرفی شده بود با خرید قبایل و پول پاشی به جنگ محمدبن ابوبکر رفت . محمد با یارانش مقاومتی طولانی کرد اما یارانش شهید شدند و اورا در روستایی تنها پیدا کردند و بعد از آن که به شهادتش رساندند ، پیکرش را در پوست خر مرده گذاشتند و سوزاندنش و خاکسترش را در آب ریختند!!! امام بعد شنیدن شهادت محمد بیتاب شده بود و بسیار گریه می کرد .... @Hs_Land
🔻 او آن قدر بزرگ بود که همه اش سهم ما نمی شد خدا قدری از بزرگی اش را به همسایگان مدیترانه هدیه کرد ...
🔻در گرماگرم پیروزی خرمشهر، احمد متوسلیان در جواب پسر بچه ای که گفته بود بعد از مدت ها بیخوابی می توانبم یک دل سیر استراحت کنیم، او را از سینه کش خاکریز بالا برد و با اشاره به دوردست به او گفت : آن جا انتهای افق است! هر موقع توانستی پرچم اسلام را آن جا بکوبی برو استراحت کن ! 🔻احمد متوسلیان مردی که در اوج فتنه پرآشوب ضدانقلاب در کردستان به نیروهایش یاد داده بود کور شلیک نکنند و بخاطر ازبین بردن ضد انقلاب ، مردم را فدا نکنند همان مردی بود که در نبرد با اسراییل ، خرخره رفعت اسد نفر دوم سوریه را گرفت و به او گفته بود که با نیروهایش آمده تا گوش کماندوهای اسراییلی را بگیرد و در خیابان های دمشق بچرخاند . 🔻مردی که با یک مینی بوس ، با رفقایش رفته بود تا کردستان را نجات دهد سر از فتح المبینی در آورد که نیروهایش اگر کمی زودتر می‌رسیدند کلک صدام را کنده بودند! 🔻مردی که بعد از فتح خرمشهر ، وارد نبرد مستقیم با صهیونیست ها شد و کابوس شب هایشان بود !!! قداره کشانی که آن روزها ، پایتخت هر کشور عربی را که اراده می کرد به راحتی فتح می نمودند ! مردی که نیروهایش باد صهیونیست ها را با چسباندن چند عکس امام روی تانک های مرکاوایشان خواباند و آن ها را چندین کیلومتر مجبور به عقب‌نشینی کردند! 🔻مردی که به قول علیرضا قزوه ؛ خدا قدری از بزرگی اش را به همسایگان مدیترانه داد تا سرزمینشان را تطهیر کند تا سربلندی را بیاموزند و از شهادت طفره نروند.... مردی که به ما آموخت چگونه تا انتهای افق برویم مردی که به ما یاد داد پای اعتقاداتمان بایستیم حتی اگر تنها بودیم مردی که بیچارگی صهیونیست ها در شبانگاهان را به ما وعده داد مردی که تمام زندگیش را گذاشت تا حرف امام روی زمین نماند و مردی که سرنوشت زندگیش گره خورد به ظهور ! ۱۴تیرماه گرامیداشت حیدر رزمندگان اسلام ❤️ @Hs_Land
🔻 تو می‌مانی یا می روی؟!!!! 🔴نگاهی کوتاه و خلاصه به جریان حرکتی سیدالشهدا صلوات الله علیه از مدینه تا کربلا
🔴 قسمت اول
🔻۲۷رجب۶۰هجری ۱۲روز بعد از مرگ معاویه ، یزید به حاکم مدینه نامه ای نوشت و از او خواست از مخالفانش بیعت بگیرد؛ متن نامه اینچنین بود؛ «...بدون هیچ گونه نرمش و گذشت از حسین بن علی ، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمر بیعت بگیر! پس هر که بیعت نکرد سرش را به همراه پاسخ نامه برایم ارسال کن.» 🔻۲۸رجب ۶۰هجری عبدالله بن زبیر بیعت نکرد و شبانه فرار کرد! عبدالله بن عمر هم گفته بود اگر همه مسلمانان بیعت کنند من نیز بیعت می کنم! 🔻مروان بن حکم از امام خواست تا با یزید بیعت کند اما امام زیر بار نرفتند و فرمودند : «... هرگاه امت اسلام به حاکمی چون یزید مبتلا گردد باید فاتحه اسلام را خواند !» 🔻با افزایش فشارهای یزید امام حسین (ع) در ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری به همراه خانواده و تعدادی یاران از مدینه به مکه هجرت کردند. 🔻۳شعبان ۶۰هجری امام بعد از خروج از مدینه ، وارد مکه شدند و چهار ماه و چند روز در این شهر توقف نمودند. 🔻۱۵رمضان نامه نگاری های کوفیان از مرز دوازده هزار نفر عبور کرد و موجب حرکت مسلم به کوفه شد. در لابلای نامه کوفیان،نامه هایی نیز بود که به سمت یزید می رفت که اگر کوفه را میخواهی باید حاکمی باکفایت تر از نعمان بن بشیر بفرستی که مردی ناتوان است و یا خود را به ناتوانی زده ! و چه بسا عده ای بودند که پای هردونامه را مهر کرده بودند ! 🔻۵شوال مسلم بن عقیل در بَدو ورد به کوفه با استقبال بی نظیری مواجه شد و نامه ای به امام نوشت . 🔻حاملان نامه مسلم ،دونفر بودند ؛ یک جوان و یک پیرمرد جوان تر «عابس» نام داشت پهلوان بود و زور بازو داشت ! آن که پیربود «شوذب » نام بود و رفیق عابس! نامه مسلم را به امام رساندند که خبر از بیعت اهالی کوفه میداد ! امام ، اول از آن ها پرسید: می مانید؟! انگار نه انگار که نامه ای هست ؛ مهم انگار همین دونفر بودند . یک پهلوان معرکه گیر و و یک پیرمرد با موهای بلند سفید! تا آخر ماندند! 🔻 همزمان با ایام مناسک حج ، سربازان یزید برای دستگیر امام وارد مکه شدند تا ایشان را مخفیانه دستگیر و به شام منتقل کنند و در صورت مقاومت ، حرمت کعبه و امام را با هم بشکنند و حضرت را شهید کنند . 🔻عبدالله بن جعفر (شوهر زینب سلام الله علیها) از حاکم مکه برای امام امان نامه ای تقاضا کرد و او هم نوشت ! عجبا ! امام مأمن کره ارض است و اگر اونباشد خاک اهل خویش را یکسره فرو می بلعد و اینان برای او امان نامه می فرستند...امام در پاسخ امان نامه فرمود : « آن که مردم را به طاعت خداوند و رسولش دعوت می کند هرگز تفرقه افکن نیست ! بهترین امان ، امان خداست و آن کس در دنیا از خدا نترسد آن گاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهد بود» 🔻فرزدق شاعر معروف عرب به امام گفت کوفیان دلهایشان با تو هست و شمشیرهایشان علیه تو ! 🔻محمدحنفیه به امام گفت به یمن برو که کوفیان اهل وفای به عهد نیستند! و دیگری به امام پیشنهاد جنگ های پارتیزانی در کوهستان را داد و دیگری..... 🔻هشتم ذی الحجه امام حج را با نیت عمره مفرده به پایان بردند و از مکه خارج شدند. 🔻هشتم ذی الحجه حیله های ابن زیاد و سکه های براق خزانه کوفه کار خود را کرد! مسلم نماینده امام درکوفه شهید شد ! 🔻بُریر از آخرین نفر از آنانی بود که بهشان می گفتند زُهاد ثمانیه !!! زاهدان هشت گانه که زهد و تقوایشان ضرب المثل شده بود و یکی شأن علی علیه السلام بود و یکی شان بریر! معروف بودند! هیچ‌کسی فکرش را نمی کرد که بریر آخرین زاهد ، حج هر ساله اش را نصفه و نیمه رها کند و برود ! امام وسط حج ،صدایش کرده بود و گفته بود برویم ! بُریر هم با امام رفت به همین راحتی❤️ 🔻زهیر بن قین بزرگ قبیله بجیله که از عثمانیان بود و حاضر نبود لحظه ای امام را ببینید با دعوت امام و اصرار همسرش در منزلگاه زرود به دیدار امام رفت و لحظاتی بعد دیدار ، با بخشیدن تمام اموالش به سپاه امام پیوست. سال ها پیش در یکی از جنگ های صدر اسلام، سلمان فارسی به او بشارت این روزها را داده بود .
به زودی قسمت دوم
تاریخ ۱۴۰۴/۴/۱۴ را در گوشه ی از دفتر تاریختان بنام این ابرمرد بنویسید