eitaa logo
دفترچه خاطرات هانول ☆
81 دنبال‌کننده
91 عکس
31 ویدیو
1 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://daigo.ir/secret/11910023821
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز مدرسه واقعا خوب بود بعداز چند روز رفیقامو دیدم و باهم خندیدم (زنگ اول کلااا خواب بودم) بعد یه مراسمی بود برای ماهایی که از راهیان اومده بودیم از امتحان علوم فرار کردم واما در کنار همه ی این ها امروز بدون اینکه ذره ای تمرین کرده باشم اولینن امتحان ریاضیمو دادم😀
امتحان علومی که دو هفته پیش داده بودم هم در کمال ناباوری 20 شدمم✨✨
دفترچه خاطرات هانول ☆
_
میخواستم آفتاب زندگی‌ات باشم؛ اما زندگی‌ات شب بود و کهکشانت دور، پس ستاره ای شدم، کم‌نور و بی‌فروغ، پایین خط افق سرزمینت.
بالاخره فردا تعطیلهه 😭
امروز فقط معلم زبانم املا گرفت معلم. صبح رفتم مدرسه بچه ها گفتن مدیر ساعت 11 شب برداشته تو گروه گذاشته به جای قران کارو فناوری دارید😀 بعد معلم علوممون که قرار بود کوییز بگیره نگرفت و درس داد😃 اره خلاصه همون درسی که کمتر خونده بودمم امتحانش گرفته شد
پادشاه پیر گفته بود: «زمانی که به راستی، با همه وجودت آرزویی داشته باشی، کائنات به نحوی عمل می‌کنند که تو بتوانی به آرزویت برسی.» 📖کیمیاگر _پائولو کوئیلو