.
اینم دودش!
🔹 ترامپ میگه تنگه هرمز بازه.
🔻چرا که نه! این تصویرش، این هم دودش!
@IMANI_mohammad
.
هزینه بیهودگی شما را نباید مردم بپردازند
کانال هم میهن متعلق به کرباسچی نوشت:
"اگر به هر علتی بار دیگر شعلهٔ جنگی در ابعاد جنگ ۴۰ روزه و یا شدیدتر دامن ایران را بگیرد، حضور پزشکیان در نهاد ریاستجمهوری بیهوده بوده، شرکت ما در انتخابات بیهوده بوده، تقریباً همه چیزمان بیهوده بوده است!"
اگر وقوع جنگ، معیار بیهودگی رای به آقای پزشکیان باشد، بیهودگی نه بعدا، بلکه پیش از این با وقوع دو جنگ پدید آمده است.
باید دید تصویر ضعیفی که پزشکیان و برخی مدیران و حامیان او از ایران ساختند، ظرفیت رفع تهدید جنگ را داشته، یا رُکن غلط محاسباتی دشمن برای جنگ افروزی بوده است؟
فاصله میان ادعای جذب 2500 سرمایه گذاری از طریق مذاکره با ترامپ، و احساس بیهودگی در اثر وقوع دو جنگ و بی فایده بودن تصور رفع تهدید از طریق قدرت گرفتن مدعیان اصلاح طلبی، نجومی است!
این فاصله دائما با دروغ های انباشته پر شده اما دیگر قابل تداوم نیست.
گناه ملت ما چیست که لیبرال نمایان نادان اما مغرور همواره گندم نمایی و جو فروشی کرده، آدرس گمراه کننده داده، و مردم را گرفتار کرده اند؟
با احساس پوچی و بیهودگی اینها کدام خسارت جبران می شود؟
@IMANI_mohammad
مادر بمب ها، پدر موشک ها را می شناسد!
«مادر همه بمب ها»، خود ترامپ است که توانست هیبت و همینه ۸۰ ساله آمریکا پس از جنگ جهانی دوم را نابود کند.
بزرگترین بمب امریکا، هیبت او بود، پایگاه ها و هواپیمای نظامی غول پیکرش، که ترس در جان حریفان می انداخت و به عقب نشینی در برابر تهدیدهای زمامداران کاخ سفید وا می داشت. گلاویز شدن با ایران در جنگی به ظاهر محاسبه شده، آن هیبت را در هم شکست.
مادر بمب ها، پیت هگست است که عملکردش در دو جنگ با ایران موجب شد به تعبیر رسانه هایی مانند تلگراف، شیرازه پنتاگون از هم بپاشد.
مادر همه بمب ها، مرکزیت آن ستاد جنگ آمریکایی ـ صهیونیستی است که از شدت حیرت و درماندگی استراتژیک، بخش مهمی از زرادخانه آفندی و پدافندی پنتاگون را مستهلک کرد و از پایگاه های راهبردی آمریکا در منطقه، سیبل هایی توسریخور ساخت.
مادر همه بمب ها، آن راهبرد حکیمانه ایرانی بود که راهبرد آمریکا و اسرائیل در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه (۲۳۲ رپزه) را مهار و در خود هضم کرد.
مادر همه بمب ها، موشک ها و پهپادهای نقطه زنی است که ژنرال های آمریکا و اسرائیل را به معنای واقعی کلمه بیچاره کرد؛ تنگه هرمز است که حقارت غول آمریکایی را نمایان کرد و نفت زیر ۷۰ دلار را به ۱۵۰ دلار و بیشتر در معاملات نقدی رسانده است.
مادر بمب ها، آن توانمندی ترکیبی است که می تواند قیمت گازوئیل و بنزین را از مسیر پمپ ها، در چشم ترامپ فرو کند. مادر همه بمب ها، رزمندگان گمنام اما دلاور مقاومت هستند که تنگه های راهبردی هرمز و باب المندب را به تله موش تبدیل کرده و نظامیان تروریست آمریکایی را تا اردن و اقیانوس هند تارانده اند.
مادر بمب ها، آن توانمندی انکار ناپذیری است که بیش از دویست فروند هواپیما و پهپاد فوق مدرن پنتاگون را به زیر کشید و حال آنکه سکانداران نظامی آمریکا ادعا می کردند حتی خدا هم برخی از آن هواپیماها را نمی بیند!
«مادر بمب ها»، تولید امروز نیست، سالهاست در زرادخانه آمریکا بود اما نه در افغانستان و عراق توانست کاخ سفید را از سرشکستگی نجات دهد و نه در دو جنگ اخیر با ایران.
دشمن می داند که دوباره گلاویز شدن با ایران آسان نیست، که در همین هفت ماه و نیم گذشته بارها تهدید کرد و آزمود و سرشکسته تر شد. می داند که زدن تاسیسات کوه کلنگ و نظایر آن، یعنی زیر ضرب رفتن دیمونا و دیگر تاسیسات هستهای رژیم صهیونیستی. یعنی زیر ضرب رفتن گلوگاه ها و زیرساخت های انرژی و اینترنت و تزانزیت در منطقه.
مادر همه بمب ها، بیش از آن که دلالتی به زرادخانه پنتاگون داشته باشد، ابزار عملیات روانی است، عملیاتی برای جبران شکست در جنگ اقتصادی دو ماه گذشته که ادعا می شد ظرف دو هفته، ایران را به زانو در می آورد و نتوانست. برای التهاب افکنی در اقتصاد و سیاست و افکار عمومی ایران است تا مردم و مسئولان را اسیر خطای ادراکی ـ محاسباتی کند، شاید که شکست سهمگین دونالد ترامپ و نتانیاهو در آستانه انتخابات آمریکا و اسرائیل جبران شد.
مادر بمب ها بیش از آنکه تهدیدی معتبر باشد، برساختن موهومات بارها ابطال شده در همین هفت ماه گذشته، برای هراس افکنی و باجگیری است. دشمن در جنگ یقین کرده که نمی تواند بزند و بگریزد، بلکه هر بار با شگفتانه جدیدی از سوی ایران و جبهه مقاومت مواجه می شود.
سربسته باید نوشت که شاید ایران هم از «پدر موشک های نقطه زن» رونمایی کرد و سر وقت هوچیان «مادر بمب ها» رفت. لازم نیست پدر موشک ها، بزرگترین و قوی ترین موشک ها باشد، همین قدر که بتواند ضرباتی فلج کننده وارد کند وخسارات و تلفاتی سنگین از دشمن بگیرد، کار خود را کرده است. چند ده برابر بزرگتر از کاری که موشک ها و پهپادهای مدل پایین تر زرادخانه ایران با تروریست ها، تاسیسات و پایگاه های آمریکا در منطقه به ویژه تنگه هرمز کرد.
از سوی دیگر، تداوم تهدید، احتمالا موجب رفع حرمت تولید سلاح هسته ای و انگیزه ای جدی برای تغییر راهبرد ایران خواهد شد.
ترامپ، جرئت قبل از جنگ را ندارد و با زمین سفت واقعیت آشنا شده است، به ویژه اکنون که نگران سرنوشت انتخابات کنگره است و موفقیت تضمین شده و بدون ریسک بالا را در تصاعد درگیری نمی بیند.
طراحان نظامی پنتاگون بارها نقشه هایی مثل گسیل نیروی نظامی به عمق، زدن زیر ساخت ها، اشغال جزایر و... را بررسی کرده، اما هر بار از قدرت تلافی و غافلگیر کنندگی ایران، به خود ترسیده اند. این معادله همچنان برقرار است.
بیداری و هوشیاری، اقتضای مردان جنگی است و رزمندگان شجاع ملت ایران، به مدد الهی در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند. این آمادگی بسیار بالاتر از پیش از جنگ است.
موفقیت های بزرگی که در جنگ اخیر در حوزه های آفندی، اطلاعاتی و امنیتی فراهم شده، به گواهی رویدادهای خود میدان، خیره کننده است. این واقعیت را بقایای تروریست های کمین کرده در لانه های امن ـ از کردستان عراق تا اردن ـ تایید می کنند.
@IMANI_mohammad
محمد ایمانی l مصاف عقل و جهل
. 💢از زلنسکی کمترند ؟! @IMANI_mohammad
.
از زلنسکی کمترند ؟!
ولودیمیر زلنسکی می گوید: احساس می کنم رئیس جمهور آمریکا به من و اوکراین خیانت کرده است.
زلنسکی در انتهای خطی است که برخی غربگرایان ایرانی در میانه آن حرکت می کنند.
امثال مرعشی و کرباسچی و ظریف و روحانی و خاتمی، این گونه وانمود کرده اند که می توان با ترامپ معامله کرد و به تفاهم رسید و مانع از جنگ شد.
تحلیلگران این طیف وانمود می کنند که می شده با ترامپ تعامل و توافق کرد اما جمهوری اسلامی یا تندروها نخواسته اند/ نگذاشته اند چنین تعاملی صورت بگیرد.
ترامپ بارها به غارت نفت و منابع ونزوئلا اشاره کرده، اذعان نموده که دزد دریایی است و آرزوی ناکامش را بر زبان رانده مبنی بر اینکه بتواند نفت ایران را هم مثل ونزوئلا غارت کند.
غربگراها با ادبیات گوناگون وانمود می کنند که اگر مثلا پزشکیان با ترامپ ملاقات می کرد و دست می داد، یا اگر چند میلیارد دلار قرارداد سود آور به ترامپ پیشنهاد می شد، مسئله حل بود.
از نگاه این طیف، زلنسکی یک الگو- قهرمان شمرده می شد. اما مشی زلنسکی چه بوده است؟
او برکشیده نظام سیاسی آمریکاست. کسی که اجازه داد آمریکا در کنار مرزهای روسیه پایگاه جاسوسی و نظامی بزند و موشک مستقر کند، مسیری که به جنگ با روسیه منجر شد.
زلنسکی منافع و امنیت ملی مردمش را خرج توسعه طلبی آمریکا کرد اما غربی ها، اوکراین را به ناتو راه ندادند تا برایش هزینه جدی نپردازند.
زلنسکی به شکلی بی سابقه در دیدار با ترامپ مورد تحقیر و توهین قرار گرفت و باز هم کوتاه آمد. او به باج خواهی ترامپ مبنی بر امضای توافق "واگذاری نیمی از معادن گران قیمت اوکراین به آمریکا" تن داد.
اما ترامپ به وعده خود برای فشار بر روسیه برای توقف جنگ عمل نکرد بلکه وسط جنگ، تحریم های گازوئیلی روسیه را هم برداشت. رفتاری که قطعا موجب فشار بیشتر بر اوکراین خواهد شد.
زلنسکی (قهرمان غربگرایان ایرانی) در تهِ مسیر خوش خدمتی به آمریکا و خیانت به ملت خود که اوکراین را تا مرز نابودی کامل پیش برده، می گوید: "احساس می کنم رئیس جمهور آمریکا به من و اوکراین خیانت کرده است".
آیا حتی این اعتراف تلخ و عبرت سنگین هم امثال مرعشی و کرباسچی و ظریف و روحانی و خاتمی را هم سر عقل نمی آورد تا از حرکت بر لبه پرتگاه و باختن تمام شرافت و عزت انسانی برگردند؟! زلسکی، خیانت آمریکا را حس کرد اما چرا امثال روحانی و ظریف و خاتمی و کرباسچی و مرعشی، این خیانت را حس نمی کنند؟!
زلنسکی یک سال قبل هم با اشاره باج خواهی های پایان ناپذیر آمریکا گفته بود :
"این یکی از سختترین لحظات تاریخ است. فشارها بر اوکراین، یکی از سختترین فشارهاست. ممکن است با انتخاب سختی روبرو شویم، از دستدادن عزت، یا خطر از دستدادن شریک و متحدی کلیدی (آمریکا)؛ پذیرش طرح ۲۸ مادهای یا زمستان بسیار سخت. ما از جنس فولادیم، اما قویترین فلزها ممکن است بشکنند و یا شکست بخورند" (!
گفتنی است روزنامه هم میهن، تابستان سال گذشته درباره زمزمه تغییر نام خلیج فارس مدعی شده بود: "نباید غیرتی شویم. ترامپ، زلنسکی را از کاخ سفید بیرون انداخت، اما زلنسکی بر خشم خود غلبه کرد و توانست ورق را به نفع خود برگرداند. زلنسکی الگوی بهتری است تا شوونیستهای احساسی آرمانگرا"!
@IMANI_mohammad
محمد ایمانی l مصاف عقل و جهل
.
جنگ افروزان، مُزدشان را می گیرند
قیمت نفت پیش از حمله جنایتکارانه ترامپ و نتانیاهو به ایران، زیر 70 دلار بود.
تنگه های هرمز و باب المندب باز بودند و نفت و گاز و بنزین و کود و آلومینیوم و... از منطقه، بی دریغ به آمریکا و اروپا و شرق آسیا می رفت، بدون دریافت حتی یک سنت عوارض.
قیمت ها در آمریکا و کشورهای اروپایی قابل تحمل بود. به ویژه اروپایی ها توانسته بودند تا حدودی آثار تورمی جنگ اوکراین را مدیریت کنند.
در آمریکا، ترامپ می توانست در توهمات جنبش ماگا بدمد که چگونه نفت و معادن ونزوئلا را هم پس از غارت نیمی از معادن اوکراین، در اختیار کرده و در حال غارت آنهاست.
شاید اگر جنگ احمقانه علیه ایران نبود، آمریکا و اروپا با همدستی یکدیگر، روسیه را از پا درآورند و وادار کنند که به به خاطر فرسایشی شدن جنگ، به آن پایان بدهد.
ضمنا آمریکا می توانست روی حریف راهبردی دیگر یعنی چین متمرکز شود.
اما شرارت و جنگ افروزی ترامپ (این برکشیده مافیای جزیره اپستین) روند راهبردی تحولات جهان را زیر و رو کرد.
نیرویی که با این جنگ آزاد شد، با ضربات راهبردی ایران قوی تر شد، اما کمانه کرد و سونامی قدرتمندی ساخت که در حال در نوردیدن اقتصاد و جامعه و سیاست و خیابان در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی است.
در حالی که نظرسنجی های روزانه، از ریزش پیاپی مقبولیت ترامپ در آمریکا به خاطر خسارات جنگ خبر می دهد، موج نه به پادشاه و هجو دونالد ترامپ، حتی پیش از انتخابات کنگره به اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف برگشته است.
در دیگر سو، فرانسه و بلژیک و ایتالیا و آلبانی و اسپانیا و... شاعد گسترش اعتراضات و آشوب خیابانی هستند که یه علت مهم پیدایش و تشدید آن، فشار اقتصادی ناشی از جنگ احمقانه ترامپ علیه مردم ایران است.
ترامپ و نتانیاهو هرگز باور نمی کردند که ایران بتواند از شوک حمله غافلگیران بیرون بیاید، بایستد، ضرباتی به غایت راهبردی و فلج کننده به دشمن متجاوز بزند، تنگه های هرمز و باب المندب را ببندد و با فشار اقتصادی، متجاوزان و متحدان آنها را به زانو درآورد.
اروپایی که اکنون دست به گریبان گسترش اعتراض و آشوب است، همان مجموعه ای است که از توسعه طلبی آمریکا در اوکراین و خسارات آن، عبرت نگرفت و میزبان 5000 پرواز عملیاتی آمریکا برای بمباران ایران بود.
پس لرزه های آن بمباران ها و انفجارها حالا برگشته و پشت در جنایتکاران در می زند. "هر عمل از خیر و شر، کز آدمی سر می زند- آن عمل مُزدش به زودی پشت در در می زند".
@IMANI_mohammad
گزارش روز دویست و سی و دوم جنگ
خیلی خیلی احمق، می شود ترامپ که نفت را 110 دلار کرد!
نابودی یک تریلیون دلار ارزش سهام فناوری/ کسری بودجه آمریکا، رکورد پنج ساله را شکست
"اگر خیلی خیلی احمق باشی، می شوی ترامپ و به ایران تجاوز نظامی می کنی".
این تعبیر را پروفسور جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا، در اواخر هفتمین ماه جنگ و در حالی گفته است که قیمت نفت با وجود همه دست و پا زدن های دولت ترامپ برای پایین آوردن قیمت، به بالای 110 دلار رسید.
در حالی که یک مقام مستعفی دولت ترامپ می گوید ابتکار عمل جنگ در دستان ایران است و فشار آن در پمپ های بنزین آمریکا دیده می شود، افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون تاکید کرد "پیروزی در مقابل ایران غیر ممکن است".
ترامپ یک ماه پس از امضای تحریم های چدید علیه روسیه، اجرای آنها را به خاطر بحران بازار انرژی و سرزیر شدن آن در اقتصاد آمریکا متوقف کرد.
همزمان اعلام شد کسری بودجه آمریکا با نزدیک شدن به رقم 2 تریلیون دلار، به بالاترین میزان در 5 سال اخیر رسیده و بورس آمریکا هم بدترین هفته خود از آوریل ۲۰۲۵ را با سقوط ۴.۷ درصدی تجربه کرده است.
بنابر آمار منتشره، یک تریلیون دلار از ارزش سهام فناوری آمریکا هم با تشدید تنشهای خاورمیانه از بین رفته است.
اینها میراث زمامدار احمق آمریکاست که خیال می کرد چند روزه جنگ با ایران را به پایان می رساند و دور افتخار می زند.
اما او حتی ناتوان از انتخاب سخنگوی جدید کاخ سفید است. سخنگوی جدیدا انتخاب شده فقط پنچ روز دوام آورد و در اثر ناتوانی در پاسخگویی به رسانه ها اخراج شد؛ نشانه ای از فروپاشی ستادی در کاخ سفید.
💢 گزارش روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
پشت پرده یک پروژه:
معتبرنمایی دائمی تهدید نظامی
۱) وقتی پیشگویی پیشگویان(!) درباره حمله قریبالوقوع به ایران، خلاف واقع از آب درمیآید، کسی آنان را بازخواست نمیکند. فراموش میشود که کدام محافل، هیزم در آتش عملیات روانی دشمن میریختند.
پیشگویان، طی چند روز گذشته پیشبینی کرده بودند که آمریکا و اسرائیل، روز شنبه به تأسیسات هستهای کوه کلنگ یا برخی مناطق دیگر حمله میکنند. طی هفت ماه گذشته، بالغ بر ۱۵ـ۲۰ بار از این پیشبینیها انجام شده است؛ اغلب مبتنی بر تهدیدات ترامپ و نتانیاهو، و فضاسازیهای سنگین فاکس نیوز و اکسیوس و رویترز و دیگران، و بعضاً مبتنی بر رصد نقلوانتقالات نیروها و ادوات و پرواز هواپیماها و پهپادهای نظامی در آسمان مجاور ایران.
۲) آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله و زدن ضربت متقابل، یک ضرورت است و این آمادگی و هوشیاری هم به مدد الهی در سطح بسیار بالایی فراهم است. اما باید بررسی کرد که چرا دشمنان در طول هفت ماه گذشته، دهها بار درباره حمله قریبالوقوع، فضاسازی سنگین رسانهای و حتی میدانی انجام دادهاند؟ و چرا با وجود زخمخوردگی سنگین و علاقه مفرط برای ضربه زدن، نتوانستهاند اقدام مؤثری بکنند؟ چرا شایعات مربوط به پیاده کردن نیرو در عمق و ربایش مواد غنیسازیشده یا انهدام تأسیسات هستهای، اشغال جزایر ایرانی مثل خارک، حمله سنگین برای تسخیر و بازگشایی تنگه هرمز و... جامه واقعیت به خود نپوشید؟
۳) آنها از عملیات محدود و بعضاً کاملاً جدی نظیر بازگشایی تنگه، نتایج کاملاً معکوسی گرفتند و مجبور شدند نیروها و ادوات و ناوگان خود را صدها کیلومتر عقب بکشند؛ چرا که بازدارندگی آفندی ایران، جهش چشمگیری یافته است.
چند ماه قبل، منوشه امیر تحلیلگر صهیونیست گفت: «موضوع، بسیار بسیار بغرنج است؛ ایران غزه نیست و ۸۰ برابر ما مساحت دارد، اسرائیل اگر ضربهای به ایران بزند، با واکنش متقابل روبهرو خواهد شد که برای اسرائیل، فرسایشی و بسیار خطرناک است.»
همچنین دکتر شموئل هارلاپ تحلیلگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی (INSS)، در تحلیلی با عنوان «اردکها در گالری تیراندازی: در نبود یک استراتژی ملی» نوشت: «اسرائیلیها در مقابل موشکهای ایران، مانند اردکهایی در گالری تیراندازی هستند. ایران میتواند زیرساختها و مراکز جمعیتی اسرائیل را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد و اسرائیل توانایی جلوگیری از پرتاب آنها را ندارد».
۴) در ایام جنگ ۱۲ روزه، یک فایل صوتی از «مردخای کیدار» افسر سابق موساد منتشر شد که میگفت:
«سؤال میکنند که چرا من اصرار دارم که مردم را در ایران به خیابان بکشانیم؟ و انتقاد میکنند که چرا تمرکز خود را بر جنگ نمیگذارم؟ پاسخ روشن است، از خود سؤال کنید آیا ما میتوانیم بهتنهایی در مقابل ایران پیروز بشویم؟ نمیخواهم نگرانتان کنم اما این ممکن است. خب! منتظر باشیم آمریکا به کمک بیاید؟ آمریکا نتوانست جنگ با یمن را بیشتر از یک ماه ادامه بدهد و این انتظار، بیجاست. پس اگر اینطور پیش برود ایران هر روز با حملاتش، زیرساختهای ما را میزند و ما به یک شکست بزرگ نزدیک میشویم. تنها موضوعی که میتواند ما را از شکست نجات دهد و جلوی فاجعههای بزرگ را بگیرد این است که افراد را در ایران علیه حکومت ساماندهی کنیم و آنها اقدام کنند. واقعبین باشیم، ایران، غزه نیست، حزبالله هم نیست، یک حکومت با ۵۰ سال قدمت است و وسعت و زیرساختهای قوی دارد. اصرار من برای این است که فاجعه در اسرائیل رخ ندهد، این تأکید نخستوزیر نتانیاهو هم هست».
۵) اما موضوع مهمتر، هدف عملیات روانی «نظامیپایه» است. مأموریت متولیان این عملیات و پادوهای فارسیزبانشان از پمپاژ فضای جنگی علیه ایران چیست؟
در این باره میتوان لابهلای ارزیابیهای یک تحلیلگر ارشد صهیونیست، نکات قابلتأملی را یافت. رز زیمت، رئیس «برنامه ایران» در «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل»، دو هفته بعد از شروع جنگ ۴۰ روزه اذعان کرد: «ایران همچنان یک نظام کارآمد و فعال است و نشانهای از فروپاشی دیده نمیشود.»
او اواخر خردادماه امسال اعتراف کرد: «ایران در حال تغییر قواعد بازی است و نشان داده که دیگر خود را ملزم نمیداند منتظر حمله بماند و پس از آن واکنش نشان دهد. نکته مهم، سطح اعتمادبهنفس راهبردی ایران است؛ کشورها زمانی قواعد بازی را تغییر میدهند که احساس کنند توازن قوا، توانمندیهای داخلی و شرایط منطقهای به آنها اجازه میدهد ابتکار عمل را در دست بگیرند. پیام اصلی این رویداد آن است که ایران خود را در موقعیتی میبیند که میتواند قواعد جدید را بر رقبا تحمیل کند، نه اینکه صرفاً در چارچوب قواعدی عمل کند که دیگران تحمیل کردهاند.
ایرانیها موفق شدند از تمام ابزارهای در اختیار، از تنگه هرمز گرفته تا موشکها و پهپادها، دستاوردهای قابلتوجهی کسب کنند. این نگرانکننده است.»
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
۶) این تحلیلگر ارشد امنیتی اسرائیل، یک سال قبل گفته بود: «میخواهم درباره برداشت اشتباهی حرف بزنم که متأسفانه زیاد تکرار میشود؛ اینکه ایران و محور شیعی تضعیف شدهاند. این، اشتباه است. ایران و محور مقاومت، از پا نیفتادهاند.
ایران در کنار فشارها و محدودیتها، همچنان فرصتهای فراوانی دارد. کسی گفته بود تفاوت میان ایران و اسرائیل این است که ایران، هر تهدیدی را به فرصت تبدیل میکند، و اسرائیل، برعکس. موضوع دیگر، قدرت نرم ایران است. امروز رسانه ملی ایران به زبان سواحیلی فعالیت میکند، جهاد سازندگی ایران در پروژههای توسعه کشاورزی در آفریقا فعال است، و فعالیت گسترده ایران هم در شبکههای اجتماعی جریان دارد. امروز قدرت نرم ایران، به دیپلماسی فرهنگی، آموزشی و تکنولوژیک گسترش یافته است».
۷) رز زیمت، آذرماه پارسال در تحلیلی هشدار داد که انسجام ملی در ایران، بزرگترین تهدید علیه اسرائیل است:
«اسرائیل باید گزینه نظامی را نه بهعنوان یک احتمال دور، بلکه بهعنوان واقعیت دائماً حاضر در محاسبات تهران حفظ و تقویت کند. تجربه جنگ نشان داده که ایران، ظرفیت بازسازی توان راهبردی هستهای، موشکی و پدافندی را دارد. آسیبهای فعلی قابل ترمیم هستند و ایران همچنان از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برخوردار است. تهدید باید همچنان فعال، باقی بماند. هدف، جلوگیری از تثبیت این تصور است که مرحله تقابل نظامی پشت سر گذاشته شده است... اسرائیل باید بهصورت مستمر و ترکیبی فرآیند بازسازی هستهای را مختل کند و تهران را در وضعیتی از ابهام، فرسایش و عدم قطعیت راهبردی فرو برد.
موضوع سوم، همکاری نزدیکتر با آمریکا بهعنوان شرط موفقیت راهبرد مهار است. اسرائیل نباید اجازه دهد جنگ اخیر به یک «اپیزود بستهشده» در نگاه واشنگتن تبدیل شود. قفلکردن آمریکا در مسیر مهار بلندمدت، ضروری است تا تهدید نظامی باورپذیر باقی بماند و ابتکارات دیپلماتیک آمریکا به کاهش ظرفیتهای ایران منجر شود.
موضوع چهارم، بهرهبرداری از شکافهای داخلی است. فشارهای اقتصادی، کاهش تابآوری معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و اختلاف دیدگاه میان نخبگان سیاسی و امنیتی، ظرفیت تصمیمگیری منسجم در سطح کلان را تضعیف میکند و میتواند تمرکز حاکمیت را از اولویتهای راهبردی خارجی منحرف سازد. چنین شکافهایی اگر مدیریت و مهار نشوند، بهتدریج به یک عامل بازدارنده درونی برای بازسازی توان راهبردی ایران تبدیل میشوند. باید این شکافها بهصورت پیوسته رصد شده و در سطح ادراکی، رسانهای و غیرمستقیم مورد بهرهبرداری قرار گیرند. خطر اصلی برای اسرائیل نه نارضایتیهای پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود».
۸) رئیس میز ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در ادامه میافزاید:
«راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایتها و رقابت دروننخبگانی قرار گیرد؛ و انرژی سیاسی و اجتماعی بهجای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقهای و راهبردی، صرف مدیریت بحرانهای داخلی و مهار نارضایتیها شود. اسرائیل باید بر اعتراضات در ایران تمرکز کرده و آن را حوزهای حساس از منظر محاسبات امنیتی در نظر بگیرد. هرگونه مداخله آشکار و موضع صریح، میتواند به همبستگی اجتماعی و بسیج ملی در ایران منجر شود و نتیجهای معکوس برای اسرائیل ایجاد کند.
بهرهبرداری از نارضایتیها باید بهگونهای انجام شود که ماهیت داخلی را حفظ کند. هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد و افزایش فشار روانی و اجتماعی بر حاکمیت است، نه تبدیل اعتراضات به رویارویی آشکار ایران و دشمن خارجی.
در اینجا مدیریت هوشمند فضای ادراکی اهمیت مییابد که اعتراضات نه واکنشی به تهدید خارجی، بلکه پیامد ناکارآمدی داخلی بازنمایی شوند.
همچنین تضعیف و مهار محور مقاومت منطقهای همسو با ایران، از الزامات جلوگیری از بازسازی قدرت بازدارنده تهران است، چرا که تجربه جنگ نشان داده که این محور، ظرفیت ایجاد فشار چندجبههای را دارد.
لذا باید در جهت تضعیف این محور اقدامات مؤثرتری انجام شود تا ایران به این جمعبندی برسد که اتکا به این شبکه دیگر ابزار مطمئنی نیست. هدف، افزایش هزینههای منطقهای، و جلوگیری از ادامه همراهی ایران با این محور بهعنوان عمق راهبردی است تا ناچار شود منابع و تمرکز خود را از منطقه به مدیریت فشارهای داخلی و دفاع مستقیم معطوف کند.
راهبرد حفظ فشار مستمر و فرسایشی، گزینهای مطلوبتر نسبت به جنگ تمامعیار است. جنگ اگرچه میتواند ضربات سنگینی وارد کند، اما خطر انسجام داخلی و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی برای اسرائیل را در پی دارد.
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
در مقابل، فشار چندلایه و مداوم، شامل ابزارهای نظامی محدود، اطلاعاتی، اقتصادی و ادراکی، میتواند توان ایران را به تحلیل برده و ابتکار عمل راهبردی را سلب کند. هدف، حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی است تا امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامهریزی بلندمدت بهطور مستمر مختل شود، بدون آنکه تقابل به سطح جنگ فراگیر ارتقا یابد».
۹) گفتنی است این تحلیلگر صهیونیست آبانماه پارسال، از مطالب گروهک موسوم به «مجمع محققین و مدرسین حوزه» و روزنامه زنجیرهای هممیهن در توجیه ایده دو دولتی در سرزمینهای اشغالی ذوقزده شده بود. این مجمع، در پی اعتراضات گسترده مردمی، از موضع خود در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی عقبنشینی کرد. اما جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات مدعی شد باید ایده مذکور را به رسمیت شناخت! این ادبیات تحریفآمیز در حالی بود که حاکمیت ملت فلسطین بر سرزمین خود بهواسطه همین طرح دو دولتی آمریکایی-صهیونیستی، از بین رفت و اشغالگران را بهعنوان موجودیتی مشروع جا انداخت.
پس از انتشار موضعگیری «مجمع محققین»، روزنامه هممیهن (متعلق به کرباسچی) در نوشتهای با عنوان «دو صدا در روحانیت»، از آن موضعگیری استقبال کرد.
به دنبال این اتفاقات بود که راز زیمت (رئیس میز ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل) در شبکه ایکس نوشت: «دیگر صداها در ایران درباره موضوع فلسطین: مقاله روزنامه «هممیهن» بر این است که ایران باید راهحل دو کشور را بپذیرد یا حداقل متعهد به عدم مخالفت با آن باشد تا توانایی ادغام در یک منطقه منطقهای را تسهیل کند. مهم است که تأکید شود این یک روزنامه اصلاحطلب است. حمایت از راهحل دو کشور در روزنامهای در ایران، بیمعنا نیست. ماه گذشته انجمنی از روحانیون وابسته به اردوگاه اصلاحطلبان پس از انتشار مطلبی که خواستار بازگشت اسرائیل به وضعیت قانونی قبل از ۱۹۶۷ شده بود، انتقادات تند محافل محافظهکار را برانگیخت؛ این اعلام نظر بهعنوان به رسمیت شناختن اسرائیل در مرزهای ۱۹۶۷ تلقی میشود.»
💢 روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad