این روایت دوستشه از ماجرا👇
روزی که رسیدم نجف
بهم زنگ زدن گفتن روضه خون مسجدمون از شنبه (۳مرداد)مفقود شده...
تا وقتی که رسیدیم تهران حال خوشی نداشتم
از روزی که رسیدیم
دنبالش بودیم ولی هیچ خبری نبود...
آخرین جایی که تونستیم ردش رو بزنیم میدون آزادی بود
از اون به بعد هیچ جا پیداش نکردیم حتی دوربینای مداربسته
تا همین امروز که ساعت ۱۲ ظهر موقع نماز شنیدم که شهید شده ولی هنوز رسمی نبود...
چند ساعت بعد پلیس تأیید کرد که شهید شده
ولی جنازه ای ازش نیست
یعنی هستا
ولی اربا اربا
با چند تا فیلم که قاتلش گرفته ازش موقع شهادتش
وقتی فیلما رو دیدم فهمیدم از آرمان بدتر شهیدش کردن😭💔
شهید حمیدرضا رجب زاده
یه بسیجی بی ریا
شهیدی که مثل اربابش بی کفن
و مثل علی اکبر(ع) اربا اربا شد / و هنوز جنازه ای ازش برنگشته
#شهیدانه✨
#روایت_حقیقت🖊
Join: @IRANN_114🤍
شهید حمید رضا رجب زاده...
قطعه قطعه اش کردید
شهیدش کردید که بترسونید؟؟؟
چه کسایی رو؟!!!
قاتلین این شهید تحت تعقیبن دستگیر میشن
ولی جوون کشورم گول این اسرائیلی هارو نخور قربونت بشم ما 8 میلیون بسیجی تو ایران داریم چند تارو میخای بکشی؟؟؟
#دیالوگموندگار🤌🏽
Join: @IRANN_114🤍
#رُمـانِایـرآن پارت ۱۵۴
/_سارا:
سارا: گفتم عکس نامزدتو نشون بده نه نیروی منو که الان برام سواله چرا عکسش تو گوشی توعه؟!
یسرا: نامزدمه دیگه اسمشم علی اکبره.
من نمیخواستم باور کنم یا نمیشد؟
یعنی نامزد یسرا نیروی من علی اکبر بود و ما نمیدونستیم؟
علی اکبر کی خواستگاری رفت که ما نفهمیدیم؟
اصلا چجوری تو پرونده اش ثبت نشده؟
وای چی داشتم با خودم میگفتم؟ اون هنوز ازدواج نکرده بود که ثبت بشه.
سارا: چند وقته دیگه نامزد میکنید؟
یسرا: یه هفته دیگه.
خدایا منو ببخش تو یه لحظه ایمانمو با فکرای پوچ دادم.
سارا: من این پسرو میشناسم.
یسرا: شوخی خوبی نبود.
سارا: شوخی نمیکنم جدی میگم این نیروی منه اسمشم علی اکبر رستمیه.
یسرا: جدی؟ یا حسیننننن.
سارا: یعنی چی که من با تو و اون شوهر خل و چلت دوست خانوادگی شدم😂😭
یسرا: خفه شو ببینم من هنوز باورم نمیشه.
شماره علی اکبر گرفت و زنگ زد بهش.
سارا: گوشی رو بزار رو بلندگو.
یسرا: الو سلام اقا علی اکبر میتونم چند لحظه ای وقتتون رو بگیرم؟
علی اکبر: بله بفرمایید .
علی اکبر: میتونم بپرسم اسم سرهنگ تیم تون چیه؟
علی اکبر: خانم ایرانی هستن چطور؟
یسرا: اسم کوچیکشون؟
علی اکبر: سارا خانم .
من از پشت مث دلقکا شکلک در میاوردم و یسرا حرصش گرفته بود🦦
یسرا: ممنون بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم یاعلی.
بی معطلی تلفن رو قطع کرد یکی محکم زد پشت سرم.
یسرا: نخند عوضییی.
سارا: 😂🤣
این داستان ادامه دارد...☘
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: نـاریـا. 🇮🇷
IRAN. ¹¹⁴
#رُمـانِایـرآن پارت ۱۵۴ /_سارا: سارا: گفتم عکس نامزدتو نشون بده نه نیروی منو که
بفرمایید پارت زیبای امروز ✨
104.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا ابد برا هر لحظه...🖤
#رهبر_شهید🕯
Join: @IRANN_114🤍
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بـأی زَنـبٍ قـُتـِلـَت؟
#شهیدانه✨
Join: @IRANN_114🤍
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی با سقای کربلا ببندی به آرزوت
میرسی 🫀
6روز دیگه تا تولد داداش مصطفی🥀
#شهیدانه✨
#شهیدمصطفیعلیخانی🌱
Join: @IRANN_114 🤍
IRAN. ¹¹⁴
وقتی با سقای کربلا ببندی به آرزوت میرسی 🫀 6روز دیگه تا تولد داداش مصطفی🥀 #شهیدانه✨ #شهیدمصطفیعلی
میدونی آقا مصطفی هم مداح بودن🥺