تنگه هرمز؛ گلوگاه امنیت غذایی جهان
از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، تنگه هرمز که شاهراه صادرات کودهای شیمیایی جهان است، به روی کشتیرانی تجاری بسته شده. این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که یک آبراه استراتژیک تأمین نهادههای کشاورزی کاملاً مسدود میشود. حدود ۳۸ درصد از تجارت جهانی کودهای نیتروژنه و ۲۰ درصد کودهای فسفاته از این تنگه عبور میکردند که معادل سالانه ۲۲ میلیون تن کود، عمدتاً اوره، اکنون به بازار نمیرسد.
آخرین محموله موفق، کشتی «ناداب» حامل ۳۵ هزار تن اوره ایران بود که ۲۲ مارس عبور کرد و پس از آن هیچ کشتی تجاری حامل کودی از تنگه نگذشته. هماکنون ۴۴ فروند کشتی با ۲۰۹ هزار تن کود در خلیج فارس سرگردانند و اوره از روز ۴۵ به بعد در اثر رطوبت فاسد میشود.
بحران فقط به حملونقل محدود نیست. تأسیسات پتروشیمی منطقه نیز هدف قرار گرفتهاند. قطر انرژی (QAFCO) بزرگترین تولیدکننده تکواحد اوره جهان با ظرفیت ۵.۶ میلیون تن، در ۵ آوریل با حمله پهپادی سه خط تولید خود را کاملاً از دست داد. ایران تمام مجتمعهای تولید آمونیاک را تعطیل کرده و عربستان، امارات و عمان نیز صادرات خود را متوقف یا کاهش دادهاند. در مجموع تولید جهانی کودهای نیتروژنه حدود ۳۸ درصد سقوط کرده است.
اختلال در فوریه و مارس، بدترین زمان ممکن از نظر تقویم کشاورزی رخ داده. در اروپا، چین، آمریکا، هند و پاکستان فصل کاشت بهاره از اوایل مارس آغاز میشود و تأخیر در تأمین کود یعنی از دست رفتن کل فصل. برزیل و آرژانتین در حال کاشت ذرت و سویای دوم هستند و به کود وارداتی وابستهاند. اندونزی، ویتنام، تایلند و کشورهای آفریقایی نیز در حال کاشت برنج و ذرت در فصل اصلی (مارس تا ژوئن) هستند. کارشناسان FAO میگویند پنجره بحرانی تا اواسط ژوئن است و پس از آن حتی با باز شدن تنگه، برای کشت اصلی دیر شده.
هند با ۸۵ درصد وابستگی نیتروژن به خلیج فارس، فاجعهبارترین وضعیت را دارد و ذخایر آن تنها ۴۵ روز دوام میآورد. برزیل که ۸۰ درصد کود خود را وارد میکند، مجبور به کاهش سطح زیرکشت شده. در آفریقای جنوب صحرا قیمت اوره از ۴۸۰ به ۸۵۰ دلار جهش کرده و کاهش ۱۰ درصدی عرضه کود میتواند تولید ذرت و برنج را تا ۲۵ درصد کاهش دهد. استرالیا بدون تولید داخلی اوره، با کاهش ۴۰ درصدی گندم مواجه است و افغانستان با ۶۶ درصد وابستگی به واردات، در آستانه قحطی قرار دارد.
مدلهای بانک جهانی کاهش تولید در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی میکنند: ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن برنج (۸ تا ۱۰ درصد)، ۴۰ تا ۵۰ میلیون تن ذرت (۱۰ تا ۱۲ درصد) و ۳۵ تا ۴۵ میلیون تن گندم (۹ تا ۱۱ درصد). این کاهش معادل از دست رفتن غذای ۳۰۰ میلیون نفر است. FAO برآورد میکند جمعیت دچار ناامنی غذایی حاد از ۳۴۵ به بیش از ۵۰۰ میلیون نفر در اواخر ۲۰۲۶ برسد.
بر خلاف بحران ۲۰۲۲ که مسیرهای جایگزین داشت، اختلال در هرمز فاقد هرگونه جایگزین عملی است. دور زدن آفریقا از دماغه امید نیک، زمان سفر را از ۱۸ به بیش از ۴۵ روز و هزینه را تا ۳۰۰ درصد افزایش میدهد. ضمن آنکه کشورهای صادرکننده اصلی (قطر، عربستان، امارات، عمان، ایران) همگی در پشت تنگه محبوس شدهاند.
جامعه بینالمللی باید فوراً اقدام کند. حتی اگر جنگ فردا پایان یابد، بازگشت به حالت عادی شش ماه طول میکشد. تنگه هرمز دیگر فقط گلوگاه انرژی نیست؛ اکنون گلوگاه امنیت غذایی جهان است.
شاهپور ابراهیمی
کارشناس ارشد منابع طبیعی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
@IRAN_FSW
کود در انبارها، گرانی در بازار؛ بحران ساختگی یا فشار خارجی؟!
آمارهای تجارت خارجی نشان میدهد واردات انواع کودهای شیمیایی و ارگانیک در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۲ میلیون و ۲۳۷ هزار کیلوگرم رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با واردات نزدیک به ۵۹ میلیون کیلوگرمی سال ۱۴۰۳، کاهش قابلتوجهی در حدود ۴۵ درصد را نشان میدهد. در سوی دیگر، صادرات کود نیز در سال ۱۴۰۴ افت شدیدی داشته و از حدود ۳۵ میلیون کیلوگرم در سال قبل، به حدود ۹ میلیون کیلوگرم رسیده است؛ کاهشی نزدیک به ۷۴ درصد. این افت همزمان در واردات و صادرات بیشتر ناشی از محدودیتهای بینالمللی و سختگیریهای ایجادشده در جریان تأمین و جابهجایی نهادهها عنوان میشود.
بررسی نسبت واردات به صادرات تصویر دقیقتری ارائه میکند. در سال ۱۴۰۳ نسبت ۱.۷ ثبت شده بود؛ یعنی به ازای هر کیلوگرم صادرات، حدود ۱.۷ کیلوگرم کود وارد میشد. این نسبت در سال ۱۴۰۴ به ۳.۵ رسیده است. افزایش این نسبت نشان میدهد با وجود کاهش محسوس واردات، همچنان بخش قابلتوجهی از تولید داخلی مازاد بر نیاز داخل بوده و روانه بازارهای صادراتی شده است. بنابراین کمبود فیزیکی کود در داخل دیده نمیشود و ذخایر انبارها در سطحی قرار دارد که امکان پوشش نیاز داخلی را فراهم میکند.
با وجود این شرایط، بازار کود در سال جاری با رشد شدید قیمتها روبهرو شده است؛ رشدی که منشأ آن نه کمبود واقعی، بلکه افزایش هزینههای اقتصادی و مالی در زنجیره تأمین داخلی است. قیمتگذاری مبتنی بر نرخهای دلاری در بورس کالا و حذف حمایتهای قیمتی از ورودیهای تولید، باعث شده قیمت تمامشده کود برای کشاورزان افزایش یابد. در نتیجه، بخش قابلتوجهی از تقاضا نه بهدلیل محدودیت عرضه، بلکه بهدلیل قدرت خرید پایینتر، از بازار کنار رفته است؛ وضعیتی که میتواند بر الگوی مصرف کود، بهرهوری مزارع و در نهایت بر هزینه تولید غذا تأثیر بگذارد.
بهبود شرایط بازار کود نیازمند مجموعه اقداماتی در حوزه تنظیمگری، شفافسازی و بازبینی سازوکارهای حمایتی است. بازنگری در نحوه قیمتگذاری، کاهش وابستگی قیمتها به نرخ ارز، ایجاد سازوکارهای جبرانی برای کشاورزان و مدیریت هدفمند موجودیها میتواند به ثبات بازار و استمرار مصرف بهینه نهادهها کمک کند. همچنین ارزیابی دقیق اثر محدودیتهای بینالمللی بر زنجیره تأمین کود و برنامهریزی برای کاهش آسیبپذیری این بخش، شرط لازم برای جلوگیری از اختلال در تولید محصولات کشاورزی و حفظ امنیت غذایی کشور است.
سیده زهرا احمدی
مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کشاورزی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
@IRAN_FSW
کالابرگ سراسری شد، اما منابع آن خشکید؛ هشدار برای امنیت غذایی
کالابرگ با هدف جبران آثار آزادسازی ارز، سراسری شد اما اکنون منابع پایدار تأمین اعتبار آن با مشکل جدی روبهرو است. دیدهبان امنیت غذایی ایران میگوید که این وضعیت زنگ خطری جدی به صدا درآورده است.
وقتی منابع کالابرگ تأمین نشود، دولت دو راه بیشتر ندارد: یا پرداختها متوقف یا ناگزیر به استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول میشود(راه مورد قبول اصلاحطلبان). راه اول به معنای حذف ناگهانی حمایت از دهکهای پایین و سقوط آزاد قدرت خرید آنهاست. راه دوم اما تورمی افسارگسیخته ایجاد میکند که ارزش واقعی کالابرگ را ظرف چند ماه به صفر میرساند. در هر دو حالت، جامعه هدف بیپناه میماند.
نکته هشداردهنده اینجاست که تولیدکننده نیز از ابتدا دلاریزه شدن قیمت نهادهها را تحمل کرده و محصول را گران به بازار عرضه کرده است. حالا با بیاعتبار شدن کالابرگ، مصرفکننده توان خرید ندارد و تولیدکننده هم مشتری خود را از دست میدهد. این یعنی رکود در تولید و کاهش عرضه مواد غذایی. پیشنهاد میشود دولت فوراً سازوکار تأمین مالی کالابرگ را از محل مالیات بر عایدی سرمایه یا درآمدهای حاصل از صادرات نهادههای مازاد (مانند کود) بازتعریف کند. در غیر این صورت، امنیت غذایی کشور در کوتاهمدت با بحرانی عمیق روبهرو خواهد شد.
دیدهبان امنیت غذایی ایران
@IRAN_FSW
خبری خوب از سازمان شیلات کشور:
🥇رکوردشکنی تاریخی در تولید میگو
🔹تحقق تولید ۶۲.۵ هزار تنی میگو، رکوردی بیسابقه رقم زد. با افزایش سطح زیرکشت به ۲۲ هزار هکتار، پیشبینی تولید ۹۱ هزار تنی در افق دیده میشود. سازمان شیلات عزم خود را برای تحقق اهداف برنامه هفتم پیشرفت جزم کرده و آبزیپروری ایران در مسیر جهش پایدار قرار داده است.
۶۲.۵ هزار تن میگو؛ رکوردی که پشت آن وابستگی پنهان است
سازمان شیلات ایران اعلام کرده است که تولید میگو به ۶۲.۵ هزار تن رسیده، سطح زیرکشت به ۲۲ هزار هکتار افزایش یافته و چشمانداز تولید ۹۱ هزار تنی در افق برنامه هفتم پیشرفت ترسیم شده است. از امینت غذایی، این رکورد اگرچه از نظر کمی قابل توجه است، اما پرسشهای بنیادینی را درباره ماهیت، پایداری و هزینههای پنهان آن برمیانگیزد.
نخستین پرسش به بهرهوری زمین مربوط میشود. با ۲۲ هزار هکتار سطح زیرکشت و تولید ۶۲.۵ هزار تن، میانگین عملکرد در هکتار کمتر از ۲.۹ تن برآورد میشود. این رقم در مقایسه با متوسط عملکرد مزارع پیشرفته میگو در اکوادور (بیش از ۵ تن در هکتار) یا تایلند (نزدیک به ۶ تن) بسیار پایین است. به عبارت دیگر، رکورد مذکور عمدتاً از طریق گسترش سطح زیرکشت به دست آمده، نه افزایش بهرهوری در واحد سطح. این نوع رشد، هزینهبر و از نظر منابع زمین و آب، غیراقتصادی است.
دومین پرسش به وابستگی شدید به واردات بازمیگردد. صنعت میگوی ایران برای تأمین خوراک آبزیان (که ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینه تولید را تشکیل میدهد)، کنسانتره، ویتامینها، مکملها و حتی لاروهای با کیفیت، کاملاً به واردات متکی است. در شرایط اعمال سیستم ماشه توسط آمریکا، زنجیره تأمین این نهادهها با اختلال جدی مواجه شده است. تجربه سال ۲۰۲۴ نشان داد که در برخی ماهها، قیمت خوراک میگو تا ۸۰ درصد افزایش یافت و بسیاری از مزارع کوچک با سوددهی منفی مواجه شدند. افزایش سطح زیرکشت بدون امنیت تأمین نهاده، نه جهش که ریسک بزرگتری ایجاد میکند.
سومین پرسش به حاشیه سود واقعی و اقتصاد خرد مزارع مربوط میشود. با افزایش قیمت خوراک، انرژی و دستمزد، اما ثبات نسبی قیمت جهانی میگو (تحت تأثیر رکود بازارهای جهانی)، حاشیه سود هر هکتار در حال کاهش است. برخی مطالعات میدانی حاکی از آن است که سود خالص هر هکتار مزرعه میگو در دو سال اخیر بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته است. در چنین شرایطی، گسترش سطح زیرکشت بدون بهبود بهرهوری و کاهش هزینهها، صرفاً به افزایش تولید اسمی میانجامد بدون آنکه سودآوری و پایداری اقتصادی تضمین شود.
پیشنهاد مشخص به سازمان شیلات این است که به جای تمرکز بر رکوردهای کمی، ابتدا میانگین عملکرد در هکتار را با انتقال فناوری تغذیه و مدیریت مزرعه به حداقل ۴ تن برساند، برنامه خوداتکایی در تولید خوراک با استفاده از منابع داخلی (مانند ضایعات کشاورزی و فرآوردههای فرعی شیلاتی) تدوین کند و زنجیره ارزش میگو را از تولید تا فرآوری و صادرات یکپارچه سازد. بدون این اصلاحات ساختاری، رکورد ۶۲.۵ هزار تنی جشن گرفته خواهد شد، اما مزارع میگو یکی پس از دیگری به دلیل زیاندهی تعطیل خواهند شد.
علیرضا غلامشاهی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
@IRAN_FSW
سرابِ خودکفایی در سالِ پرباران؛ وقتی خاک تشنه نیتروژن و کشاورز درمانده از قیمت است.
اظهارات اخیر وزیر کشاورزی مبنی اینکه «باتوجه به بارندگیهای خوب، از نظر تولیدات کشاورزی و اتکا به تولیدات داخلی، امسال سال خوبی را در پیش داریم»، در حالی خوشبینی ایجاد میکند که دادههای هواشناسی و میدانی حکایت از تشدید یک تهدید فیزیکی در مزارع دارد: بارندگیهای گسترده علاوه بر تأمین رطوبت، منجر به آبشویی نیتروژن از خاک شده و میزان ازت قابل جذب برای گیاه را به شدت کاهش داده است.
بررسی وضعیت خاک در مناطق پرباران نشان میدهد کشاورز در سال جاری بیش از هر زمان دیگری به مصرف کودهای ازته نیاز دارد تا خلأ حاصل از شستهشدن مواد مغذی را جبران کند. اما در سوی دیگر، بازار کود با رشد شدید قیمتها روبهرو شده است؛ رشدی که منشأ آن نه کمبود فیزیکی، که افزایش هزینههای اقتصادی و مالی در زنجیره تأمین داخلی است. قیمتگذاری مبتنی بر نرخهای دلاری در بورس کالا و حذف حمایتهای قیمتی از ورودیهای تولید، باعث شده قیمت تمامشده کود برای کشاورزان افزایش یابد.
در نتیجه، بخش قابلتوجهی از تقاضا نه بهدلیل محدودیت عرضه، بلکه بهدلیل قدرت خرید پایینتر، از بازار کنار رفته است. از یک سو خاک نیاز فوری به کود دارد، از سوی دیگر کیف پول کشاورز پاسخگو نیست. وضعیتی که میتواند بارانیترین سال را به یکی از کمبازدهترین فصلهای کشاورزی تبدیل کند؛ جایی که آب مایه برکت نیست، بلکه عاملی برای تشدید فقر غذایی خاک میشود.
پیشبینی «سال خوب» بدون توجه همزمان به نیاز فیزیولوژیک خاک پس از آبشویی و ناتوانی اقتصادی کشاورز در تأمین نهاده، نه علمی است و نه عادلانه. آنچه امسال کشاورزی کشور را نجات میدهد، نه باران که «کود ارزان و در دسترس» است.
دکتر سیدهزهرا احمدی
مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کشاورزی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
حزب تمدن نوین اسلامی
@IRAN_FSW
هدایت شده از حزب تمدن نوین اسلامی
مهندس نوراییفر: روش SSTI مصرف آب را کاهش و محصول را افزایش میدهد
💦مدیریت آب و خاک مهمترین مسئله کشاورزی است و روش SSTI این نیاز را تأمین میکند.
⚡️اگر شیوه کشاورزی کشور تغییر نکند، این صنعت محکوم به فناست. گرانی نهادهها و غیراقتصادی شدن کشاورزی، در آیندهای نزدیک میتواند به تعطیلی این صنعت منجر شود.
💫روش پیشرفته و مدرن آبیاری SSTI برای اقلیم ایران مناسب است. استفاده از پارچه مخصوص با قابلیت انتشار آب در سطح بیشتری از خاک، حفظ رطوبت در حد ظرفیت زراعی، کاهش مصرف آب، فعالسازی میکروارگانیسمها، بهبود ماده آلی خاک، رفع مشکل هجوم ریشه بدون استفاده از مواد شیمیایی، و کاهش ۵۵ تا ۷۵ درصدی مصرف کود از مزایای این روش است.
گزارش جلسه گروه خبرگان کشاورزی حزب تمدن نوین اسلامی:
https://htni.ir/p/580
۴ قلم اساسی در گرو دلار
به راستی ما در کشور صدها و بلکه هزاران نوع ماده غذایی تولید و مصرف میکنیم؛ از لبنیات و نان گرفته تا نوشیدنیها و انواع کنسروها. اما جالب اینجاست که هسته هزینه همه این محصولات تنها به ۴ قلم کالایی گره خورده است:
۱. نهادههای دامی (ذرت، کنجاله سویا، جو)
۲. گندم
۳. روغن خوراکی
۴. شکر
و واقعیت تلخ این است که در هیچکدام از این چهار رکن اساسی، خودکفا نیستیم. یعنی تقریباً همه آنچه سر سفره میبینیم، به واردات این چهار قلم وابسته است.
حالا اگر یک لایه عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که واردات همین چهار قلم هم به یک نقطه واحد وصل میشود: دلار. یعنی هر که کنترل دلار را داشته باشد، عملاً اهرم کنترل امنیت غذایی و معیشت روزانه همه ما را در دست دارد.
و این حقیقت، یک حس عمیق و برحق از ناامنی غذایی و استیصال راهبردی ایجاد میکند. تا وقتی زنجیره تأمین این چهار قلم وابسته به ارز و تحریمپذیر باشد، امنیت غذایی ما پایدار نخواهد شد.
محمد عابدینی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
حزب تمدن نوین اسلامی
@IRAN_FSW
فاصله آزمایش تا واقعیت در آبیاری هوشمند
معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی در هفته گذشته اعلام کرد که طرح آزمایشی آبیاری هوشمند در ۱۲۰ مزرعه اجرا شده و استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه «در مراحل ابتدایی» است. این خبر در شرایطی منتشر میشود که ایران با محاصره دریایی، قطع زنجیره تأمین تجهیزات پیشرفته و تشدید بحران آب مواجه است.
یک سامانه پایدار کشاورزی به سه رکن وابسته است: آب، انرژی و نهاده. آبیاری هوشمند بدون سنسورهای دقیق رطوبت خاک، شیرهای برقی کنترل از راه دور و تأمین انرژی پایدار (پنل خورشیدی)، عملاً غیرممکن است. در شرایط محاصره، واردات این تجهیزات با افزایش ۳۰۰ درصدی هزینه و ریسک از کار افتادگی مواجه است.
واقعیت تلخ این است که با وجود ۳.۵ میلیون بهرهبردار کشاورزی، پوشش ۱۲۰ مزرعه معادل ۰.۰۰۳۴ درصد از کل مزارع کشور است. برای ایجاد تحول در بهرهوری آب، به مقیاس حداقل ۵۰ هزار هکتار در سال نیاز داریم. مصر و امارات در شرایط مشابه، آبیاری هوشمند را با پوشش ۵۰ درصد از مزارع کلیدی خود در افق ۳ ساله تعریف کردهاند.
این طرح فاقد سه عنصر اساسی است. اول، برنامه جایگزین برای تأمین قطعات در دوران محاصره. دوم، پیوند آبیاری هوشمند با انرژی خورشیدی برای قطع وابستگی به شبکه برق ناپایدار. سوم، توانمندسازی کشاورزان در تعمیر و نگهداری بومی.
وزارت جهاد باید ظرف ۳ ماه، نقشه راه پوشش بحرانیترین دشتهای کشور را با فناوریهای ساده و قابل تعمیر داخلی ارائه دهد. در غیر این صورت، ۱۲۰ مزرعه تنها یک خبر تشریفاتی خواهد ماند، نه نقطه عطف تحول امنیت غذایی.
علیرضا غلامشاهی
دیدهبان امنیت غذایی ایران
حزب تمدن نوین اسلامی
@IRAN_FSW