eitaa logo
‌ ‌ شکوفهٔ گیلاس‌ ‌
261 دنبال‌کننده
46 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هرچند ، این گیلاس دیگه کرم خورده‌ست. ‌ ‌ ﹙ https://daigo.ir/secret/6999824393
مشاهده در ایتا
دانلود
Cause love is an accident waiting to happen to me and to you.
می‌بوسمت ، حتی اگر این بوسه هیچوقت به صورتت نرسه.
بامزه بود اگر میشد برای زندگی کد نوشت. می‌دادم یه کد بنویسن برای پاییز وقتی بارون میاد تو با دوتا لیوان قهوه کنارم ظاهر بشی.
to me it wasn't just a summer love.
من اون رز مرده‌ام که نور تو به برگ‌هاش تابیده
‌ ‌ شکوفهٔ گیلاس‌ ‌
+ قهوه درست کردم. دوتاست ، یکی‌ش برای تو. - چرا دوتا ؟ چرا برای من ؟ - چون دو نفریم ، ما. بارون میزد و خیابون بوی خاکِ بارون خورده میداد. قهوه رو که دادم دستت ، احساس ناکافی بودن مثل یه سایه پشت شونه‌ام نشست. انگار همون لحظه می‌فهمیدی که "ما" یه واژه شده برای یادآوری روزای قبل ، نه واقعیتی که لمس بشه. تو چشم‌هات دنبال چیزی گشتم که دیگه اونجا نبود. - خیلی وقته که دیگه نه "ما" ای و نه دو فنجون وجود نداره. دستام می‌لرزید و فنجون و نزدیک دستت گذاشتم. صدای بارون اهنگ ارومی رو ساخت ، ولی بین قطره‌ها سکوتِ سنگینی بود. قهوه بخار می‌داد و عطری از گذشته رو با خودش می‌اورد ، هم‌زمان هم تلخ و هم آشنا. گفتنِ اینکه "یکی‌ش برای تو" بیشتر یه عادت بود تا حقیقت ، یه تلاش برای نگه داشتن چیزی که داشت کم‌رنگ میشد. پاییز گونه‌هات رو لمس نکرد ، فقط توی چشم‌هاش خیره شدم ، چشم‌هایی که سوال داشتن ولی جواب نه. زمان انگار پیچیده شده بود دور دستامون ، ما بین رفتن و موندن. تو اون نفسِ کوتاه فهمیدم که بعضی چیزها رو قهوه و حرف نمیتونن نگه دارن ، فقط میتونن یه لحظه رو ثبت کنن تا بعدها وقتی یادآوری میکنی بفهمی که یه بار حسِ بودنِ دو نفره رو داشتی. قهوه رو برداشتی ، نگاهی گذرا به فنجونِ خالیِ دومی انداختی و لبخندِ نیم‌بند سردی زدی. من همونجا موندم ، با حس ناکافی بودن که نه قابل گفتن بود و نه قابل پنهون شدن. بارون ادامه داشت ، ولی ما نه. فقط خاطره‌ی "ما" که هنوز بویِ قهوه و خاکِ بارون خورده می‌داد.