eitaa logo
هانول ☆
304 دنبال‌کننده
569 عکس
28 ویدیو
0 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://abzarek.ir/service-p/msg/4317053
مشاهده در ایتا
دانلود
🎀
هانول ☆
#انگیزشی 𓂃𝙅𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨✈️↝ @BrightFuture12
اگر چنل شما یک خانه بود... خانه‌ای بود که هیچ دیواری برایِ حبس کردنِ رویاها نداشت؛ خانه‌ای که سقفش از پهنایِ آسمان ساخته شده بود و دیوارهایش از جنسِ سپیده‌دم بود. اینجا خانه‌ای‌ست که هیچ‌گاه در آن تاریکی پیدا نمی‌شود؛ چرا که هر گوشه‌اش، با شعله‌هایِ ملایمِ امید و نورِ خورشید، روشن شده است. اینجا پناهگاهی‌ست برایِ کسانی که می‌خواهند از میانِ سایه‌ها، به سمتِ روشناییِ خودشان قدم بردارند؛ خانه‌ای که در هر اتاقش، یک پیامِ تازه از قدرت و شروعِ دوباره شنیده می‌شود. خانه‌ای که با هر بارِ ورود به آن، گویی خورشید دوباره در قلبت طلوع می‌کند🌞
🎀
هدایت شده از زَرزری
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موقعیت : دخترِ خونه حالش خوبه :)
هانول ☆
موقعیت : دخترِ خونه حالش خوبه :)
اگر چنل شما یک خانه بود... خانه‌ای بود نقلی و دنج در یک کوچه‌یِ خلوت و آفتابی. وارد که می‌شدی، اولین چیزی که حس می‌کردی بویِ ملایمِ قهوه و عطرِ گل‌هایِ تازه بود که در فضا پیچیده. در گوشه‌یِ دنجِ این خانه، یک کاناپه‌یِ نرم با چند کوسنِ رنگی قرار داشت که همیشه یک شالِ بافتنیِ گرم رویِ دسته‌اش افتاده بود. رویِ میزِ چوبیِ وسطِ اتاق، یک دفترچه‌یِ خاطراتِ باز بود که انگار همین الان کسی از رویِ آن، قصه‌ای برایِ گفتن برداشته است. این خانه، ویترینِ بی‌نظیرِ لحظه‌هایِ ساده بود؛ خانه‌ای که درِ آن همیشه به رویِ تو باز است، نه فقط برایِ تماشا، بلکه برایِ اینکه در گرمایِ آن بنشینی و در میانِ این همه خاطره، تو هم سهمی از این دنیایِ صمیمی داشته باشی.💐
🎀
خــانوم‌ آفتابگردون✾
هانول ☆
خــانوم‌ آفتابگردون✾
اگر چنل شما یک خانه بود... آن خانه‌ای بود که تابستان در آن مهمانِ همیشگی‌ست؛ خانه‌ای حیاط‌دار که عطرِ هندوانه و آلبالو تویِ ایوانش می‌پیچد و رویِ میزِ چوبی‌اش، همیشه یک کاسه پر از میوه‌هایِ رنگی و یک لیوانِ سفالی پر از قلم‌مو گذاشته‌اند. دیوارهایِ این خانه هیچ‌وقت خالی نمی‌مانند؛ مهدیسه آن‌ها را با نقاشی‌هایِ شخصیت‌هایِ دوست‌داشتنی‌اش پر می‌کند، همان‌هایی که انگار هر کدامشان گوشه‌ای از خانه را به قلمروِ خودشان تبدیل کرده‌اند. و در گوشه‌یِ دنجِ اتاق، بساطِ ژورنال‌سازی‌اش به راه است؛ جایی که مهدیس با چسب و قیچی و رنگ، لحظه‌هایِ کوچکِ زندگی را به ثبت می‌رساند. این خانه، بازتابِ روحِ مهدیسه است؛ خانه‌ای که هر روزش، فصلِ جدیدی از یک داستانِ رنگی و تابستانی است. 🎨
🎀
☕️՞🍪 ۰ ۫ ִֶָ
هانول ☆
☕️՞🍪 ۰ ۫ ִֶָ
اگر چنل شما یک خانه بود.... خانه‌ای می‌شد در دلِ یک تابستانِ همیشگی که دیوارهایش از نورِ آفتاب و عطرِ گل‌هایِ آفتابگردان ساخته شده است. این خانه، تجسمِ همان آرامش است؛ فضایی که هر گوشه‌اش بویِ زندگی می‌دهد. قاب‌هایِ رویِ دیوار، نه فقط یک تصویر، که تکه‌هایی از یک انیمه‌یِ لطیف و آرام هستند که جزئیاتِ کوچک و قشنگِ دنیا را در خود نگه داشته‌اند. اینجا، سبزیِ گیاهان با رنگ‌هایِ گرمِ تابستانی گره خورده و سکوتی دلنشین، تمامِ فضا را پر کرده است؛ همان سکوتی که به آدم لبخند می‌زند. این خانه پناهگاهی‌ست که در آن، خورشید با مهربانی در قلبِ روزها می‌تابد و ماه، در آرامشِ مطلقِ شب‌ها، قصه‌یِ امید را زمزمه می‌کند.🌻