eitaa logo
دیده‌بان امنیت غذایی ایران
266 دنبال‌کننده
49 عکس
7 ویدیو
0 فایل
👤 علیرضا غلامشاهی _________ 🔹️پژوهشگر و تحلیلگر سامانه‌های کشاورزی 🔹برنامه‌ریز راهبردی در حکمرانی بخش کشاورزی 🔹️دبیر جامعه کشاورزی حزب تمدن نوین اسلامی _________ 🔸️پایگاهی برای ارائه دیدگاه‌های شخصی در پی رصد و تحلیل وضعیت کشاورزی ایران @argh1999
مشاهده در ایتا
دانلود
فاصله آزمایش تا واقعیت در آبیاری هوشمند معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی در هفته گذشته اعلام کرد که طرح آزمایشی آبیاری هوشمند در ۱۲۰ مزرعه اجرا شده و استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه «در مراحل ابتدایی» است. این خبر در شرایطی منتشر می‌شود که ایران با محاصره دریایی، قطع زنجیره تأمین تجهیزات پیشرفته و تشدید بحران آب مواجه است. یک سامانه پایدار کشاورزی به سه رکن وابسته است: آب، انرژی و نهاده. آبیاری هوشمند بدون سنسورهای دقیق رطوبت خاک، شیرهای برقی کنترل از راه دور و تأمین انرژی پایدار (پنل خورشیدی)، عملاً غیرممکن است. در شرایط محاصره، واردات این تجهیزات با افزایش ۳۰۰ درصدی هزینه و ریسک از کار افتادگی مواجه است. واقعیت تلخ این است که با وجود ۳.۵ میلیون بهره‌بردار کشاورزی، پوشش ۱۲۰ مزرعه معادل ۰.۰۰۳۴ درصد از کل مزارع کشور است. برای ایجاد تحول در بهره‌وری آب، به مقیاس حداقل ۵۰ هزار هکتار در سال نیاز داریم. مصر و امارات در شرایط مشابه، آبیاری هوشمند را با پوشش ۵۰ درصد از مزارع کلیدی خود در افق ۳ ساله تعریف کرده‌اند. این طرح فاقد سه عنصر اساسی است. اول، برنامه جایگزین برای تأمین قطعات در دوران محاصره. دوم، پیوند آبیاری هوشمند با انرژی خورشیدی برای قطع وابستگی به شبکه برق ناپایدار. سوم، توانمندسازی کشاورزان در تعمیر و نگهداری بومی. وزارت جهاد باید ظرف ۳ ماه، نقشه راه پوشش بحرانی‌ترین دشت‌های کشور را با فناوری‌های ساده و قابل تعمیر داخلی ارائه دهد. در غیر این صورت، ۱۲۰ مزرعه تنها یک خبر تشریفاتی خواهد ماند، نه نقطه عطف تحول امنیت غذایی. علیرضا غلامشاهی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
### گزارش تحلیلی ## «حامینا»؛ وامِ بانکی یا طنابِ نجاتِ زنجیره تأمین نهاده‌های دامی؟ بانک ملت با معرفی طرح «حامینا»، گامی نو در راستای تأمین مالی واردکنندگان و خریداران نهاده‌های دامی برداشته است. در نگاه اول، این طرح با هدف ایجاد «فروش اعتباری» و «تسهیل دسترسی به منابع ریالی» برای تأمین ارز واردات، نویدبخش رفع گره‌های نقدینگی در این زنجیره حیاتی است. اما در هیاهوی معرفی، باید به لایه‌های عمیق‌تر این ابزار مالی و پیامدهای آن برای تولید پرداخت. ۱. ابزار «تأمین مالی زنجیره‌ای»؛ سودی که به کامِ واردکننده می‌رود؟ «حامینا» در واقع یک سازوکار «تأمین مالی زنجیره‌ای» است که بر پایه «اوراق گام» و «برات الکترونیکی» بنا شده است. این طرح به واردکننده اجازه می‌دهد تا به جای دریافت پول نقد، از خریدار خود (دامدار یا کارخانه خوراک دام) «برات» یا «اوراق گام» دریافت کند. این اوراق، با ضمانت بانک ملت، قدرت خرید اعتباری خریدار را افزایش داده و به واردکننده امکان می‌دهد تا منابع مالی مورد نیاز خود را از طریق تنزیل این اوراق (فروش زودهنگام آن‌ها با کسر سود) تأمین کند. ۲. طعمِ تلخِ «هزینه مالی» برای دامدار؛ آیا حامینا، خودکفایی را گران‌تر می‌کند؟ در ظاهر، دامدار دیگر نیازی به پرداخت نقدی ندارد و این یعنی بهبود گردش مالی. اما نکته کلیدی اینجاست: هزینه این اعتبار به چه کسی تحمیل می‌شود؟ در نظام بانکی، «تنزیل اوراق» معمولاً با کسر سود همراه است. اگر نرخ سود (یا تنزیل) این اوراق بالا باشد، عملاً قیمت نهایی نهاده برای دامدار افزایش یافته و این افزایش هزینه، به سفره مصرف‌کننده و در نهایت، به تورم در بخش تولید دام و طیور منتقل خواهد شد. اینجاست که «حامینا» از یک «طناب نجات» بالقوه، به یک «بارِ مالیِ» سنگین‌تر برای تولیدکننده تبدیل می‌شود. ۳. شفافیتِ بانکی؛ رانتِ اقتصادی یا نظمِ بازار؟ استفاده از ابزارهای الکترونیکی مانند «سپامی» و «اوراق گام» قطعاً به شفافیت در معاملات دامن می‌زند و مسیر را برای نظارت بهتر بانک مرکزی هموار می‌کند. اما در شرایطی که بازارهای موازی و نرخ‌های متفاوت ارز وجود دارد، نباید فراموش کرد که هرگونه «حمایت مالی» یا «تسهیل اعتبار» توسط بانک، باید با سازوکاری عادلانه و رقابتی همراه باشد تا از ایجاد رانت‌های جدید و تشدید نابرابری جلوگیری کند. ۴. گره‌گشایی از نقدینگی یا گره‌افکنیِ تازه؟ «حامینا» تلاش می‌کند تا با ابزارهای نوین بانکی، چالش نقدینگی در زنجیره تأمین نهاده‌های دامی را حل کند. اما موفقیت این طرح، بیش از هر چیز، وابسته به «هزینه تمام‌شده» برای تولیدکننده نهایی (دامدار) است. اگر نرخ تنزیل اوراق، هزینه کارمزدها و سایر هزینه‌های جانبی، عملاً قیمت نهاده را از حالت رقابتی خارج کند، این طرح به جای آنکه گره از کار تولیدکننده باز کند، گرهی تازه بر گره‌های موجود خواهد افزود. سخن پایانی: طرح «حامینا» ظرفیت آن را دارد که به یک ابزار مؤثر در مدیریت نقدینگی زنجیره تأمین نهاده‌های دامی تبدیل شود. اما این پتانسیل تنها در صورتی به ثمر خواهد نشست که بانک ملت، نرخ‌های سود و کارمزدهای رقابتی و معقولی را برای این اوراق در نظر بگیرد و اجازه ندهد «شفافیت بانکی» به بستری برای تحمیل هزینه‌های گزاف بر دوش دامداران تبدیل شود. چرا که در نهایت، پایداری تولید دام و طیور کشور، بیش از هر چیز به «توانِ اقتصادی» تولیدکنندگان آن وابسته است. دکتر سیده‌زهرا احمدی مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کشاورزی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
با عرض سلام، قیمت نهاده های دامپروری و برخی اقلام دیگر جهت استحضار تقدیم می گردد. ( قیمت ها به ریال است ) ذرت: ۴۱۳/۴۵۰ کنجاله سویا: ۸۵/۸۱۳ کنجاله کلزا: ۷۱۸/۳۳۳ ذرت علوفه : _ یونجه: ۳۰۹/۱۶۷ جو: ۴۴۰/۵۸۴ گندم: ۴۷۱/۶۶۷ سبوس گندم: ۳۰۲/۵۰۰ سبوس برنج: ۱۳۰/۰۰۰ فسفات: ۲/۲۵۵/۰۰۰ جوش شیرین: ۳۶۷/۰۰۰ پودر چربی: ۲/۴۴۷/۵۰۰ کربنات کلسیم: ۹/۸۷۵ باگاس: ۵/۲۵۰ کاه: ۱۴۱/۶۶۷ گوساله زنده: ۵/۶۳۴/۳۷۵ گوساله کشتار: ۱۱/۶۴۳/۷۵۰ گوشت منجمد گوساله: ۱۱/۳۰۰/۰۰۰ گوسفند زنده: ۶/۶۵۲/۷۷۸ گوسفند کشتار: ۱۴/۴۰۶/۲۵۰ شیر خام: ۶۰۵/۰۰۰
تهدید یا تهاتر؟ مختصر تحلیلی بر آینده امنیت غذایی ایران در معامله جدید با آمریکا در سیاست بین‌الملل، غذا همواره چیزی فراتر از یک کالا بوده است؛ ابزاری برای نفوذ، اهرمی برای چانه‌زنی، و گاهی، سلاحی خاموش. پیشنهاد اخیر آمریکا برای تهاتر پول‌های بلوکه‌شده ایران با ذرت، سویا و گندم، دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند؛ پیشنهادی که در پس ظاهر یک معامله بشردوستانه، معماری یک وابستگی نوین را طراحی می‌کند. ترامپ با صراحت اعلام کرده که این پول در حساب‌های امانی تحت کنترل آمریکا باقی می‌ماند و ناظران دوحه بر هزینه‌کرد آن نظارت می‌کنند، یعنی ایران نه نقشی در مدیریت دارایی خود دارد و نه اختیاری در تعیین نوع کالا. انتخاب ذرت، سویا و گندم که ستون‌های خودکفایی کشاورزی ایران محسوب می‌شوند، تصادفی نیست؛ آمریکا به‌خوبی از وابستگی ۸۰ تا ۸۵ درصدی ایران به نهاده‌های دامی و نیاز ساختاری به غلات آگاه است و دقیقاً همین نقطه آسیب‌پذیر را هدف گرفته است. در سوی دیگر، کشاورزان آمریکایی سال‌هاست که با تورم و ممنوعیت اروپا بر محصولات تراریخته آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ایران قرار است به بازاری برای این مازاد انبارشده تبدیل شود؛ بازاری که حتی متحدان آمریکا از پذیرش کالاهایش امتناع می‌ورزند. این معامله، امنیت غذایی کشور را که ۴۰ درصد آن به گندم وابسته است، در معرض باج‌خواهی احتمالی آینده قرار می‌دهد و با واردات انبوه محصولات تراریخته بدون نظارت کافی، سلامت عمومی را به مخاطره می‌اندازد، همچون فاجعه خون‌های آلوده که از اروپا وارد شد اما این بار در قالب غذا تکرار می‌شود. در واقع، این طرح مصداق عینی «اقتصاد دلاری» است، نه به دلیل جنس ارز، که به دلیل تعریف ارزش‌ها و اولویت‌های توسعه بر اساس منافع صاحبان دلار؛ پولی که می‌توانست صرف آبیاری نوین و توانمندسازی کشاورز ایرانی شود، صرف حل مشکل بازار کشاورز آمریکایی می‌گردد. بنابراین، این پیشنهاد نه یک «معامله»، که یک «باج‌خواهی نرم» با لباس مبادله است؛ پذیرش آن به معنای تقدیم استقلال غذایی به گروگان‌گیری واشینگتن و تبدیل سفره مردم به ویترینی برای اجناس بنجل امپریالیستی است، که هزینه راهبردی آن بسیار سنگین‌تر از هر منفعت کوتاه‌مدتی خواهد بود. علیرضا غلامشاهی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
ذرت، سویا و گندم (قوت غالب) از وارد خواهد شد به‌جای پول‌های بلوکه شده؛ که مساویست با...فقر بیشتر ایرانی، ایرانیان توسط خوراک،عدم ،...احسنتم تیم ایرانی در دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
تهاتر پول بلوکه شده با غله ؛ یعنی مفت‌فروشی به باج‌دهنده‌ای که نظارت کامل بر خرج پول ما دارد. ، ، و که اروپا هم ازش نمیخرد، قرار است سفره ما را پر کند؛ آن هم بدون نظارت، با محصولات تراریخته و در ازای نابودی کشاورز ایرانی. این نه معامله، که باج‌خواهی نرم است. دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
آبیاری زیرسطحی، یک راهبرد ضروری در حکمرانی بخش کشاورزی ایران در شرایطی که راندمان آبیاری در بخش کشاورزی ایران تنها ۳۳ درصد برآورد میشود و کمبود آب به بحرانی پایدار تبدیل شده، آبیاری زیرسطحی میتواند یکی از راهبردهای جدی برای بقای کشاورزی باشد. در این روش، آب از طریق لوله‌های سوراخدار در عمق حدود ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتری خاک مستقیماً در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد. مزیت اصلی، کاهش چشمگیر تبخیر سطحی و رواناب است؛ به‌گونه‌ای که محققان از صرفهجویی ۲۰ تا ۴۰ درصدی آب در این روش خبر داده‌اند. همچنین، آبیاری زیرسطحی از رشد علف‌های هرز جلوگیری می‌کند، امکان کوددهی همزمان را فراهم می‌آورد و خاک را در معرض پوسته‌شدگی و فرسایش قرار نمی‌دهد. در ایران، این روش با موفقیت در باغات پسته کرمان مورد آزمایش قرار گرفته و پژوهش‌ها نشان داده است که با طراحی درست، میتوان رطوبت خاک را تا ۱۲ درصد در منطقه ریشه افزایش داد. همچنین در کشت نیشکر جنوب کشور و یونجه همدان نیز نتایج امیدوارکننده‌ای در کاهش مصرف آب داشته است. سیستم لوله تراوا که توسط محققان دانشگاه یزد طراحی شده، نمونه‌ای از فناوری بومی در این حوزه است که تاکنون در صدها پایلوت باغی اجرا شده است. با این حال، آبیاری زیرسطحی نوشدارو نیست. هزینه نصب آن نسبت به سیستم‌های رایج تا ۲۰ درصد گرانتر است، عیبیابی نشتی در لوله‌های مدفون دشوار است، و در خاک‌های سنگلاخی عملاً قابل اجرا نیست. همچنین استفاده از آب شور میتواند منجر به تجمع نمک در ناحیه ریشه شود. بنابراین، این فناوری بیش از آنکه یک راه‌حل عمومی باشد، یک ابزار راهبردی برای مناطق خاص و محصولات ارزشمند است؛ ابزاری که اگر با دانش فنی و برنامه‌ریزی دقیق همراه شود، میتواند گامی مؤثر در جهت امنیت آبی کشور باشد. علیرضا غلامشاهی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
دیده‌بان امنیت غذایی ایران
نمونه‌ای از اجرای خُرد سامانه آبیاری زیرسطحی در یک مزرعه کوچک همانطور که در این فیلم مشاهده می‌شود، آب توسط اتصالات لوله‌ای به‌سوی محل حضور ریشه جریان دارد. این روش قابلیت کاهش مصرف آب را تاحد چشمگیری دارد؛ که البته‌های چالش‌هایی زیرساختی نظیر هزینه راه‌اندازی را نیز در پی دارند. قابل ذکر است امروزه اجرا و توسعه این سامانه‌ها در کشورهای پیشرو، جزو اولویت‌های راهبردی در حکمرانی بخش کشاورزی خود هستند. دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
پیش‌درآمدی بر تحلیل معامله جدید ایران و آمریکا ذیل امنیت غذایی علیرضا غلامشاهی روزهای اخیر، خبری در فضای سیاسی و اقتصادی ایران پیچیده که اگر نگوییم نگران‌کننده، دست‌کم تأمل‌برانگیز است: پیشنهاد آمریکا برای تهاتر دارایی‌های بلوکه‌شده ایران با محصولات کشاورزیِ صادراتیِ خود——ذرت، سویا و گندم. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که هرگونه دارایی آزادشده‌ی ایران در حساب‌های تحت کنترل آمریکا قرار خواهد گرفت و منحصراً صرف خرید مواد غذایی از کشاورزان آمریکایی خواهد شد. معاون او، جی‌دی ونس، نیز این طرح را با صراحت بیشتری دنبال کرد. این پیشنهاد، فارغ از هرگونه ارزیابی از مذاکرات هسته‌ای و Memorandum of Understanding امضاشده در ۱۷ ژوئن,در ذات خود پرسش‌های راهبردیِ بنیادینی را درباره‌ی امنیت غذایی، استقلال اقتصادی، و حاکمیت ملی ایران برمی‌انگیزد. آنچه در ادامه می‌آید، کوششی است برای واکاوی این پرسش‌ها، فارغ از شعار و مبتنی بر واقعیت‌های موجود.
اول: «آزادسازی» یا «تغییر کاربریِ تحتِ اِعمالِ نظر»؟ نخستین و مهم‌ترین مسئله، خودِ ماهیتِ این «آزادسازی» است. ترامپ به صراحت گفته است که پول‌های آزادشده در «حساب‌های امانیِ تحت کنترل آمریکا» باقی خواهد ماند. خزانه‌داری آمریکا نیز اعلام کرده که ناظران آمریکایی در دوحه بر نحوه‌ی هزینه‌کرد این منابع نظارت خواهند داشت. به عبارت دیگر، دارایی‌های ایران——که متعلق به ملت ایران است——نه‌تنها از انسدادِ مالی خارج نمی‌شود، بلکه کاربریِ آن توسط دولتیِ بیگانه تعیین و نظارت می‌گردد. فواد ایزدی، تحلیلگر نزدیک به جریان‌های اصولگرا، اشاره کرده است که سازوکار پیشنهادی به‌گونه‌ای طراحی شده که «پول ایران از قطر به آمریکا رفته و مواد غذایی از آمریکا به قطر می‌آید و درنهایت وارد کشور می‌شود»——یعنی ایران عملاً در چرخه‌ی معاملاتیِ این منابع نقشی ندارد. رسانه‌ی رجانیوز نیز این ترتیبات را ناقضِ ماده‌ی ۱۱ تفاهم‌نامه دانسته که تصریح دارد وجوه بلوکه‌شده باید «به‌طور کامل در اختیار» ذی‌نفعانِ تعیین‌شده توسط بانک مرکزی ایران قرار گیرد. این سازوکار را به‌سختی می‌توان «آزادسازی» نامید. این، بیشتر شبیه به «تغییر کاربریِ تحت اِعمالِ نظر» است——با این تفاوت که ناظر و تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی، نه دولت ایران، که دولت آمریکاست.